113
سه دعای مهم برای امام زمان علیه السلام
 
 
 

1ـ دعا برای شناخت امام زمان (علیه السلام)

معرفت و شناخت امام زمان، امری حتمی و ضروری است، چرا که طبق حدیث نبوی مرگ کسی که نسبت به امام زمانش آگاهی ندارد، مرگ جاهلیت است. بنابراین یکی از وظایف یک مسلمان این است که امام زمانش را بشناسد و در این راه از هیچ کوششی دریغ نورزد. از جمله کوشش‌ها دعا برای شناخت امام از حضرت حق تعالی است که از خدا استعانت بجوید و بخواهد که معرفت امام را برای او میسر و مقدور نماید.

در این مورد دعای معروفی است که مرحوم کلینی در کتاب اصول کافی نقل کرده است. در این دعا پس از درخواست معرفت خدا و معرفت رسول خدا. معرفت امام مسئلت می شده و دستور مواظبت آن به مۆمنان و منتظران ظهور حضرت داده شده است:

اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی نَفْسَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی نَفْسَکَ لَمْ أَعْرِفْ رَسُولَکَ‏؛ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی رَسُولَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی رَسُولَکَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَکَ‏؛ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی حُجَّتَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی‏.

اى خدا تو مرا به خود شناسا کن که اگر تو شناسایم به خویش نفرمایى رسولت را نخواهم شناخت؛ اى خدا تو رسولت را به من بشناسان و گرنه حجتت را نخواهم شناخت؛ خدایا تو حجتت را به من بشناسان و گرنه از دین خود گمراه خواهم شد.

کسی که شیفته واقعی امام زمان (علیه السلام) است در دعا برای ظهور مولایش اسیر الفاظ و گرفتار عبارت پردازی نیست، بلکه از عمق جان دعا می کند و با تمام وجود گمشده اش را می طلبد، تنها زبانش سخن نمی‌گوید، بلکه قلبش در هجران یار می سوزد، دلش در فراق محبوب مضطرب است و دیدگانش در انتظار دیدار اشکبار است

بزرگان دین به دوستان و مۆمنان و عاشقان حضرت مهدی دستور مواظبت این دعا را برای همیشه داده‌اند، بنابراین می‌توان آن را یکی از وظایف شمرد.

 

2ـ دعا برای سلامتی امام زمان (علیه السلام)
 
یکی از وظایف دوستان امام این است که برای سلامت و صیانت حضرت از خطرات و بلایایی که جان امام را تهدید می کند، با هر زبانی که بدان مسلط‌اند، دعا کن‌اند و بهتر آن است که دعاهای مأثور را بخوان‌اند (مانند: دعای اللهم کن لولیک...) و ادعیه دیگر که در مفاتیح الجنان آمده است.

 

3ـ دعا برای تعجیل در ظهور امام زمان (علیه السلام)

یکی از وظایف مسلم شیعیان در زمان غیبت امام زمان، دعا برای قرب ظهور و درخواست تعجیل در قیام آن حضرت است. شیعه راستین و دلباخته امام زمان کسی است که در هر صبح و شام و با هر نماز و نیاز دست حاجت به پیشگاه خدای رۆوف دراز کرده و از او ظهور مولایش را بطلبد.

عاشق دلباخته صبح و شام نمی‌شناسد و در تمام ساعات منتظر ظهور یار و مشتاق دیدار جمال محبوب است. امام صادق (علیه السلام) فرمودند:

فَتَوَقَّعُوا الْفَرَجَ صَبَاحاً وَ مَسَاءً

باید در هر صبح و شام در انتظار ظهور صاحب خود باشی.

و در حدیث دیگر فرمودند:

وَ تَوَقَّعْ اَمْرَ صَاحِبِکَ لَیْلَکَ وَ نَهارَکَ؛

باید شب و روز منتظر فرار رسیدن ظهور صاحب خود باشی.

بنابراین بر همه شیفتگان آن حضرت لازم است دائم به یاد آن امام همام بوده و برای تعجیل در ظهورش دعا کن‌اند و از خدا ظهور او را هر چه سریع تر بخواهند، چرا که با آمدن او تمام ملل نجات می یابند و شیعه به اوج عزت وعظمت خود می رسد.

یقیناً در دولت اهل بیت پیامبر شیعیانشان به اوج عزت خواهند رسید و دشمنانشان به حضیض ذلت، چنانکه حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه) فرمودند:

أکْثِرُو الدُّعاءَ بِتَعْجیلِ الْفَرَجِ فَإِنَّ ذلِکَ فَرَجُکُمْ؛

برای فرج ما بسیار دعا کنید چرا که فرج شما در آن است.


106
باید اینجا حرم درست کنند

هشتم شوال یاد آور سالروز یورش وحشیانه عمال کورباطن وهابی به قبرستان بقیع، مدفن 4 ستاره درخشان آسمان امامت و  ولایت است. در هشتم شوال 1343 هجری قمری یعنی حدود 90  سال پیش وهابیون با تسلط بر مدینه از آنجا که استمرار رابطه شیعیان شیفته اهل بیت از طریق تجمع و عرض ارادت به امامان معصوم را خطری عظیم برای تفکرات دشمنان اسلام به ویژه استعمارگران دین ستیز که در قالب مکتب بی پایه و اساس وهابیت به میدان آمده بود می دانستند، برآن شدند تا با حمله به قبرستان بقیع و تخریب صحن و سرای پیشوایان نور و رحمت به زعم باطل خود مانع نفوذ و گسترش اسلام ناب محمدی (ص) که در تعالیم شیعه متجلی بوده شوند.

لذا با بغض و کینه علاوه بر تخریب و یکسان کردن گنبدهای قبور امام حسن مجتبی (ع) ، امام زین العابدین (ع) ، امام محمد باقر(ع) و امام جعفر صادق (ع)  با خاک آثار منقوش بر روی سنگ قبرها را نیز از بین برده و باعث شدند در طول 9 دهه، شیعیان جهان هر بار که به زیارت بقیع می روند با قلوبی شکسته و چشمانی اشکبار لعن و نفرین خود را نثار حکام ددمنش وهابی کرده و نابودی آنان را آرزو می کنند.

حال که به لطف خدا و  بیداری جهان اسلام و سقوط عمال وابسته به استکبار جهانی و شروع شمارش معکوس برای نابودی مابقی رژیمهای سر سپرده فراهم گردیده، بی صبرانه منتظر یم  تا با پاک شدن سرزمین وحی از  حضور وهابیت  به لطف خدا و کمک عاشقان و شیفتگان اهل بیت عصمت و طهارت  به بازسازی قبور مطهر امامان پرداخته و در کوتاهترین زمان با بازسازی صحن و سرای ائمه هدی گل لبخند را بر لبان همه علاقمندان به خاندان رسالت بنشاند.


94
ایستگاه آخر
 
الهی، خروج از ماه مبارک رمضان را برای ما مقارن با خروج از تمامی گناهان قرار ده و هرآنچه از عیدی بر بندگان برگزیده ات به پاس بندگی خالصانه عطا خواهی فرمود، به ما هم عنایت فرما.
 

ندايي در گوشم گفت: مسافر رمضان! به آخر رسيدي...


معبودا، تو را شکر می گویم که مرا به ضيافت رمضان، ماه رحمت و بخششت راه و در زير بار نعمتهاى بيکرانت جاي دادي، از تو سپاسگذارم که مرا بر روزه اين ماه و نماز و عبادتش به آخرين شب رساندي.

 

ايستگاه آخر است

بايد پياده شوم

ندايي در گوشم گفت: مسافر رمضان! به آخر رسيدي...

حرف رفتن است ...

نگراني از فاصله است

هراس دور شدن دوباره است

 

حرف از رفتن رمضان را با كدامين زبان و كدامين كلمات جفت و جور كنم كه شرمندگي ام داخلش نباشد!؟

حق را ادا کرده باشم و دين بر گردن حقيرم نگذارم

از دعاي وداع آغاز مي کنم

از نگراني ام و از التماس هايم به خدا

خدايا از تو مي خواهم به ذات بزرگوار و كاملت كه اگر گناهى به گردن من باقى مانده است

كه آنرا نيامرزيده اى يا مى خواهى مرا به جرم آن عذاب كنى يا بدان مرا بسنجى ، ببخشي

و از اعماق وجودم مى خواهم كه سپيده دم طلوع نكند تا تو آنها را بر من نبخشيدي

از تو ممنونم که مرا به ضيافت رمضان، ماه رحمت و بخششت راه دادي و مرا در زير بار نعمتهاى بيکرانت جاي دادي

از تو ممنونم که مرا بر روزه اين ماه و نماز و عبادتش به آخرين شب رساندي

و هزاران بار از تو ممنونم که مرا يارى كردى بر انجام فرائض اين ماه

 

 

خدايا بر من منت گذار و از من بپذير اعمالي را که در ضيافت تو به انجام رساندم

خدايا از تو مي خواهم بهترين گذشت و عفو و چشم پوشى و آمرزش را بر من داشته باشي

خدايا از تو مي خواهم هر خير و خوبي و مطلوبي را به رسم لطف و کرامتت بر من عطا کني

به حق بزرگترين و بهترين ماهي که بر من گذشت، نگهدارى دين و رهايى از دوزخ  را نصيبم کن

وداعى كه من از اين ماه مى كنم وداع فنا و مرگ گناههانم قرار ده و در عوض توفيق

سال آينده را نيز بر من عطا کن

و جز اين چه بخواهم از تو

سفره‌هاي ضيافت نور در آخرين روزها يک به يک برچيده مي شود

آخرين دعاها، سوره‌ها، نيايش ها، التماس ها، اشک ها يا رب يا رب ها خوانده مي‌شود و اشک بي قراري سر ريز مي شود

مرا آفريدي و به من نام هاي زيباي خودت را ياد دادي تا در قدر رمضان يا بهتر بگويم در قلب رمضان تو را به هزار و يک اسم بخوانم

آنچه در اين ماه بر من گذشت سراسر خير و برکت بود

واينک به پايان رسيدم

نگرانم

از قول و زنجيري که پاي شيطان را باز مي کند و مرا از تو دور مي کند

ميخواهم به برکت اين ماه از تو بخواهم که کمکم کني

آنگونه که در اين روزها دور بودن از شيطان را ياد گرفتم

در تمام سال آن را اجرا کنم

بگذشت مه روزه، عیــد آمد و عیــد آمد

بگذشت شب هجران معشوق پدید آمد

 



اَللّهُمَّ اَهْلَ الْکِبْرِیاَّءِ وَالْعَظَمَةِ

وَاَهْلَ الْجُودِ وَالْجَبَرُوتِ وَ

اَهْــــــــــلَ الْعَفْوِوَالرَّحْمَةِ

وَاَهْـــلَ التَّقْوى وَالْمَغْفِرَةِ

اَسْئَلُکَ بِحَقِّ هذَا الْیَومِ الَّذى جَعَلْتَهُ لِلْمُسْلِمینَ عیداً وَلِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ ذُخْراً [وَشَرَفاً] وَمَزِیْداً اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ

تُدْخِلَنى فى کُلِّ خَیْرٍ اَدْخَلْتَ فیهِ مُحَمَّداً وَ الَ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تُخْرِجَنى مِنْ کُلِّ سُوَّءٍ اَخْرَجْتَ مِنْهُ مُحَمَّداً وَ الَ مُحَمَّدٍ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلَیْهِمْ اَللّهُمَّ اِنّى

اَسْئَلُکَ خَیْرَ ما سَئَلَکَ مِنْهُ عِبادُکَ الصّالِحُونَ وَاَعُوذُ بِکَ مِمَّا اسْتَعاذَ مِنْه ُعِبادُکَ الْصّالِحُونَ


بارالها، به حق این روزى که آن را براى مسلمانان عید و براى محمد(ص) ذخیره و شرافت و کرامت و فضیلت قرار دادى از تو می ‏خواهم که بر محمد و آل محمد درود بفرستى و مرا در هر خیرى وارد کنى که محمد و آل محمد را در آن وارد کردى و از هر سوء و بدى خارج سازى که محمد و آل محمد را خارج ساختى، درود و صلوات تو بر او و آنها، خداوندا، از تو می طلبم آنچه بندگان شایسته‏ات از تو خواستند و به تو پناه می برم از آنچه بندگان خالصت‏ به تو پناه بردند.

خدایا! 
فطر از فطرت است و فطرت ما را به اولین روز آفرینش بر می گرداند.


مهربانا! 

از خاک بودنم مرا از پرواز باز خواهد داشت و از آنجا که دوستم داشتی، رهایم نکردی؛ 

بهار رمضان را در چرخش ایام بر سر راهم قرار دادی تا سر و تن، دل و جان خودم  را در بارش بارانهای رحمت تو، از هر چه آلودگی و سنگینی و گرد و غبار بزداییم و طاهر شوم.

پروردگارا! 

تو مرا به مهمانی ات فرا خواندی تا در برابر نگاهت، در حضور باشکوه و مهربانت، در بارگاه معنوی ضیافت نورانی ات دوباره به یاد فطرتم بيفتم !

از وابستگی ها، دلبستگی ها، شبکه رکودآور روزمرگی ها، بگذرم و روح تنها و دل پ‍‍ژمرده ام را، در آن اعماق بیابم و با آیینه ای از زلال خوبی ها و پاکی ها به نماز فطر تو بیایم ...

من به اندازه لياقت بندگي ام مزد اين ماه را از صاحبخانه ميگيرم

اگر کم گذاشتم اگر بلد نبودم اگر ياد نگرفتم  توقع بي جا ندارم

لياقت من برداشت همان ميوه اي است که در طول اين فصل بندگي کاشتم

هرچند که  هميشه کم و بد بندگي کردم

انگار بندگي کردن را بلد نيستم

اما به هر حال مي دانم بنده ام

گر بخواني ور براني بنده ايم

بر من ببخش آنچه در اين ماه در جايگاه بندگي ام کم گذاشتم

و به من از سر لطف و کرم هميشگي ات آنچه را که به خوبان و پاکان و مخلصانت مزد مي دهي ، مزد طاعت بده

 

 

و در آخر

اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً.

آمين يا رب العالمين


6
بدبخت ،ماه خدا كيست؟
 
 
 
رمضان ماهی است كه هر انساني تا فرصت دارد باید از آن استفاده كرده و به سوي نيكبختي حركت كند و با كوشش آمرزش الهي را كسب نمايد تا مشمول سخن پيامبر (ص) نگردد كه فرمود همانا بدبخت كسي است كه در اين ماه بزرگ، ازآمرزش خدا محروم بماند.
 

شكي نيست در اينكه بدبختي و خوشبختي در اختيار خود ماست، آدمي مي تواند از راه معصيت و سركشي و طغيان و ظلم و ستم به جايي برسد كه او را اشقي الاولين گويند، چنانكه پيامبر اكرم(ص) در باره ابن ملجم مرادي چنين تعبيري فرموده و امثال نمرود و فرعون و كساني كه راه آنها را رفته و طريق آنها را پيموده اند نیز از مصاديق آدم مي باشند.

همچنین انسان مي تواند از راه بندگي و اطاعت به جاي رسد كه از اولياي خدا گردد و همچون سلمان فارسي شود كه رسول خدا(ص) در حقش چنين بفرمايد "سلمانُِ منّا اهل البيت" و يا آنكه خداوند،پيامبرخود را مامور كند كه آنها را دوست بدارد، همان طوري كه روايت شده كه آن حضرت فرمود: خداوند مرا فرمان داده به دوستي چهار نفر، از او پرسيدند آنها چه کسانی هستند. حضرت فرمود: علي، سلمان، ابوذر و مقداد.

ماه مبارك رمضان ماهي است كه هر انساني بايد ازآن بهره مند گردد و تا فرصت دارد از وقت استفاده كرده و تنبلي و بي تفاوتي را كنار گذارده، به سوي نيكبختي خود حركت كند و از بدبختي بگريزد و با كوشش هر چه تمام تر، آمرزش الهي را كسب نمايد تا مشمول سخن پيامبر (ص) نگردد كه فرمود: همانا بدبخت كسي است كه در اين ماه بزرگ، ازآمرزش خدا محروم بماند.

نقل شده كه آن حضرت روزي بر منبر رفت، چون از پله اول بالا رفت، گفت: آمين! آنگاه به پله دوم قدم نهاد و گفت: آمين! به پله سوم پا گذارد، گفت: آمين! بعد روي منبر نشست. اصحاب پرسيدند براي چه آمين گفتي؟ فرمود: جبرئيل نزد من آمد و گفت: بيني كسي بر خاك ماليده شود كه در نزد او نام تو برده شود، پس بر تو صلوات نفرستد، من گفتم: آمين! آنگاه گفت: بيني كسي بر خاك ماليده شود كه پدر و مادر را درك كند، پس داخل بهشت نگردد، من گفتم: آمين! سپس گفت: بيني آن كسي بر خاك ماليده شود كه ماه رمضان را درك كند وآمرزيده نشود.من گفتم،آمين!.

"بيني به خاك ماليدن" كنايه از بدبختي و ذلت و خواري و مردن و روي زمين كشيده شدن است و لفظ "آمين" كه در دعاها ديده مي شود به معني"خدايا به جا آور" است، چنانكه از امام صادق(ع) نقل شده كه آمين به معني "ربّ افعل" است و يا اسمي است از نام هاي خدا.

ممكن است كسي سوال كند مگر امكان دارد كه شخصي در اين ماه بزرگ كه ماه رحمت و بركت و مغفرت است آمرزيده نشود؟ پاسخ مي دهيم آري زيرا اين نعمت و اين فضيلت، ازآن كساني است كه قدر اين ماه را بداند و براستي به سوي خدا بروند.

اما كساني كه اين ماه را ماه سورچراني و قمار و شراب و خوشگذراني و عيش و نوش و توطئه عليه مسلمانان قرار مي دهند، مسلما بدبخت و دور از رحمت خواهند بود و به عنوان مثال بايد گفت آبي كه حيات بخش و سرچشمه حيات است، همان آب براي عده اي سبب قطع حيات خواهد شد.

يكي از وظايف روزه دار، يادآوري روز قيامت است و اينكه بداند همچنانكه در اينجا به سبب روزه، گرسنه و تشنه خواهد شد، همچنين روزي در پيش رو خواهد داشت كه گرسنگي و تشنگي آن بسيارشديد است و لذا بايد خود را براي چنان روزي، بسازد.

موضوع ذكر و تذكر در قرآن و روايات بسيار ديده مي شود و جدا قابل توجه بوده و سفارش فراوان نسبت به آن گرديده و اتفاقا در بسياري از موضوعات به كار برده شده است.

-در خداشناسي و عظمت پروردگار چنانكه در آيات بسياري دارد که پروردگار خود را به يادآور. (آيه ۴۵ سوره انفال)

- در نعمتهاي الهي، چنانكه دارد نعمت هاي خدا را ياد كنيد. (آيه ۲۳۱ سوره بقره)

-درباره آفرينش خود انسان. (آيه ۶۷ سوره مريم)

- درباره يادآوري بندگان خالص، پيامبران و.. (آيه ۱۶ سوره مريم)

-درباره آنچه در كتاب هاي آسماي است،چنانكه فرموده؛بياد آوريد آنچه را كه در تورت است. (آيه ۲۴ سوره ص)

-درباره خلقت موجودات،از طريق زوجيت و طريق ديگر فرود آمدن باران ازآسمان. (آيه ۴۹ سوره الذاريات)

- درموضوع تقوا، زنده كردن مردگان، بهشت و جهنم، و اصل مردن و صدها موضوع ديگر. (آيه ۸۰ سوره انعام)

امام عسكري(ع) فرموده است: احتضار خود را در نزد زن و بچه ات به يادآور كه نه طبیبی هست كه ترا از مرگ باز دارد و نه دوستي كه ترا نفع دهد. همچنين حضرت علي(ع) فرموده است: هر كه دوري سفرآخرت را به ياد آوردآماده گردد، يعني به واجبات پرداخته و از محرمات دوري نمايد و به طور خلاصه براي آخرت خود توشه بر گيرد.

منبع : جام نیوز


136
نظر پدر معنوی فرقه وهابیت درباره قاتل امیرمومنان(ع)
 
 
 

پیشتر خالد انصاری کارشناس شبکه وهابی و تفرقه انگیز وصال فارسی در سخنانی عجیب، ابن ملجم، قاتل امیرالمومنین علی بن ابی طالب (علیه السلام) را مسلمان معرفی کرده و مدعی شده بود : «ما برای اثبات اسلام عبدالرحمن ابن ملجم نیازی نیست دلیل بیاوریم. ابن ملجم خودش مجتهد بوده و اجتهاد کرده...»


مجری این شبکه کوشید تا با اشاره به سخنی از ابن تیمیه (پیشوای وهابیت) این توهین سخیف را تعدیل کند، اما در حین صحبت به خاطر آورد که نظر ابن تیمیه نیز در مورد قاتل وصی رسول اکرم(ص) نیز همان سخن کارشناس برنامه است.


به همین جهت این مجری وهابی با تغییر دادن یک باره موضع خود و بریده بریده صحبت کردن مدعی شد: «ابن تیمیه می گوید که مسلمان بودن ابن ملجم از ...... یک قیاس می کند ...ولی مهم این است که ظالم است...ولی خب تکفیرش کردن...»


اما بد نیست بر یک نمونه از دشمنی های  پدر معنوی فرقه وهابیت با امیرالمومنین مروری داشته باشیم. از جمله اموری که دشمنی ابن تیمیه با امیرالمومنین علیه السلام را هویدا می کند برخورد دوگانه او با دشمنان و مبغضین ابی بکر و عثمان و دشمنان و مبغضین امیرالمومنین علیه السلام میباشد.


وی در مورد دشمنان ابی بکر چنین میگوید :

«و از این رو منافق ترین گروه ، دشمنان ابی بکر می باشند زیرا در میان صحابه هیچکس غیر از او محبوب تر در نزد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نبود و هیچکس نیز به اندازه ابی بکر ، محبت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله را در دل نداشت. برخی (از همین دشمنان ابی بکر ) از بزرگترین نشانه های نفاق بودند و برای همین است که در هیچ گروهی به اندازه نصیریه و اسماعیلیه، منافقان که دشمنی ابی بکر را دارند پیدا نمی شود.»

منهاج السنة النبوية ، ج 4 ص 300 ، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728 ، دار النشر : مؤسسة قرطبة - 1406 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. محمد رشاد سالم

بر این اساس، دشمنان ابی بکر همگی منافق اند و هیچ شکی در این امر وجود ندارد!

وی در مورد قاتل عمر میگوید :

« ابولولوه کافری بود که عمر را به قتل رساند همچنان که یک کافر، مومنی را به قتل میرساند و اینگونه شهادت بسیار بزرگتر از شهادتی می باشد که بوسیله یک مسلمان باشد . زیرا کشته شده بوسیله کافر دارای مقامی والاتر از کشته شده بوسیله کافر است.»

منهاج السنة النبوية ، ج 6 ص 31 ، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728 ، دار النشر : مؤسسة قرطبة - 1406 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. محمد رشاد سالم


و یا میگوید :

«کسی که عمر را کشت کافری بود که با اسلام و پیامبر و امت اسلامی دشمنی داشت و این عمل وی نیز از روی دشمنی با اینان بوده است.»

منهاج السنة النبوية ، ج 7 ص 153 ، اسم المؤلف:  أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728 ، دار النشر : مؤسسة قرطبة - 1406 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. محمد رشاد سالم


این مطلب نشان میدهد که قاتل عمر، کافر بوده و حرمتی نداشته و بلکه کفر او سبب بالا رفتن مقام شهادت عمر می باشد ! (البته در این زمینه گفتنی بسیار است.)

در جای دیگر در مورد قاتلان عثمان میگوید :

عثمان را نکشتند مگر گروهی اندک که سرکش و ظالم بودند  .... و کسانی که سعي در قتل عثمان داشته‌  اند همه خطاكار، بلكه ظالم و سركش و متجاوز بوده‌اند. (در حالی که قاتلان عثمان در تاریخ مشخص هستند)

منهاج السنة النبوية ، ج 6 ص 296 - 297 ، اسم المؤلف:  أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728 ، دار النشر : مؤسسة قرطبة - 1406 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. محمد رشاد سالم

حال که موقف ابن تیمیه در مقابل دشمنان ابی بکر و قتله عمر و عثمان مشخص شد ، بد نیست که نظرات او را در مورد دشمنان و قاتل امیرالمومنین علیه السلام ببینیم .

***  وی میگوید :

آن كسى كه على(علیه السلام) را كشت، اهل نماز و روزه بود و قرآن مى خواند و معتقد بود كه كشتن على(علیه السلام) مورد رضايت خدا و پبامبر است و اين كار را به خاطر به دست آوردن محبت خدا و پيامبر انجام داد، اگر چه در اين عقيده دچار گمراهى شده بود .

منهاج السنة النبوية ، ج 7 ص 153 ، اسم المؤلف:  أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728 ، دار النشر : مؤسسة قرطبة - 1406 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. محمد رشاد سالم

*** و در جای دیگر در مورد ابن ملجم ملعون میگوید :

و لذا - على بن ابى طالب علیه السلام - را يكى از خوارج به نام عبد الرحمن بن ملجم در حالى كه از عابدترين انسان ها بود به قتل رساند .

منهاج السنة النبوية ، ج 5 ص 47 ، اسم المؤلف:  أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728 ، دار النشر : مؤسسة قرطبة - 1406 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. محمد رشاد سالم


یعنی ابن ملجم مرادی خارجی ، با اینکه قاتل امیرالمومنین علیه السلام است ولی از عابدترین مردم و اهل نماز و روزه و قرآن بوده و نیت وی قربت الی الله بوده است !!

*** وی در جای دیگر ، این چنین سخن می گوید :


خداوند خبر داده است: «مسلّماً كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده ‏اند، خداوند رحمان محبّتى براى آنان در دلها قرار می دهد!» و روشن است كه خداوند محبت صحابه را در دل هر مسلمانى قرار داده است؛ به ويژه خلفا و به ويژه ابوبكر و عمر؛ چرا كه تمام صحابه و تابعين اين دو نفر را دوست داشتند و (آن زمان) بهترين قرن‌ها بود. اما در باره على اين چنين نبود؛ زيرا بسيارى از صحابه و تابعين بغض على را در دل داشتند، او را سب مى‌كردند و با او مى‌جنگيدند.

منهاج السنة النبوية ،ج 7 ص 137 - 138 ، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728 ، دار النشر : مؤسسة قرطبة - 1406 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. محمد رشاد سالم


پس دشمنی با امیرالمومنین علیه السلام نه تنها در میان تابعین وجود داشته بلکه در میان برخی اصحاب نیز دشمنی با امیرالمومنین علیه السلام بوده است .

*** وی در دفاع از کسانی که به همراه امیرالمومنین علیه السلام در جنگها شرکت نکرده (با اینکه ایشان ، اولی الامر بودند ) و در اثبات بهشتی بودن کسانی که با ایشان جنگیدند میگوید :

و کسانی که با علی (علیه السلام) جنگیدند از این حالات خارج نیستند: یا گناهکار بودند ، یا مجتهد خطا کار بودند و یا عملشان صحیح بود و در هر صورت، هیچ اشکالی بر ایمان آنها نبوده و این مطالب مانع بهشت رفتن آنها نمیشود!

پس هر کس که با علی (علیه السلام) جنگید، با اینکه ستمکار است ولی این امر سبب خروج وی از ایمان نمیگردد و (این مطلب ) سبب وجوب آتش جهنم بر او و نرفتن به بهشت نمی گردد زیرا اگر ظلم و ستم به دلیل تاویل باشد، مجری آن اجتهاد کرده است.

منهاج السنة النبوية ،ج 4 ص 393، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728 ، دار النشر : مؤسسة قرطبة - 1406 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. محمد رشاد سالم


حتی کسانی از دشمنان امیرالمومنین علیه السلام که خطا کار بوده و جنگیدنشان با امیرالمومنین علیه السلام نیز از بیخ و بن غلط بوده ، باز هم اشکالی بر ایمانشان نیست و مستقیماً وارد بهشت میشوند!

و چگونه است که قاتلان عثمان مستوجب هرگونه توهین و نفرین هستند ولی کسانی که با امیرالمومنین علیه السلام مقاتله کردند، مجتهدند و حتی اگر ستمکار باشند باز هم اجر می برند زیرا مجتهد خطا کارثواب می برد؟

پس تاکنون معلوم شد که رتبه کسانی که علیه امیرالمومنین علیه السلام هر کاری در ذم و ملامت و دشمنی و جنگ کرده اند از جمله افراد گمنام نبوده اند بلکه گروهی از صحابه و تابعین بوده اند!


دقت در این گفتار ابن تیمیه و همچنین در نظر داشتن پیش فرض اهل تسنن در بالا بودن رتبه صحابه و تابعین در نزد جمهور آنها ما را به این مطلب رهنمود میسازد که ابن تیمیه قصد القاء این سخن را دارد که : علی(علیه السلام) کسی بود که بزرگان اسلام با وی مشکل داشتند و دوران او دوران فتنه و جنگ بود و همان بزرگان صحابه، او را مورد نقد و خدشه قرار داده اند! ولی در مقابل، کسانی که علیه ابی بکر و عمر و عثمان سخن گفته اند مشتی منافق و کافر و باغی و ظالم بوده اند !

***  این ناصبی در دفاع از خوارج چنین میگوید :

پس خوارجی که علی (علیه السلام) را تکفیر کردند، اگر قرار باشد بیان شود: در مورد علی (علیه السلام) بخاطر شبهه او را دارای مقام الوهیت دانستند، پس می توان چنین گفت که کفر وی نیز از روی شبهه بوده و می توان چنین گفت که گناهانی از او صادر شد که اقتضای آن تکفیر وی توسط خوارج است (با اینکه ) خوارج ، بیشتر و عاقل تر و دیندارتر از کسانی هستند که ادعای الوهیت در مورد علی (علیه السلام) می کنند. پس اگر قرار باشد که به چنین مطلبی احتجاج کرده و ادعا را منقبتی برای او بدانیم، ادعای دشمنان علی (علیه السلام) و خوارج نیز همانند این ادعا بوده و بلکه قوی تر است ! پس مقام خوارج کجا و غالیان رافضی کجا ؟!
(زیرا) خوارج از همه مردم نمازخوان تر و روزه گیر تر و قرآن خوان تر بوده و صاحب سپاه و لشکر بوده و باطناً و ظاهراً متدیّن به دین اسلام بوده اند !

منهاج السنة النبوية ،ج 4 ص 37 - 38، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728 ، دار النشر : مؤسسة قرطبة - 1406 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. محمد رشاد سالم

این همه تعریف و تمجید از منحرفینی همچون خوارج چه الزامی دارد؟ آیا باید کسی که منحرف و خارج از دین است را به الفاظ حمیده ستود؟


حال چگونه است که ابن تیمیه به صراحت بیان می کند که خوارج، ظاهراً و باطناً متدیّن به اسلام بوده اند؟ پس چرا نامشان را خوارج می نامد؟ کسی که ظاهر و باطنش مسلمان باشد را خارجی می نامند؟

این سخنان ابن تیمیه عملاً فریادی بلند، مخفی در میان کلمات است که به همه مسلمانان ندا میدهد: چگونه به شما بفهمانم که من از علی متنفرم و با او دشمن هستم ؟!

 

منابع: جام نیوز / اسلام تکس

 

 


آذر 1393 آبان 1393 مهر 1393 شهریور 1393 مرداد 1393 تیر 1393 خرداد 1393 اردیبهشت 1393 اسفند 1392 بهمن 1392 دی 1392 آذر 1392 آبان 1392 مهر 1392 شهریور 1392 مرداد 1392 تیر 1392 خرداد 1392 اردیبهشت 1392 فروردین 1392 اسفند 1391 بهمن 1391 آبان 1391 مرداد 1391 تیر 1391 خرداد 1391 اردیبهشت 1391 فروردین 1391

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران