به حقیقت برو، بگو آمدم.
اگر گفتند: اینجا چرا آمدی؟ بگو به کجا روم و به کدام در رو کنم؟
این ره است و ره دوم ره نیست این دراست و در دوم در نیست
اگر گفتند به اذن که آمدی؟ بگو شنیده ام:
به ضیافتخانه ی فیض نوالت منع نیست در گشاده است و صلا در داده خوان انداخته
اگر گفتند: تا به حال کجا بودی؟ بگو ره گم کرده بودم.
اگر گفتند چه آوردی؟ بگو اولا دل شکسته که از شما نقل است:
در کوی ما شکسته دلی میخرند و بس بازار خود فروشی از آن سوی دیگر است
و ثانیا:
جز نداری نبوده مایه ی دارایی من طَمَع بخششم از درگه سلطان من است
و ثالثا: الهی! آفریدی رایگان، روزی دادی رایگان، بیامرز رایگان، تو خدایی نه بازرگان.
اگر گفتند: بیرونش کنید، بگو:
نمی روم ز دیار شما به کشور دیگر برون کنیدم از این در، درآیم از در دیگر
اگر گفتند قابلیت استفاضه نداری، بگو: قابلیت را هم شما افاضه می فرمایید.
باز اگر به تو اعتراض نمودند بگو:
بــه والله بـــه بالله بـــه تالله بـــه حق آیه نصر من الله
که مو از دامن دست برندارم اگر کشته شوم الحکم لله
اگر گفتند: مذنبی، بگو: اولا شنیده ام شما غفارید و ثانیا من مَلَک نیستم، آدمی زاده ام و ثالثا:
ناکرده گنه در این جهان کیست بگو؟ آنکس که گنه نکرده و زیسـت بـگو؟
من بــد کنـم و تو بد مکـافـات دهـی پس فرق میان من و تو چیست بگو؟
اگر گفتند: این حرف ها را از کجا یاد گرفته ای؟ بگو:
بلبل از فیض گل آموخت سخن ور نبود این همه قول و غزل تعبیه در منقارش
اگر گفتند: چه میخواهی؟ بگو:
جز تو ما را هوای دیگر نیست جز لقای تو هیچ در سر نیست
حضرت آیت الله علامه حسن زاده آملی / جمع پراکنده، ص ۱۸۹
جایگاه و اهمیت شب قدر
چنان كه درك شب قدر، كاری مشكل است، بیان جایگاه و «قدر» شب قدر نیز عملی است دشوار كه تنها راه یافتگان به آن شب عزیز میتوانند واقعیت و حقیقت آن را بیان دارند؛ چرا كه قرآن به پیامبر خدا فرمود: «و تو چه دانی شب قدر چیست؟»
در وصف آن همین بس كه «از هزار ماه برتر است» و مسائلی بر قدر و منزلت این شب افزوده است:
1- نزول قرآن
نزول جامعترین، كاملترین و ماندگارترین كتاب الهی بر عظمت و منزلت شب قدر افزوده است. قرآن خود میگوید: «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی اُنْزِلَ فیهِ الْقُرْانَ»(بقره/ 185)؛ «ماه [مبارك] رمضان ماهی است كه در آن قرآن نازل شده است.» اما در چه شبی از شبهای آن ماه، قرآن نازل شده است؟ آیه دیگر بیان میكند كه «اِنّا اَنْزَلْناهُ فی لَیْلَةٍ مُبارَكَةٍ» (دخان/ 3)؛ «به راستی، آن [قرآن] را در شبی پر بركت نازل كردیم.» و این شب مبارك را در سوره قدر مشخص فرموده كه «اِنّا اَنْزَلْناهُ فی لَیْلَةِ الْقَدْرِ» (قدر/ 1)؛ «به حقیقت ما آن [قرآن] را در شب قدر فرود آوردیم.» پس باید گفت نزول قرآن در چنین شبی بر عظمت آن میافزاید. این نكته را هم اضافه كنیم كه این نزول، نزول دفعی است بر قلب رسول گرامی اسلام، نه نزول تدریجی كه آغاز آن با آغاز بعثت یعنی بیست و هفتم رجب همراه است.
2- تقدیر امور
در نامگذاری شب قدر بیانهای مختلفی وارد شده است: برخی آن را به معنای شبی با عظمت و بزرگ «لَیْلَةُ الْعَظَمَة» (مجمع البیان، ج1، ص 518) گرفتهاند؛ چرا كه قدر در قرآن به معنای منزلت و بزرگی خداوند آمده، در آیهای میخوانیم: «ما قَدَرُوا اللهَ حَقَّ قَدْرِهِ»(حج/ 74) ؛ «قدر ندانستند (و نشناختند) خدا را آنگونه كه حقّ عظمت او بود.»
«قدر» به معنای تقدیر و اندازهگیری و تنظیم است. این معنی را هم لغت تأیید میكند و هم قرآن و روایات. راغب اصفهانی میگوید: «لَیْلَةُ الْقَدْرِ اَیْ لَیْلَةٌ قَیَّضَها لِأُمُورٍ مَخْصُوصَة » (المفردات فی غریب القرآن، ص 395)؛ شب قدر یعنی شبی كه (خداوند) برای [تنظیم و تعیین] امور مخصوصی آن را آماده [و مقرّر] نموده است.» و قرآن كریم میفرماید: در آن شب «یُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكیمٍ» (دخان/ 4) «هر كاری بر طبق حكمت [خداوند] جدا (و تعیین و تنظیم) میگردد.»
و امام صادق علیه السلام فرمود: «التَّقْدیرُ فی لَیْلَةِ الْقَدْرِ تِسْعَةُ عَشْرٍ، وَالاِْبْرامُ فی لَیْلَةِ اِحْدی وَ عِشْرینَ وَالْاِمْضاءُ فی لَیْلَةِ ثَلاثَ وَ عِشْرینَ (وسائل الشیعه، ج 7، ص259)؛ « تقدیر امور و سرنوشتها در شب قدر، یعنی شب نوزدهم، تحكیم آن در شب بیست و یكم، و امضا آن در شب بیست و سوم صورت میگیرد.»
و امام رضا علیه السلام فرمود: «... یُقَدَّرُ فیها ما یَكُونُ فی السَّنَةِ مِنْ خَیْرٍ اَوْ شَرٍّ اَوْ مَضَرَّةٍ اَوْ مَنْفَعَةٍ اَوْ رِزْقٍ اَوْ اَجَلٍ وَ لِذلِكَ سُمِّیَتْ لَیْلَةُ الْقَدْر (عیون اخبارالرضا، ج2، ص 116)؛ در آن شب (قدر) آنچه كه در سال واقع میشود، تقدیر و اندازهگیری میشود، از نیكی و بدی و سود و زیان و روزی و مرگ. به همین جهت نیز شب قدر شب اندازهگیری نامیده شده است.»
و طبق روایات فراوانی (بحار الانوار، ج94) سرنوشت افراد برای سال بعد، مانند: رزق و روزی، مرگ و میرها، خوشی و ناخوشیها، حج رفتن و حوادث دیگر زندگی، بر اساس استعدادها و لیاقتها، رقم میخورد، و این تقدیر حكیمانه هم، در انسان هیچ گونه «اجبار» و «سلب اختیاری» به وجود نمیآورد. میتوان بین تمام اقوال این گونه جمع كرد كه در این شب با عظمت و بزرگ، با فرود ملائكه آسمانی، تقدیرات یك سال مشخص و بر قلب حجّت زمان علیه السلام عرضه می شود.
3- سند امامت
شب قدر بزرگترین سند امامت و تداوم آن در طول زمان است. در روایات فراوانی، وجود شب قدر را در هر زمان دلیل لزوم امامت و بقای آن دانسته اند، لذا سوره قدر به منزله شناسنامه اهلبیت علیهم السلام شمرده شده است كه به برخی روایات اشاره میشود:
از امام صادق علیه السلام نقل شده است كه فرمود: علی علیه السلام زیاد میفرمود: هیچ گاه تیمی و عدوی (ابوبكر و عمر) خدمت پیامبر جمع نشدند مگر آن كه آن حضرت سوره «اِنّا اَنْزَلْناهُ ...» را با خشوع و گریه میخواند، سپس آن دو عرض میكردند چقدر رقّت شما نسبت به این سوره شدید است. پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله میفرمود: به جهت آنچه چشمم دیده و دلم فهمیده است و به جهت آنچه دل این شخص [یعنی علی علیه السلام ] پس از من خواهد دید. آن دو می گفتند: مگر شما چه دیدهای و او چه می بیند؟
فرمود: پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله برای آن دو نوشت «تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فیها بِاِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ اَمْرٍ» ؛ «ملائكه و روح در آن شب با اذن پروردگارشان برای (تقدیر) هر كاری نازل میشوند.» آنگاه میفرمود: آیا بعد از «كُلُّ اَمْرٍ؛ تمام امرها» كه خداوند میفرماید، چیزی باقی خواهد ماند؟ می گفتند: نه. سپس حضرت می فرمود: آیا میدانید آن كسی كه هر امری بر او نازل میشود كیست؟ می گفتند: تو هستی ای رسول خدا! آنگاه میفرمود: بله ولی آیا شب قدر بعد از من هم ادامه دارد؟ می گفتند: بله. می فرمود: آیا [در شبهای قدر] بعد از من هم آن امر نازل میشود؟ می گفتند: بله. سپس می فرمود: بر چه كسی؟ می گفتند: نمی دانیم. سپس آن حضرت از سر من (علی) میگرفت (و دست را روی سر من قرار میداد) و میفرمود: اگر نمیدانید بدانید، آن شخص پس از من این مرد است.
فرمود: پس آن گاه آن دو نفر همیشه اینگونه بودند كه شب قدر را بعد از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله به سبب هراسی كه بر دل آن دو میافتاد، میشناختند.» (اصول كافی، ج1، ص 363 – 364)
و در جای دیگر علی علیه السلام فرمود: «به حقیقت شب قدر در هر سال وجود دارد و امر سال در آن شب نازل میشود و به راستی برای آن امر صاحبان امری است. عرضه شد آنان چه كسانی هستند؟ فرمود: «اَنَا وَ اَحَدَ عَشَرَ مِنْ صُلْبی اَئِمَّةً مُحَدَّثُونَ» (بحارالانوار (همان)، ج 94، ص15)؛ من و یازده امام از نسل من كه همه امامانی محدَّث میباشند ( ملائكه را نمیبینند ولی صدای آنها را میشنوند).»
و در برخی روایات آمده كه خود ولایت علی علیه السلام و ائمه علیهم السلام جزء تقدیرات آن شب است (همان، ص18) و دستور دادهاند كه با مخالفان برای اثبات امامت و بقای آن و زنده بودن مهدی علیه السلام به شب قدر استدلال كنید.(اصول كافی، ج1، ص 353) آری، بقای شب قدر دلیل محكمی است بر بقای امامت و بقای امامت اقتضا میكند حیات و زنده بودن مهدی علیه السلام را و حیات مهدی علیه السلام نشانه حیات مذهب پیشتاز و همیشه در صحنه تشیّع است. لذا اسلام اصیل و قرآن تا ابد زنده است.
از اینجا روشن شد كه شب قدر، یعنی شب ولایت و امامت و معنای روایاتی كه شب قدر را به فاطمه زهرا علیهاالسلام تفسیر نموده (فرات كوفی، ص581) است، روشن شد كه حقیقت شب قدر امامت و ولایت است و حقیقت ولایت و امامت زهرای مرضیه علیهاالسلام است.
4- بخشش گناهان
یكی دیگر از ویژگیهای شب قدر بخشش گناهان و عفو عاصیان و مجرمان است، لذا باید تلاش نمود تا این فیض عظمای الهی شامل حال انسان شود. وای به حال انسانی كه در شب قدر مورد غفران الهی قرار نگیرد؛ چنان كه پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله میفرمود: «كسی كه شب قدر را درك كند، پس بخشیده نشود پس خدا او را (از رحمت خویش) دور میسازد.» (بحار الانوار، ج94، ص80)
و در جای دیگر فرمود: «هر كس كه از فیض شب قدر محروم گردد، از تمام خیرات محروم شده است و محروم نمیماند از خیرات شب قدر، مگر كسی كه (با اعمال خویش) خود را محروم نموده باشد.» (كنز العمّال، ج8، ص534)
لذا باید تلاش مضاعف نمود تا غفران الهی در این شبِ بخششِ گناهان شامل حال انسان گردد.
پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله میفرمود: «كسی كه در شب قدر به پاخیزد (و آن شب را) از روی ایمان و محاسبه (و اخلاص بیدار باشد) گناهان گذشتهاش بخشوده میشود.» (وسائل الشیعه، ج10، ص 358)
در بحارالانوار در ذیل این روایت اضافه شده: «هر كس در شب قدر، از روی ایمان و محاسبه (و اخلاص) نماز گزارد، خداوند گناهان گذشته او را میبخشد.» (بحار الانوار، ج93، ص 366)
لیلة القدر و فاطمه (س)
در تفسیر" فرات " از امام صادق(ع) در ذیل آیه شریفه " انا انزلناه فی لیلةالقدر" نقل کرده است که فرمود:
اللیلة فاطمة، و القدرالله ، فمن عرف فاطمة (ع) حق معرفتها فقد أدرک لیلة القدر، و إنما سمیت فاطمة لأن الخلق فطموا عن معرفتها.
مراد از" لیلة" فاطمه (ع) و مقصود از" قدر " خداوند است، پس هر که فاطمه (ع) را آن طور که سزاوار است و حق معرفت او است بشناسد، شب قدر را درک کرده است. و همانا آن حضرت " فاطمه" نامیده شده است؛ زیرا مردم از شناخت او بریده شده و عاجزند.
شاید راز تشبیه فاطمه(ع) به " لیلة القدر" پنهانی و در پرده بودن معرفت و شناخت آن حضرت نسبت به مردم است مثل پنهان بودن شب قدر، و به خاطرهمین آنرا در آیه با دو حرف استفهام آورده و فرموده است:" و ما ادریک ما لیلة القدر" تا بزرگی شأن و قدر آن را بفهماند یا عاجز بودن شناخت آن را برای غیرمعصومین ثابت کند، زیرا شب قدر را غیر از معصومین (ع) نمی شناسند، و یا مقصود این است که هر کس فاطمه (ع) را آنگونه که سزاوار است بشناسد و به حقیقت معرفت او پی ببرد پرده ازمقابل چشمان او کنار می رود و جلالت و عظمت آن حضرت و فرود آمدن فرشتگان را به محضر او در آن شب می بیند، بطوری که به شب قدر بودن آن یقین پیدا می کند، و در حقیقت درک شب قدر همین است.
رابطه شب قدر با امام عصر ارواحنا فداه
خداوند متعال در چهارمین آیه سوره مباركه قدر میفرماید:
تنزّل الملائكة و الرّوح فیها بإذن ربهّم من كلّ أمرٍ؛ فرشتگان و روح، در آن شب به دستور پروردگارشان با هر فرمانی (برای تقدیر هر كاری) فرود آیند.
فعل مضارع «تنّزل» دلالت بر تكرار و بقاء «لیلةالقدر» دارد، و در آیات سوم و چهارم سوره دخان نیز:
فیها یفرَق كلّ أمرٍ حكیم((دخان / 4) ؛ در آن شب، هر فرمانی، بر حسب حكمت صادر میشود.
دلالت بر تجدد و دوام دارد. زیرا هیأت نحوی باب «تفعّل» دلالت بر پذیرش یا تكلف یا هر دو مینماید. ظاهر این فعلها، خبر از تفریق و تنزل امر در لیلةالقدرهای آینده میدهد.
این امر كه در زمان رسول خدا به آن حضرت نازل میشدهاست، و در هر شب قدر دیگر، باید بر كسی نازل و تبیین و تحكیم یا كشف شود كه به افق نبوت نزدیك و پیوسته باشد.
قبول اصل وصایت رسول اكرم صلی الله علیه و آله و امامت، ناشی از این معنی و مبتنی بر همین اساس است.
كسی كه قرآن را به عنوان كلام خدا پذیرفت به این معنی است كه همه سورهها و آیات آن را پذیرفته است و یك مسلمان واقعی هم كسی است كه تسلیم همه آیات قرآن باشد، پس هر مسلمانی الزاماً باید سوره قدر، و از آن سوره، شب قدر، و استمرار آن را تا قیامت بپذیرد و لازمه پذیرفتن آن، آیه (تنزّل الملائكة...) كه هر فرد با ایمانی ناگزیر از قبول آن است. باید بپذیرد كه در شب قدر فرشتهها و روح از جانب پروردگار با هر امری فرود میآیند و این امر یك متولی و ولیّ میخواهد كه متولی و ولیّ آن امر باشد. این كه خداوند در آیات سوم و چهارم سوره دخان میفرماید:
در آن شب هر فرمانی، بر حسب حكمت صادر میشود. فرمانی از جانب ما، و ما همواره فرستنده آن بودهایم.
دلالت بر تكرار و تجدید و ارسال در آن شب دارد و به این معنا كه آن شب، فرشتگان و روح، در هر سال، دائماً نازل میشوند؛ پس باید به طور مدام شخصی به عنوان «ولیِّّ» این امر باشد كه به سوی او نازل و ارسال گردند كه او همان ولیّ جهان و جهانیان خواهد بود؛ و هم اوست كه اطاعتش بر همگان واجب است.
به همین سبب، هر كس ادعا كرد كه من ولیّ امر هستم، باید ثابت كند كه این امر توسط فرشتگان و رو ح بر او نازل شده و میشوند، و چون هیچ كس جز پیامبر و اوصیاء معصوم علیهم السلام نمیتوانند مدعی این امر باشند و اساساً هم نیستند، باید از اوصیاء و پیامبر همواره كسی باشد كه در شب قدر توسط روح و فرشتگان از جانب یزدان هر امری بر او نازل شود.
آیه مورد بحث، یكی از مستدلترین آیات قرآن كریم بر ضرورت وجود همیشگی یك ولی امر از جانب خداست كه امین بر حفظ و اجزاء و اداء امر الهی باشد، و آن همان امام معصوم است.
و هر كس نزول پیوسته فرشتگان و روح را در شب قدر بپذیرد كه اگر به قرآن ایمان دارد باید بپذیرد، ناگزیر باید ولی امر را هم بپذیرد وگرنه كافر به بعضی از آیات قرآن خواهد بود، كه در آن صورت چنین كسی بنابر بیان خود قرآن كریم كافر واقعی است.
چنان كه خداوند در آیات 150 و 151 سوره نساء میفرماید:
"إنّ الّذین یكفرون بالله و رسله و یریدون ان یفرّقوا بین الله و رسله و یقولون نؤمن ببعض و نكفر ببعض و یریدون أن یتّخذوا بین ذلك سبیلاً ٭ أولئك هم الكافرون حقّاً و أعتدنا للكافرین عذاباً مهینا؛ كسانی كه به خدا و پیامبران خدا كافر شدهاند و میخواهند بین خدا و رسولانش جدایی اندازند و میگویند به برخی ایمان میآوریم و به بعضی كافر میشویم و میخواهند در این میان (بینابین) اتخاذ كنند، اینان حقا كافرند و ما برای كفركیشان عذاب خواركنندهای مهیا كردهایم.
و میبینید كه خداوند، كسانی را كه پارهای از آیات خدا را بپذیرند و برخی را نپذیرند، كافر حقیقی میداند.
بنابراین مؤمن حقیقی كسی است كه هم استمرار لیلةالقدر را تا قیامت پذیرا باشد و هم وجود حجت زمان و ولیّ امر، و امام معصومی كه امر الهی را دریافت میكند و امین بر آن در جهت پاسداری، به كار بستن و اداء باشد، قبول كند؛ یعنی همان بزرگواری كه در زمان وجود مقدس بقیةالله الاعظم حضرت مهدی(عج) میباشد و به همین سبب پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله بنابر آنچه شیعه و سنی از آن حضرت نقل كردهاند، فرمودند:
"من أنكر المهدی فقد كفر؛ كسی كه وجود مهدی را انكار كند، رهسپار دیار كفر شده است." (بحار الأنوار، ج 51، ص 51)
و در كتب شیعه، از این قبیل احادیث فراوان است، و از آن جمله، از امام صادق علیه السلام و آن حضرت از پدر ارجمندشان و از آن طریق از جدّ عالیقدرشان و از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله نقل شده كه فرمودهاند:
"القائم من ولدی اسمه إسمی و كنیته كنیتی و شمائله شمائلی و سنّته سنتی یقیم النّاس علی ملتّی و شریعتی و یدعوهم إلی كتاب الله عزّوجلّ، من أطاعة أطاعنی و من عصاه عصانی، و من أنكره فی غیبته فقد أنكرنی، و من كذبه فقد كذّبنی، و من صدّقه فقد صدّقنی، إلی الله اشكو المكذّبین لى فى أمره، و الجاهدین لقولی و المضلّین لأمتّی عن طریقته و سیعلم الذین ظلموا ایّ منقلبٍ ینقلبون. (بحارالانوار، ج 51، ص 73)
قائم از فرزندان من است اسم او اسم من «محمد» و كنیه او، كنیه من «ابوالقاسم» و سیمای او سیمای من و سنت او سنت من است، دین و آیین و ملت و شریعت مرا در بین مردم بر پا میدارد و آنان را به كتاب خدای عزوجل فرامیخواند. كسی كه او را طاعت كند، مرا پیروی كرده و كسی كه او را نافرمانی كند، مرا نافرمانی كرده است و كسی كه او را در دوران غیبتش انكار كند، تحقیقاً مرا انكار كرده و كسی كه او را تكذیب كند هر آینه مرا تكذیب كرده و كسی كه او را تصدیق كند، هر آینه مرا تصدیق كرده است. از آنها كه مرا درباره او تكذیب كرده و گفتار مرا در شأن او انكار میكنند و امت مرا از راه او گمراه میسازند، به خدا شكایت میبرم. به زودی آنها كه ستم كردند و میدانند كه بازگشتشان به كجا است و سرنوشتشان چگونه است (و چگونه در دگرگونیها، مجازات ستمگریهای خود را در دنیا و آخرت خواهند دید."
در این حدیث شریف انكار و تكذیب امام عصر، اروحنا فداه، انكار و تكذیب پیامبر به حساب آمده است، و در نتیجه همه پیامبران را انكار كرده، كه همان رهسپاری به وادی كفر خواهد بود.
علی بن ابراهیم قمی در تفسیری درباره نزول فرشتگان و روح، در شب قدر میگوید:
فرشتگان و روح القدس، در شب قدر، بر امام زمان(عج) نازل میشوند و آنچه را از مقدرات سالانه بشر، نوشتهاند، به او تقدیم میدارند.
و همین محدث مورد وثوق از حضرت امام باقر علیه السلام نقل كرده، كه وقتی از حضرتش پرسیدند: آیا شما میدانید كه لیلة القدر كدام شب است؟ حضرت فرمودند:
چگونه ندانیم، و حال آنكه در شب قدر فرشتگان بر گِرد ما طواف میكنند. (بحارالانوار، ج 97، ص 14)
حضرت امام سجاد علیه السلام، در این باره، میفرمایند:
همانا سال به سال در شب قدر تفسیر و بیان كارها، بر ولی امر (امام زمان) فرود میآید.
و نیز آن حضرت فرمودهاند:
ای گروه شیعه، با سوره «انا انزلناه فی لیلة القدر» با مخالفین امامت ائمه معصومین علیهم السلام مخاصمه و مباحثه (و اتمام حجت) كنید تا كامیاب و پیروز شوید، به خدا كه آن سوره، پس از پیغمبر اكرم صلی الله علیه و آله حجت خدای تبارك و تعالی است بر مردم، و آن سوره آقای دین شماست و نهایت دانش و آگاهی ماست. ای گروه شیعه، با «حم و الكتاب المبین؛ انا انزلناه فی لیلة مباركة انا كنا منذرین» مخاصمه و مناظره كنید، زیرا این آیات مخصوص والیان امر امامت بعد از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله است.
همچنین از رسول اكرم صلی الله علیه و آله نقل شده است، كه به اصحابشان فرمودهاند:
به شب قدر ایمان بیاورید، زیرا آن شب برای علی بن ابیطالب علیه السلام و یازده نفر از فرزندان او پس از من خواهد بود.
از آنچه كه نگارش یافت، استفاده میشود كه شب قدر تا قیامت باقی است و در هر شب قدر هم ولی امر و صاحب امری هست كه آن امر را دریافت دارد، كه در زمان ما صاحب آن امر صاحب بزرگوار ما حضرت حجة بن الحسن المهدی، ارواحنا فداه است و برای آن كه بهتر بدانیم كه لیلةالقدر بیانگر مقام شامخ ولایت اهل بیت علیهم السلام و امامت آنان تا روز رستاخیز میباشد؛ حدیثی را هم كه در بخش فضیلتهای حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام است، ملاحظه میكنیم كه در آن به طور كنایه از آن بانوی عظیم القدر تعبیر به لیلةالقدر شده است و آن در تفسیر فرات بن ابراهیم از حضرت صادق علیه السلام نقل شده كه فرمودهاند:
«ما قرآن را در شب قدر فرو فرستادیم»، «شب قدر» فاطمه و «قدر» خداست، پس كسی كه فاطمه(علیهاالسلام) را آنگونه كه باید، بشناسد، شب قدر را درك كرده است.
و این اشاره به مقام ولایت آن بانوی معصوم نیز دارد.
و از طرفی، همانگونه كه در شب قدر امر حق بر امام به حق فرود میآید، نزولگاه نور پاك امامان معصوم نیز وجود مقدس فاطمه زهرا علیهاالسلام است؛ كه حقیقتاً هر كس آن بانو را شناخت و به عظمت مقام فرزندان معصومش و همسر مظلوم و معصومش پی برد، شب قدر را درك كرده است.
اعمال شبهای قدر
شب قدر، شبی است که در تمام سال هیچ شبی به فضیلت آن نمی رسد و عمل در آن بهتراز عمل در هزار ماه است. در این شب برنامه های یک سال هر کس مقدر می گردد. در شب قدر ملائکه و روح که اعظم ملائکه است به اذن پروردگار، خدمت امام زمان علیه السلام مشرف می شوند و مقدرات هر کس را به امام عرضه می دارند.
اعمال شبهای قدر بر دو نوع است:
اعمالی که در هر سه شب انجام می شود و به اعمال مشترک معروف است و اعمالی که مخصوص هر یک از شبهای مبارک نوزدهم، بیست و یکم و بیست و سوم است.
اعمال مشترک شبهای قدر
1- غسل کردن که بهتر است مقارن غروب آفتاب غسل کرده و نماز عشا با غسل خوانده شود.
2- خواندن 2 رکعت نماز که در هر رکعت بعد از حمد، هفت مرتبه سوره توحید را خوانده و بعد از نماز هفتاد مرتبه گفته شود: اَستَغفُرِاللهَ وَ اَتوبُ اِلَیهِ.
3- قرآن به سر گرفتن و خدا را به چهارده معصوم سوگند دادن .
4- زیارت امام حسین علیه السلام .
5- احیا داشتن (بیدار ماندن و عبادت کردن) در این شبها. در روایات بسیاری از پیامبر(صلی الله علیه و آله) و معصومین(علیهم السلام) نقل شده است هر کس شب قدر را احیا کند، گناهان او آمرزیده شود.
6- فضیلت و پاداش بسیار دارد که صد رکعت نماز خوانده شود و بهتر است که در هر رکعت بعد از سورهی مبارک حمد، ده مرتبه سورهی توحید خوانده شود.
7- دعایی از امام زین العابدین علیه السلام که در مفاتیح الجنان آمده است . اللهم انی امسیت لک عبداً...
8- قرائت دعای جوشن کبیر.
9- طلب آمرزش از خدای متعال و درخواست از خدا جهت نیازهای دنیا و آخرت .
10- ذکر گفتن و صلوات بر محمد وآل محمد علیهم السلام.
در این شبهای مبارک، اعمال زیر نیز سفارش شده است:
1) خواندن 2 رکعت نماز برای سلامتی امام زمان(عج) و تعجیل در ظهور آن حضرت
2) خواندن 2 رکعت نماز برای شادی روح همهی درگذشتگان و اسیران خاک و 25 بار گفتن ذکر "اللهم اغفرلی لجمیع المومنین و المومنات و المسلمین و المسلمات"
3) خواندن 2 رکعت نماز تقدیم به اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) و خواندن دعای توسل
4) خواندن 2 رکعت نماز حضرت زهرا(سلام الله علیها): در رکعت اول بعد از حمد صد مرتبه سوره قدر و در رکعت دوم بعد از حمد صد مرتبه سوره توحید
5) خواندن سورههای مبارک دخان و قدر
اعمال مخصوص شب نوزدهم
1- صد بار ذکر " استغفرالله ربی واتوب الیه ".
2- صد بار ذکر " اللهم العن قتلة امیرالمومنین"
3- دعای اللهم اجعل فیما تقضی و تقدر من الامر المحتوم ...
اعمال مخصوص شب بیست و یکم
1- دعای اللهم صل علی محمد وال محمد و اقسم لی حلما یسد عنی باب الجهل ... .
2- لعن بر قاتل امیرالمومنین. صد بار ذکر "اللهم العن قتلة امیرالمومنین"
3- زیارت امام علی علیه السلام .
اعمال مخصوص شب بیست و سوم
1- تلاوت سوره های عنکبوت و روم که امام صادق علیه السلام فرمود: تلاوت کننده این دو سوره در این شب از اهل بهشت است.
2- قرائت سورههای مبارک عنکبوت، روم و دخان .
3- قرائت هزار مرتبه سوره قدر .
4- خواندن و تکرار دعای سلامتی امام زمان(عج) اللهم کن لولیک حجة ابن الحسن ... .
5- دعای اللهم امددلی فی عمری واوسع لی فی رزقی ... .
6- تلاوت قرآن کریم به هر مقدار که توانستی .
7- خواندن دعای "یا باطنا فی ظهوره و یا ظاهراً فی بطونه ... .
بهترین دعاها در شب قدر
دعاهايى كه از ائمه رسيده است، بهترين دعاهاست. اولاً خواستههايى در اين دعاها گنجانده شده است كه به ذهن امثال ماها اصلاً خطور نمىكند و انسان از زبان ائمه (عليهمالسّلام) آنها را از خدا طلب مىكند. در دعاى ابوحمزه و دعاى افتتاح و دعاى عرفه بهترين مطالبات و خواستهها براى انسان مطرح مىشود؛ كه اگر انسان اينها را از خدا بخواهد و بگيرد، مىتواند براى او سرمايه باشد. ثانياً در اين دعاها مايههاى خشوع و تضرع وجود دارد. مطلب، با زبان و لحن و بيانى ادا شده است كه دل را خاشع و نرم مىكند. با عبارات فصيح و بليغ، عشق و شيفتگى و شوق در اين دعاها موج مىزند. انسان بايد اين دعاها را قدر بداند و از آنها استفاده كند.
بیانات رهبر انقلاب در خطبههاى نماز جمعهى تهران ۱۳۸۴/۰۷/۲۹
شب قدر و دعاهای حضرت علی(ع) در نهج البلاغه/ نوشتاری از آیت الله جوادی آملی
شب قدر که شب نزول قرآن است، هر سال از طرف خدا تکریم می شود. گرامیداشت شب قدر به این است که همان خاطرة نزول قرآن تکرار شود.
تقریباً هزار و چهارصد و بیست و شش سال از نزول قرآن کریم می گذرد. هر سال به فرمان خدائی که متکلّم این کلام است، سالگردی گرانقدر تشکیل می شود. لذا با همان جلال و شکوه فرشتگانی که بار اوّل قرآن را آورده بودند، در خدمت روح از آسمان غیب تنزّل می کنند و بر ولی عصر نازل می شوند.
هنگام نزول قرآن، احیای خاطرة هر سالة او هم گوشزد شد. هم با ماضی و هم با مضارع یاد شد. فرمود: إنّا أنزَلناهُ فِی لَیلَهِ القَدر، یعنی این کتاب را ما در شب قدر نازل کرده ایم، و هم در تجلیل شب قدر اینچنین فرمود: وَ مَا اَدراکَ مَا لِیلَهُ القَدر. لِیلَهُ القَدرِ خِیرٌ مِنْ ألفِ شَهر. تَنَزَّلُ المَلائِکَهُ وَالرُّوحُ فِیها بِإذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ اَمرْ. سَلامٌ هِیَ حَتّی مَطلَعِ الفَجْر. یعنی این قرآن که در شب قدر نازل شد، با جلال و شکوه فرود آمد و به دستور خدا هر ساله آن جلال و شکوه تکرار می شود. اینچنین نیست که إنّا أنزَلناهُ فِی لِیلَهِ القَدر و پایان پذیرفته باشد! بلکه اینطور است: تَنَزَّلُ المَلائِکَهُ وَالرُّوحُ فِیهَا بِإذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلّ اَمرْ. هر ساله ملائکه در خدمت روح همة حقائق قرآن را أعم از تفسیر و تکوین پائین می آورند.
مرحوم کُلینی بابی در جامع کافی عقد کرد که بعضی از امامان ما (علیهم السَّلام) فرمودند: شما برای اثبات ادامة ولایت به سورة قدر استدلال کنید. تقریر استدلال هم به این بیان است ؛ فرمود: به مخالفین بگوئید آیا نبی اکرم رحلت کرد، شب قدر هم از بین رفت، یا شب قدر هست ؟ آنها ناچار می گویند: شب قدر هست. یعنی هر سال ماه مبارکی دارد، و در هر ماه مبارکی شب قدر هست. فرمود: از آنها بپرسید: این که خدا فرمود: در شب قدر فرشته ها امور را نازل می کنند، بر کی نازل می شوند ؟ اگر مقدّرات و حقائق را نازل کرده اند که به همراه ببرند و به کسی ندهد، پس چرا آوردند ؟ اگر بنا شد مقدّرات و معارف را بر کسی عرضه کنند، آن کس کیست ؟ آن کس که همة فرشتگان به اتّفاق روح، همة امور را نازل می کنند و بر او گزارش می دهند، کیست ؟ او ولی امر است. او امام آن زمان است.
در هر زمان ای ولی معصوم هست که مهبَط وحی است. منتها وحی تشریعی به پایان رسید، آن وحی های تصدیقی و تکوینی و تبیینی و تفسیری و تشریعی همچنان مستدام است. لذا در بَدئ پیدایش نزول قرآن، ذات أقدس إله دستور داد که هر ساله خاطرة گرانبار نزول قرآن را گرامی بدارند و امشب احتمالاً یکی از شب هائی است که لیلة قدر است. لذا فرشتگان در خدمت روح همة امور را با سلامت به وجود مبارک ولی عصر عرضه می کنند. بعد به اذن ولی عصر به مجالس مؤمنین سری می زنند و به آنها سلام می کنند. و فیض ای که به ولی عصر رسید، به دستور آن حضرت به افراد مستعد می رسانند. کسانی که ارتباط شان با ولی عصر برقرار است، نشانه های شب قدر را هم درک می کنند.
از ائمه (علیهم السَّلام) سئوال کردند که علامت شب قدر چیست ؟ فرمود: آن نسیم ملایم که به شما بوزد، معلوم می شود شب قدر را درک کرده اید. اگر زمستان باشد، احساس سرما نمی کنید و اگر تابستان گرم باشد، احساس گرما نمی کنید. اگر یک همچنین حالی در شما پیدا شد، این نسیم قدر است. علامت دیگر اینکه: اگر بُوی خوبی به مشام شما رسید، این نشانة قدر است.
گاهی یعقوب ای می خواهد که بوی یوسف را از فاصلة هشتاد فرسخ استشمام کند، بگوید: إنّی لَأجِدُ رِیحِ یُوسُفَ لُولا أنْ تُفَنِّدُونْ (یوسف / آیة 94). آن کس که پیرهن یوسف را در دست دارد، بوی یوسف را استشمام نمی کند! ولی یعقوب از فاصلة هشتاد فرسخی بُوی یوسف استشمام می کند. فَلَمّا فَصَلَتِ العِیرْ (یوسف / آیة 94)، همین که قافله از مرز مصر حرکت کرد، یعقوب فرمود: من بُوی یوسف می شنوم! استشمام نمی کنی. ولایت بُوئی دارد، نبوّت بُوئی دارد، یوسف هر عصر بُوئی دارد، شب قدر بُوئی دارد. اگر کسی شامّة جان اش باز شد، این بُو را می شنود. و اگر آن لامسة جان اش باز باشد، این نسیم خنک را حسّ می کند. جریان چشم و گوش در قرآن آمده، جریان شامّة معنوی هم در قرآن آمده. خدا بعضی را بصیر و بعضی را کُور می داند. می گوید: برخی کُور اند، امّا نه چشم سرشان، بلکه چشم دلشان کُور است. إنَّهَا لا تَعمَی الأبصارْ وَ لکِنْ تَعمَی القُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُور (حج / آیة 46). معلوم می شود بعضی ها قلب شان بیناست، بعضی دلشان کُور است. آن دلی که چشم دارد، شامّه هم دارد، ذائقه هم دارد، لامسه هم دارد.
منتظر

جام کشکول؛
رمضان مهمان بسیار عزیزی است؛ هر سال چند روز به نزد ما میآید و آن در بین ماهها همانند یوسف در میان برادرانش میباشد. پس باید قدرش را بدانیم و آنچنان که شایستهی آن است برایش آمادهگردیم. خداوند متعال میفرماید: «وَلَوْ أَرَادُوا الْخُرُوجَ لأَعَدُّوا لَهُ عُدَّةً» [توبة: ۴۶]؛ اگر میخواستند بیرون روند، توشه و ساز و برگ آن را آماده میکردند.
اینها جرقههای نورانیای جهت آمادهگیری برای ماه مبارک رمضان هستند:
شوق رمضان:
در دل محبوبترین فردت را تصور کن که یازده ماه از تو دور بوده است و به تو خبر رسیده که بعد از چند روز میآید، چه قدر مشتاق دیدارش هستی؟!
اظهار شادمانی:
خداوند متعال میفرماید: «قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِکَ فَلْیَفْرَحُوا هُوَ خَیْرٌ مِمَّا یَجْمَعُونَ» [یونس:۵۸]؛ بگو : به فضل و رحمت خدا (به همین نه چیز دیگر) باید مردمان شادمان شوند؛ این بهتر از چیزهائی است که گرد می آورند.
پس خوشحالی نسبت به طاعات و موسمهای خیرات، فرعی از محبت خداوند متعال است؛ مردم نیک به فضل خدا نسبت به خود که عمرشان را طولانی کرد و آنان را به روزهی رمضان و شبزندهداریهایش رساند، خوشحال هستند.
دعا:
سلف صالح با دعا به استقبال ماه مبارک رمضان میرفتند و چنین دعا میکردند: اللهم بلغنا رمضان، اللهم سلمنا رمضان وسلم رمضان لنا و تسلمه منا متقبلاً؛ خدایا ما را به رمضان برسان و ما را تا ماه رمضان سالم نگهدار و رمضان را به سلامت به ما برسان و آن را از ما قبول شده بپذیر.
قلبها در میان امید و یأس نسبت به وصول رمضان هستند:
همگی مسافریم؛ بعضی در میان راه از سفر باز میمانند و بعضی به مقصد میرسند. آیا ما به ماه مبارک رمضان میرسیم یا عمرمان کوتاه میشود همانطوری که نسبت به برادران و خواهرانی که سال گذشته با ما روزه گرفتند و طناب عمرشان پاره شد و هرگز نمیتوانند سال جاری را روزه بگیرند؟
عزم راستین:
رمضان یک فرصت است و فرصت اگر از دست برود، گاهی موقع دوباره بر نمیگردد؛ پس عزمت را چنان راسخ کن که روزهات با روزههای قبلی فرق داشته باشد و با خود بگو: اگر خدا در ماه رمضان به من فرصتی دوباره بخشید، روزهی خداحافظیام را خواهم گرفت. و به نفست بگو: خداوند ماههای رمضان زیادی را به من فرصت داد، اما از من خیر زیادی فوت شد، اگر سال جاری به من فرصت دهد، میبیند که من چه کار خواهم کرد. و به نفست بگو: امسال تو را به بارگاه پروردگارم عرضه خواهم کرد، آیا تو را قبول میکند و یا رد خواهی شد.
صداقت، در عزم راستین است؛ خداوند متعال میفرماید: «مِنْ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلاً» [الأحزاب:۲۳]؛ در میان مؤمنان مردانی هستند که با خدا در پیمانی که با او بستهاند، راست بودهاند. برخی پیمان خود را بسر بردهاند و برخی نیز در انتظاراند. آنان هیچ گونه تغییر و تبدیلی در عهد و پیمان خود ندادهاند.
توبه:
چگونه در زمین شورهزار کشت میکنی، باید خاک دلت را قبل از فصل کاشت پاک کنی و آن را با آب توبه و تگرگ انابت و ژالهی استغفار شستشو بدهی. اللهم اغسلنی بالماء والثلج والبرد؛ بار الها! مرا با آب و برف و ژاله بشوی.
قلبها محل نظر پروردگار نسبت به بنده هستند؛ آیا دوست داری که خدا به قلبت بنگرد و در آن آلودگی شرک، چرک گناه، پلیدی کینه، حسد، فریب و دیگر گناهان مهلک را ببیند؟!
الله تعالى میفرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً عَسَى رَبُّکُمْ أَنْ یُکَفِّرَ عَنْکُمْ سَیِّئَاتِکُمْ وَیُدْخِلَکُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الأَنْهَارُ یَوْمَ لا یُخْزِی اللَّهُ النَّبِیَّ وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ یَسْعَى بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَبِأَیْمَانِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَاغْفِرْ لَنَا إِنَّکَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ» [التحریم:۸]؛ ای مؤمنان! به درگاه خدا برگردید و توبهی خالصانهای بکنید، شاید پروردگارتان گناهانتان را محو نماید و بزداید و شما را به باغهای بهشتی داخل گرداند که از زیر آن رودبارها روان است. این کار در روزی خواهد بود که خداوند پیغمبر و کسانی را که با او ایمان آورده اند، خوار و سبک نمی دارد. نور ایشان پیشاپیش و سوی راستشان در حرکت است؛ می گویند : پروردگارا ! نور ما را کامل گردان و ما را ببخشای، چرا که تو بر هر چیزی بس توانائی.
علم قبل از عمل:
چهقدر نیکیهایی بودند که از دست رفتند و چهقدر اعمالی بودند که به سبب نادانی برباد شدند! پس باید بنشینیم و قبل از روزه گرفتن، چیزی از فضایل، احکام و آداب روزه را فرا گیریم. رسول خدا صلی الله علیه وسلم میفرماید: «طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِیضَةٌ عَلَى کُلِّ مُسْلِمٍ» (رواه ابن ماجه)؛ یاد گرفتن علم بر هر مسلمان فرض است.
بالا بردن سطح آمادگی:
کسی وارد معرکه میشود که امید پیروزی را دارد و کسی که برای آزمونی میرود که آرزوی موفقیت را در آن دارد، آنچنان آمادگیای میگیرد که آرزوی پیروزی و قبولی را میکرد.
ما به استقبال ماهی میرویم که در آن درجات بالا میروند و به ثواب نیکیها افزوده و بدیها زدوده میشوند و انسانها از آتش جهنم رهایی مییابند. پس بر ما لازم است که آمادگی خود را نسبت به پایبندی بر نمازهای جماعت و پشت سر آن خواندن نمازهای سنت و نوافل، شبزندهداری، یاد خدا و دیگر طاعات بالا ببریم.
رام کردن حواس:
- زبانت مثل درنده است، اگر آن را رها کنی، تو را میدرد؛ پس آن را با ذکر، استغفار و تلاوت قرآن رام کن و آن را از لغویات، غیبت، سخنچینی، مسخره و شوخی ناجایز باز دار.
- چشمت را اگر حفاظت نکنی، خیانت میکند، پس نگاهت را پایین بگیر و از نگاه حرام به فیلم، تلویزیون، مجلات و در راهها پرهیز کن.
- شکمت را از حرام حفاظت کن و در خورد و نوشت به دنبال رزق حلال باش.
- پاهایت را به رفتار متواضعانه عادت ده و در زمین با تکبر و غرور راه نرو و حذر کن از اینکه به محلهای فساد بروی. بیشترین گامهایت را به سوی مساجد و دروس علمی سوق بده.
- سر را و آنچه در سر است و شکم و محتویاتش را حفاظت کن و مرگ و پوسیدگی را یاد کن.
مشغلهات را کمتر کن:
انسان در ماه رمضان کارهایی دارد که از آنها بینیاز نیست؛ مانند خرید احتیاجات منزل از آب، غذا و پوشاک، و اینها فرصت زیادی را از ما در ماه رمضان میگیرد و وقت گرانبها و بیبدیل را ضایع میکنند. چه خوب است که هر یک از ما احتیاجات منزلیاش را ـ اگر میتواند ـ قبل از رمضان به وفور تهیه نماید تا در رمضان با فراغت قلب به عبادت بپردازد.
چنین نباشد که یکی در حال نماز و دیگری مشغول به برنج و روغن باشد!
دیگری نماز تراویح را به خاطر خرید لباس فرزندانش ترک کند!
و دیگری ساعاتی را در صفها بگذراند! و این چنین وقتهای گرانبها به هدر برود که انسان در این معامله دچار چه ورشکستگی فاحشی میشود!
اهدافت را تعیین و خط مشیت را مشخص کن:
- در ماه رمضان چه اهدافی داری؟
“بخشش گناهانم ـ آزادی از آتش جهنم ـ دخول بهشت از دروازهی ریان ـ …”
- برای رسیدن به این اهداف، چه وسیلهای داری؟
برای تحقق هر هدف بزرگی، وسایلی لازم است؛ وسایل تو جهت تحقق اهدافت چیست؟
- آیا این اهداف و این وسایل را نوشتهای؟
- آیا خط مشیای برای ماه رمضان وضع کردهای؟
برای رمضانت ذخیرهای داشته باش:
بعضی از مردم پول زیادی را جهت خرید غذاهای گرانقیمت برای ماه رمضان ذخیره میکنند تا اینکه ماه رمضان را ماه خورد و نوش و برآوردن خواهشهای نفسانی بگردانند و آن را ماه تبذیر و اسراف قرار دهند!!
تو چنین مباش؛ ولی پولت را ذخیره کن تا آن را در ماه رمضان صدقه بدهی. «کَانَ رَسُولُ اللهِ -صلى الله علیه وسلم- أَجْوَدَ النَّاسِ، وَکَانَ أَجْوَدُ مَا یَکُونُ فِی رَمَضَانَ» (متفق علیه)؛ پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم سخیترین مردم بود و بیشترین سخاوتش در ماه رمضان بود.
دلتنگی هایت را از خودت بپرس و نگران هیچ چیز نباش!
هنوز من هستم.
هنوز خدایت همان خداست!
هنوز روحت از جنس من است!
اما من نمی خواهم تو همان باشی!
تو باید در هر زمان بهترین باشی.
نگران شکستن دلت نباش!
می دانی؟ شیشه برای این شیشه است چون قرار است بشکند.
و جنسش عوض نمی شود ...
و می دانی که من شکست ناپذیر هستم ...
و تو مرا داری ...برای همیشه!
چون هر وقت گریه می کنی دستان مهربانم چشمانت را می نوازد ...
چون هر گاه تنها شدی، تازه مرا یافته ای ...
چون هرگاه بغضت نگذاشت صدای لرزان و استوارت را بشنوم،
صدای خرد شدن دیوار بین خودم و تو را شنیده ام!
درست است مرا فراموش کردی، اما من حتی سر انگشتانت را از یاد نبردم!
دلم نمی خواهد غمت را ببینم ...
می خواهم شاد باشی ...
این را من می خواهم ...
تو هم می توانی این را بخواهی. خشنودی مرا.
من گفتم : وجعلنا نومکم سباتا (ما خواب را مایه آرامش شما قرار دادیم)
و من هر شب که می خوابی روحت را نگاه می دارم تا تازه شود ...
نگران نباش! دستان مهربانم قلبت را می فشارد.
شب ها که خوابت نمی برد فکر می کنی تنهایی ؟
اما، نه من هم دل به دلت بیدارم!
فقط کافیست خوب گوش بسپاری!
و بشنوی ندایی که تو را فرا می خواند به زیستن!
پروردگارت ...
با عشق !
جام دینیَ: شهادت دردناک ودلخراش عالم مجاهد روشنگر معاصر علامه شیخ حسن شحاته بدست خوارج زمان، برادران شیطان، جاهلان دوران، منحرفان زمان، کوردلان احمق سلفی وهابی دل همه را به درد آورد وسوزاند، در دوره ای که آزادی اندیشه وحقوق بشر وحقوق حیوان بوق وکرنای جهان را درنوردیده است اجتماع تنی چند از شیعیان بمناسبت میلاد امام زمان (عج) - که پروانه وار گرد شمع وجود این دانشمند فرزانه در خانه ای در یک روستا بودند - را برنتافتند، وآنچنان وحشیانه عمل کردند که روی چنگیز ومغول وشارون را سفید کردند، حدود سه هزار نفر خانه ای را که محل اجتماع حدود سی نفر بود محاصره کردند وحریم شخصی را شکستند وخانه را آتش زدند وشیعیان را به قصد کشت ددمنشانه مورد ضرب وشتم قرار دادند، وشیخ را به همراه دو برادر ویک همراه فجیعانه کشتند وبدنش را حدود دو ساعت بر زمین کشاندند !! مگر جرم شیخ چه بود؟ اصلا خود شیخ که بود؟ او عالمی بود که در الازهر مصر درس خوانده بود، وسالیانی خطیب وامام مسجد بود، عنایت الهی وتوجه نبوی دل صاف او را منور ساخت وپس از مطالعه عمیق ومستمر مذهب حق را یافت واز مذهب حنفی دست کشید وشیعه گردید، از این جریان حدود 18 سال می گذرد، ولی جریان به این ختم نمی شود، او سمبل یک حرکت روشنگرانه شد، وسبب هدایت بسیاری از حقیقت جویان گردید، واین مطلبی است که مخالفانش که تاب مقاومت در برابر قوت استدلال وصلابت برهان او را نداشتند نمی توانستند تحمل کنند، وسرانجام او را مظلومانه وغریبانه ومعصومانه به شهادت رساندند وعزای مسلم وصحنه کربلای کوچک را در غربتکده عالم آفریدند..
ولی بی شک که خون پاک این شهید حقایق پنهان را بیشتر روشن خواهد ساخت، ابر تیره کنار خواهد رفت وخورشید هدایت در مصر ودیگر کشورهای عربی واسلامی خود را نشان خواهد داد، امروز این سؤال برای همه مردم در سطح جهانی مطرح است که شیعه کیست؟ حرف وسخن او چیست؟ چرا 1400 سال است که خون شیعه بر زمین ریخته می شود و روز بروز توجه همگانی را بیش از پیش بخود جلب می کند؟ چرا اولین سری که از بدن جدا گردید سر حجر بن عدی صحابی ویکی از شیعیان علی بن ابی طالب بود؟ چرا ابن برخورد خشن در طول تاریخ ادامه یافت تا آنکه ابو الفرج اصفهانی مقاتل الطالبیین وعلامه امینی شهداء الفضیله نگاشت؟ ریشه را در استواری منطق ابن مذهب که تجلی اسلام ناب محمدی است باید یافت که با معرفی آن دیگر جایی برای اسلام اموی باقی نخواهد ماند، واین حقیقتی است که شهید شحاته آن را بخوبی دریافت.. صدها سخنرانی روشنگر او در دست است که می تواند راه را برای رهپویان نشان دهد، وجا دارد که در قالب کتاب و جزوه وسی دی در اختیار عموم قرار گیرد، ترجمه فارسی آن مباحث نیز برای فرهیختگان بسیار سودمند خواهد بود، حضور فعال و پرنشاط او در شبکه های ماهواره ای شیعی وسایتهای اجتماعی اینترنتی مثل پالتاک و.. بسیار پرفایده بود.. او شهید ماه شعبان و قربانی امام زمان شد.. وخون شهید از جوشش نمی افتد.. او حسن بود وحسن زیست وحسن پرکشید.. عاش سعیدا ومات شهیدا.
حجت الاسلام شیخ محمد امین پور امینی







