70
فضیلت و اعمال ماه رجب

از پیامبر گرامی اسلام (ص) روایت است که رجب ماه بزگ خداست و ماهی در فضیلت و حرمت به آن نمی رسد، جنگ و مبارزه با کافران در این ماه حرام است و رجب ماه خدا، شعبان ماه من و رمضان ماه امت من است. پس در آن بسیار بگویید:

" استغفرالله و اساله التوبه" یعنی از خداوند آمرزشی میخواهم واز او خواستار توجه واحسانم.

امیرالمومنین(ع) فرمود:" هر که از ماه رجب یک روز اول ماه یا وسط یا آخر ماه روزه بدارد گناهان گذشته و آینده او (به شرط تقوی) آمرزیده می شود.

نماز در هر شب ماه رجب

در هر شب دو رکعت، بعد از حمد سه مرتبه سوره کافرون و یک مرتبه سوره توحید خوانده شود و چون سلام دهد دستها را بلند کند و بگوید:

لا اله الا الله وحده لا شریک له، له الحمد یحیی و یمیت و هو حی لا یموت بیده الخیر و هو علی کل شی قدیر الیه المصیر و لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم اللهم صل علی محمد النبی و الامی و اله.

ودست ها را به صورت خود بکشد.

از رسول اکرم(ص) نقل است:" کسی که این عمل را به جا آورد، حق تعالی دعای او را مستجاب گرداند و ثواب شصت حج و شصت عمره را به او عطا فرماید.


60
واکنش استاد انتظامی به اهانت به امام نقی ع
هتاكي به مقدسات شيعيان توسط يك خواننده زيرزميني دست چندم كه زمان حضورش در ايران اصلا شناخته نمي شد تنها از اين جنبه مهم است كه به نظر مي رسد قرار بود اين يك آغاز باشد.
واكنش انتظامي به هتك حرمت امام هادي(ع)
به گزارش افکارنیوز به نقل از آويني فيلم، تغيير زمين بازي به فرهنگي، اعتقادي كاملا از اين اتفاق مشهود است اينكه دست مي گذارند روي حساس ترين احساس شيعيان. واكنش ها اما به هتاكي ملعون زياد بود و اتحاد به وجود آمده در اين ميان نشان داد اگر در عقايد سياسي و فرهنگي اختلافاتي ديده مي شود زماني كه پاي اعتقادات به ميان كشيده مي شود ديگر شوخي بردار نيست، حالا اين مي تواند هتاكي يك فرد دسته چندم موسيقي هاي معروف به مبتذل باشد.

در اين چند روز اكثر اهالي موسيقي نسبت هتك حرمت امام هادي(ع) واكنش نشان داده اند كه شاخص ترين آن ها شاگرد ميرزا اسماعيل دولابي يعني استاد حسام الدين سراج بود.

برخي بازيگران و اهالي هنر سينما نيز اين هتك را محكوم كردند. اما شايد جالب باشد كه بدانيم واكنش استاد عزت الله انتظامي به اين واقعه چيست.

عزت الله انتظامي در گفت وگو با "آويني فيلم"، گفت: بنده تا به حال اصلا اسم اين خواننده را هم نشنيده ام.

وي ضمن بيان اين نكته كه قطعا حكم صادر شده از سوي مراجع نسبت به اين فرد درست است، تصريح كرد: اصلا اين موضوع به هنر مربوط نمي شود.

گفتني است استاد انتظامي در پايان از وضعيت سينما گلايه مند بود و اظهار داشت: وضعيت كنوني مناسب نيست.

روز گذشته هم، حسام الدين سراج، در گفت وگو با "آويني فيلم"، اقدام خواننده مرتد را دارای "جنبه سياسي" دانسته و با تاكيد بر اينكه هتك حرمت مذكور به هيچ وجه با موسيقي مرتبط نيست، گفت: هنر و هنرمند واقعي رسالتش را مي شناسد و بدان آگاه است.

61
شعر امام نقی ع - رحمان نوازنی

امام هادی النقی(ع)-شهادت

 

دسته دسته فرشته ها هر شب

بر تو عرض سلام می کردند

و بزرگان آسمانی ها

پیش تو احترام می کردند


آسمان ها همیشه دل گرم اند

بس که خورشید مهربان دارید

ذره ای هم به ما بتابانید

از نگاهی که بی کران دارید


باید از فاطمه اجازه گرفت

تا که نام تو را ترنم کرد

باید آری برای ذکر شما

یا وضو داشت یا تیمم کرد


لوحی از یک زیارت جامع

بهترین هدیه شما بر ماست

لوح سبزی که امتداد آن

در میان صحیفه ی زهراست


لحظه لحظه حیاتتان این جا

جان تازه به آسمان می داد

سیره های زلال و پاک شما

عکستان را به ما نشان می داد  


رزق های تمام این عالم

گر چه در دست آسمانت بود

گر چه هر روز آفرینش هم

احتیاجش به لقمه نانت بود


لیک هر روز ای تواضع محض

در پی رزق کار می کردی

و همیشه به نام بسم الله

سفره ات را بهار می کردی


می نویسد زمین کلامت را

می سراید زمان برای ما

دوست داریم بشنویم از تو

چند آیه بخوان برای ما


چشم هایت چقدر خون گرمند

که گدا را به خانه می خوانند

دست هایت چقدر پر مهرند

که کسی را ز در نمی رانند


آه دنیا! چه کرده ای با خود

با خودت با امام خوبی ها

مهر دیدی و در عوض کردی

دشمنی با تمام خوبی ها


تو چه کردی که آسمان لرزید

از غم و غصه های خورشیدش

از جگرهای پاره پاره ی او

از شب و روزهای تبعیدش


این علیِ چهارمی بوده

که به خانه نشینی اش بردی

و شبانه دو دست او بستی

به شب دل غمینی اش بردی


باز شب شد و باز مردی را

سر برهنه به کوچه ها بردند

خاطرات شکسته ی او را

به مدینه، به کربلا بردند


کینه هاشان شکفت وقتی که

ضربه از آفتاب می خوردند

بی حیاها به ناسزا آن شب

پیش چشمش شراب می خوردند


در همان جا که بزم شور و شراب

داغ های تو را شرر می زد

بغض سنگین اشک چشمانت

به حوالی کوفه پر می زد


به همان جا که دست زن ها را

به سر شانه هایشان بستند

و به دستان دختر حیدر

همگی را به ریسمان بستند

××

کاش آن لحظه آسمان ها را

روی کوفه خراب می کرند

چون اسیران اهل بیتی را

خارج از دین خطاب می کردند

شام مثل فضای کوفه نبود

که علی را حساب می کردند

با سری که به چوب می بستند

خواهری را عذاب می کردند

وای آن لحظه بر شما چه گذشت؟

که کنیز انتخاب می کردند


62
شعر امام نقی ع - سیدهاشم وفایی

امام هادی النقی(ع)-مدح و شهادت


وقتی نگاهم را به بــاران می نشانم

 وقتی كه خونِ دل ز دیـده می فشانم

 گُل می كند شـوق تو و با جـذبۀ عشق

 دل را به سوی سـامرایت می كشانم

 چون آینه محو جلالت می شود دل

 مبهوت در قدر و كمالت می شود دل

 یادت چـراغ خلـوت اندیشۀ ماست

 مهرت همیشه در رگ و در ریشـۀ ماست

 ای هـادی گمگشتگــان راه توحیـد

 خـدمت به راه مكتب تو پیشۀ ماست

 بـر سـائـلان آستـان خود كرم كن

 ما را به راه عشق خود ثابت قدم كن

 ای مظهـر كـل صفـات حـق پرستی

 بخشیده از جام شرف بر عشق، مستی

 ما قطرۀ دریـای احســان تو هستیم

 مـا ذره ایـم ای آفتــاب كُـل هستی

 تـاریكی مـا را ببخشــا روشنـائی

 ما را به اوج معــرفت كن رهنمـائی

 ایمان شكـوفـا شـد ز گلــزار لب تو

 عـرفـان فضیلت یـافته از مذهب تو

 ای چشمـۀ جـوشنـدۀ ایثـار و تقـوا

 قـرآن شـده احیــا ز سعیِ مكتب تو

 تو رهبر دین، شهـریـار مُلـك دینی

 تو هــادی راه تمـــام مــؤمنینی

 تو كعبــۀ دل هــایی و قبلــه نمـائی

 تو چـون نسیم صبحگاهی جان فزائی

 گنجینـۀ قـدر و كمـال و علـم و دانش

 تو گـوهـر نـاب جـواد ابـن الرضائی

 جود تو جـوشیده ز جود آن جواد است

 دنیا مرید و درگهت باب المراد است

 ای آن كه تـابـد نو رایمـان از نهادت

 شد جامعـه آئینـه ای از اعتقــادت

 گر دشمـن بیــدادگر بیـداد می كرد

 گلبـانگ پُر شـور تو شـد تیغ جهادت

 روز عدو را بـا كــلامت شام كردی

 مـوج ستـم را خسته و آرام كردی

 آنـان كـه از روز ازل غـرق عنــادند

 غـافل ز روز محشـر و روز معـــادند

 وقتی قـدم در بـركۀ شیـران نهادی

 دیدنـد، شیـران سر به پای تو نهادند

 ای آفتـاب آسمــان حـق پرستی

 در اختیـار تـوست نبض كُّل هستی

 ای آن كه قرآن در تجلایی جهانگیـر

 با آیـۀ تطهیــر كـرده از تــو تقـدیر

 دشمن هجوم آورد در شب بر سرایت

 بردنـد تا بـزم شـرابت با چه تقصیر

 وقتی كه بر بیـدادگر لب را گشودی

 كاخ ستم را بر سرش ویران نمودی

 ای آن كه هستی از تو درس عشق آموخت

 خورشید مهرت چلچراغ عشق افروخت

 با آن همـه قـدر و جــلال و راد مردی

 افسوس با زهر ستم جان و دلت سوخت

 تو سـوختی تا نورحق روشـن بماند

 پر پر شـدی تا باغ دین گلشن بماند

 ای مظهــر صبـر و وقـار و استقـامت

 ای اســوۀ ایمــان و ایثـار و كرامت

 امیــدوارم تـا بگیــری بـا نگـاهت

 دست «وفائی»را به صحـرای قیامت

 ای قبلـۀ امیــد از مــا رو مگـردان

 در رستخیز از عاشقان ابرو مگـردان


63
شعر امام نقی ع - غلامرضا سازگار

امام هادی النقی(ع)-مدح و شهادت


ای دهمین رهبر والا مقام

نجل محمد خلف نه امام

روح دعا، روح سجود و قیام

سایۀ لطفت به سر خاص و عام

مُهر تو امضای صلات و صیام

سیّدنا حضرت هادی سلام

آینة احمدی و مرتضی

واقف آینده ای و ما مضی

هادی راه قدری و قضا

نجل جواد استی و ابن الرضا

جدّ و پدر هر دو امام همام

سیّدنا حضرت هادی سلام

خازن جنت به سرایت فقیر

پیش جلالت متوكل حقیر

ملك دل اهل ولا را امیر

دل كه نباشد به ولایت اسیر

نور الهی است بر آن دل حرام

سیّدنا حضرت هادی سلام  

ای ز كرامت شده غمخوار من

اشك تو در چشم گهربار من

نام تو و ذكر تو گفتار من

سامرۀ توست دل زار من

ای حرم دل ز تو بیت الحرام

سیّدنا حضرت هادی سلام

ای غمت از جور عدو بی حساب

ای جگر شیعه برایت كباب

دیده مدام از متوكل عذاب

از چه تو را برد به بزم شراب

خوب گرفتند ز تو احترام

سیّدنا حضرت هادی سلام

خون عوض اشك فشانم همه

نیست به سوز جگرم خاتمه

ناله شده بر لب من زمزمه

بزم شراب و پسر فاطمه

سوزد از این غم جگرم صبح و شام

سیّدنا حضرت هادی سلام

حیف كه ای بضعۀ پاك جواد

خصم ستم پیشه تو را زهر داد

داغ تو را بر دل عالم نهاد

دور تو كم بود و مصائب زیاد

عمر تو با خون جگر شد تمام

سیّدنا حضرت هادی سلام

سینه ز سوز مِحَن ات سوخت سوخت

شمع صفت جان و تنت سوخت سوخت

شیعه به هر انجمنت سوخت سوخت

آه كه قلب حسنت سوخت سوخت

اشك فشاند ز فراقت مدام

سیّدنا حضرت هادی سلام

حیف كه شد صحن و سرایت خراب

زائر قبر تو شده آفتاب

غربت تو كرده دلم را كباب

خون چكد از دیده به جای گلاب

سوخت از این غم جگر خاص و عام

سیّدنا حضرت هادی سلام


64
شعر امام نقی ع - یوسف رحیمی

امام هادی النقی(ع)-مدح

 

از ابتدا گِل من را خدا مطهر کرد

و بعد عشق تو را در دلم مقدر کرد

به نور ناب نگاه چهارده خورشید

وجود و فطرت و ذات مرا منور کرد

زلال ناب ولایت به جان من نوشاند

سپس تمام دلم را به نام حیدر کرد

به فضل و رحمت زهرا سرشت قلبم را

زلال اشک مرا از تبار کوثر کرد

سپس کمی نمک روضه در وجودم ریخت

به عطر سیب حسینی مرا معطر کرد

مرا اسیر غزل های چشم تو می خواست

نگاه روشنتان را کُمیت پرور کرد

چگونه می شود الطاف بی کران تو را

چگونه می شود ای با شکوه باور کرد

خدا اراده نموده که شاعرت باشم

همیشه هر سحر جمعه زائرت باشم

به غیر وادی عشق تو نیست وادی ما

ولایت تو مبانی اعتقادی ما

شکوه بی حد تفسیر شیعه برکت توست

رهین محضر تو فقه اجتهادی ما

میان چشم تو آیات فتح را دیدیم

خروش تو شده روحیهٔ جهادی ما

و آیه آیه قنوتت ترنم ملکوت

خلوص سجدهٔ تو مسلک عبادی ما

همیشه نور هدایت چراغ محفل ماست

به لطف این که تو هستی امام هادی ما

اگر کم از جلوات جلالی ات گفتیم

بذار این همه را پای کم سوادی ما

شدیم مثل گدایان سامرائی تو

مگیر خرده بر این خواهش زیادی ما

چه می شود که گدایِ گدای تو باشیم

چه می شود بپذیری فدای تو باشیم

همیشه می وزد از مرقدت نسیم بهشت

پر است صحن و سرای تو از شمیم بهشت 

کنار گنبد و گلدسته های تو دیدیم

شکوه عرش خدا، شوکت عظیم بهشت

عبور می‌کند از بین صحن اطهر تو

مسیر روشن حق، راه مستقیم بهشت

همیشه رزق من از دست با کرامت توست

میان جنت الاعلی تویی نعیم بهشت

همین که چشم من آقا به چشم تو افتاد

شدم اسیر نگاهت شدم مقیم بهشت

دوباره شوق زیارت هوائیم کرده

منم کبوتر صحن تو، یا کریمِ بهشت

میان صحن و سرایت کبوترم کردی

تو بال های مرا نذر این حرم کردی

بخوان زیارت پر محتوای جامعه را

بخوان که خوب بفهمم بهای جامعه را

بخوان که روح بگیرد ولی شناسی مان

بخوان و شرح بده آیه آیه جامعه را

نگاه روشن تو ای «مَعادِنُ الرَّحمَة»

بنا نهاده در عالم بنای جامعه را

میان عرش و زمین، در تمامی ملکوت

ببین تجلی بی انتهای جامعه را

بگیر دست مرا، «عادَتُکُمُ الاِحسان»

ببار بر دل من روشنای جامعه را

تو خواستی که فقط پیرو ولی باشیم

همیشه در خط مولایمان علی باشیم

بخوان مرا که به عشق تو مبتلا باشم

بخوان مرا که هوائی سامرا باشم

چه خوب می شود آقای من شوی تا من

تمام عمر در این آستان گدا باشم

مرا اسیر خودت کن که با عنایاتت

ز بندهای تعلق دگر رها باشم

نگاه روشنت اعجاز بی حدی دارد

طلا و مس نه، نظر کن که کیمیا باشم

تو خانهٔ دل من را تکان بده شاید

در آستانهٔ تو زائر خدا باشم

بده برات زیارت که یک شب جمعه

کنار قبر شهیدان کربلا باشم

شوم دوباره دخیل دو قبر شش گوشه

فدائی تو و ارباب با وفا باشم

تمام دار و ندارم همه فدای حسین

چه می شود که بمیرم شبی برای حسین


 


65
شعر امام نقی ع - سید حسن رستگار

امام هادی النقی(ع)-مدح


افلاک همه غلام "هادی" هستند

در چرخش بر" امام هادی" هستند

دردنده ترین وحوش این دنیا هم

چون بره و میش رام "هادی" هستند

×××

مولا همه جا به نامتان می نازم

به عطر خوش کلامتان می نازم

یا "حضرت هادی الائمه" حتی

بر نوکری غلامتان می نازم

×××

برای شاهینِ ملعون


شیطان صفتی و مطمئنم مستی

کاش آن دهن گشاد را می بستی

"بل هم ازل"ی که گفته قرآن "شاهین"

بی شک که توئی، توئی، توئی، تو هستی

×××

در فکر خودت تو مرغ باغی هستی

آواز نخوان که بد کلاغی هستی

توهین به امام شیعیان کردی تو

"شاهین نجفی" عجب الاغی هستی


66
شعر امام نقی ع - حسین رضائیان

امام هادی النقی(ع)-محکومیت توهین ها


ما را در آسمان تولا رها کنید

 در راه عشق آل پیمبر فدا کنید

 کوری چشم دشمن مولای آفتاب

 ما را غلام حضرت هادی صدا کنید

 نام نقی ز جمله ی اسماء نیک ماست

 هر کس جز این سروده ز آدم سوا کنید

 " ای سفره دار عشق خدا یا اباالحسن "

 " آیا شود که گوشه ی چشمی به ما " کنید؟

 ای محتوای آیه ی تطهیر اهل بیت

 رجس و پلیدیِ دلِمان را دوا کنید

 گرد و غبار غفلتمان را ز ما بگیر

 ما را شبیه حضرت سلمان جدا کنید

 آقا عنایتی به دل تنگ عاشقان

 ما را کبوترِ حرمِ سامرا کنید

 با لطف تو زبان " رَضی " از تو گفته است

 آن را قبول و توشه ی یوم الجزا کنید


67
شعر امام نقی ع - سید مجتبی شجاع

امام هادی النقی(ع)-محکومیت توهین ها

 

باید که پی حق تو باشیم آقا

 دلداده ی مطلق تو باشیم آقا

 تا خار به چشم دشمنانت بکنیم

 باید که فرزدق تو باشیم آقا

×××

روزی برود اگر سرم با این شعر

 می گویم و سرفراز محشرم با این شعر

 بر دشمن تو امام هادی، لعنت

 به به که خنک شد جگرم با این شعر

×××

 فردای قیامت به چه خاری آید

 بر یاری تو هر که به زاری آید

 شاعر که برای تو امام هادی

 گر شعر نگوید به چه کاری آید؟!

×××

 از غصه دلت رها شده صد در صد

 دردِ دلِ تو دوا شده صد در صد

 گر نام امام هادی بر لب داری

 پس حاجت تو روا شده صد در صد


68
شعر امام نقی ع - غلامرضا سازگار

امام هادی النقی(ع)-مدح

 

گرفته جان نفسم در ثناى حضرت هادى

دُر سخن بفشانم به پاى حضرت هادى

نداشت طوطى جانم هنوز لانه به جسمم

که بود مرغ دلم آشناى حضرت هادى

صفا و مروه کجا و حریم یوسف زهرا

صفاست در حرم با صفاى حضرت هادى

مقربان الهى فرشتگان بهشتى

کشند منت لطف و عطاى حضرت هادى

ز دست رفته شکیبم خدا کند که نصیبم

شود زیارت صحن و سراى حضرت هادى

درندگان زمین التجا برند به سویش

پرندگان هوا در هواى حضرت هادى

اگر به سامره‏ ام اوفتد گذر سر و جان را

کنم نثار به گنبد نماى حضرت هادى

دلم که درد گناهش به احتضار کشانده

پناه برده به دارالشفاى حضرت هادى

مرا چه قدر که گردم گداى خاک نشینش

که هست خازن جنت گداى حضرت هادى

دهد به روح لطیف ملک، صفا و طراوت

ملاحت سخن دل رباى حضرت هادى

به خاک عطر بهشتى پراکند اگر آید

نسیمى از طرف سامراى حضرت هادى

به عمر دهر مرا گر دهند عمر، نیرزد

به لحظه‏ اى که کنم جان فداى حضرت هادى

به تیرگى نبرى روى و راه خود نکنى گم

هدایت است به ظل لواى حضرت هادى

بخوان زیارت پر فیض جامعه که برى پى

به ارزش سخن دلرباى حضرت هادى

مرا رضایت ابن الرضا خوش است که دانم

بود رضاى خدا در رضایت حضرت هادى


آذر 1393 آبان 1393 مهر 1393 شهریور 1393 مرداد 1393 تیر 1393 خرداد 1393 اردیبهشت 1393 اسفند 1392 بهمن 1392 دی 1392 آذر 1392 آبان 1392 مهر 1392 شهریور 1392 مرداد 1392 تیر 1392 خرداد 1392 اردیبهشت 1392 فروردین 1392 اسفند 1391 بهمن 1391 آبان 1391 مرداد 1391 تیر 1391 خرداد 1391 اردیبهشت 1391 فروردین 1391

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران