14:55
82
با تو دعا می کنم

او امروز از دیده ها پنهان است و فردا که قیام کند، همه چیز به خواست خداست، خدایی که مهربان است

و رحیم، خدایی که زمین و زمان را از حجتش خالی نمی گذارد. می فهمم که باید فکر کنم و همه

آرزوهایم را از خدا بخواهم. از خدا می خواهم به من صبر و شکیبایی دهد.

به خدا می گویم که آن چه تو تأخیرش را خواهی، من تعجیل آن را نخواهم و آن چه تو تعجیل آن را

خواهی، من تأخیرش را نطلبم.

شادی در دلم می نشیند. آسمان را از پشت اشک هایم می بینم که بال در بال پرنده ها گسترده است.

اشک شادی از چشم هر که این حرف ها را بخواند، جاری می شود. اشک از این همه محبت خدا بر

زمینیان و شادی از این که روزی او خواهد آمد. او که چه غایب و چه ظاهر، احوال مردم را می پرسد. او که

بیش تر از ما دعا می کند. شاید همین دعا را او هم هر روز زمزمه کند. باید تسلیم خواست خدا شد و

باز تکرار کرد: «خدایا آن چه تو تأخیرش را خواهی، من تعجیل آن را نخواهم.» خدا بهترین زمان را برای

آمدن او تعیین کرده است. عجله و شتاب برای ما آدمیان است و باز تکرار می شود در ذهن ها، خدایا آن

چه تو تعجیل آن را خواهی، من تأخیرش را نطلبم.


آذر 1393 آبان 1393 مهر 1393 شهریور 1393 مرداد 1393 تیر 1393 خرداد 1393 اردیبهشت 1393 اسفند 1392 بهمن 1392 دی 1392 آذر 1392 آبان 1392 مهر 1392 شهریور 1392 مرداد 1392 تیر 1392 خرداد 1392 اردیبهشت 1392 فروردین 1392 اسفند 1391 بهمن 1391 آبان 1391 مرداد 1391 تیر 1391 خرداد 1391 اردیبهشت 1391 فروردین 1391

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران