
![]() حضرت آيت الله العظمي مرعشي نجفي(قدس سره) چنين مي گويد: در ايّام تحصيل علوم ديني و فقه اهل بيت«عليهمالسلام» در نجف اشرف، شوق زيادي جهت ديدار جمال مولايمان بقيّه الله الأعظم«عليه السلام» داشتم. با خود عهد كردم كه چهل شب چهارشنبه پياده به «مسجد سهله» بروم، به اين نيّت كه جمال آقا صاحب الأمر «عليه السلام» را زيارت كنم و به اين فوز بزرگ نائل شوم. تا سي و پنج يا سي و شش شب چهارشنبه ادامه دادم، تصادفاً در اين شب، رفتنم از نجف تأخير افتاد و هوا ابري و باراني بود. نزديك مسجه سهله خندقي بود. هنگامي كه به آنجا رسيدم، بر اثر تاريكي شب، وحشت و ترس مرا فرا گرفت؛ مخصوصاً از زيادي قطّاع الطّريق و دزدها ميترسيدم، ناگهان صداي پايي را از دنبال سر شنيدم كه بيشتر موجب ترس و وحشتم گرديد. به عقب برگشتم، سيّد عربي را با لباس اهل باديه ديدم، نزديك من آمد و با زبان فصيح گفت: « اي سيّد! سلامٌ عليكم» ترس و وحشت به كلّي از وجودم رفت و اطمينان و سكون نفس پيدا كردم و تعجّب آور بود كه چگونه اين شخص در تاريكي شديد، متوجه سيادت من شد؟ و در آن حال، من از اين مطلب غافل بودم! به هر حال؛ سخن ميگفتيم و ميرفتيم، از من سؤال كرد: « كجا قصد داري؟» گفتم: «مسجد سهله.» فرمود:« به چه جهت؟» گفتم : «به قصد تشرّف زيارت وليّ عصر«عليه السلام» مقداري كه رفتيم به مسجد «زيد بن صوحان» كه مسجد كوچكي نزديك مسجد سهله است، رسيديم؛ داخل مسجد شديم و نماز خوانديم و بعد از دعايي كه سيّد خواند – كه گويا ديوار و سنگها آن دعا را با او مي خواندند – احساس انقلابي عجيب در خود نمودم كه از وصف آن عاجزم . بعد از دعا، سيّد فرمود :« سيّد! تو گرسنهاي، چه خوبست شام بخوري.» پس سفرهاي را كه زير عبا داشت بيرون آورد و در آن مثل اينكه سه قرص نان و دو يا سه خيار سبز بود، كه گويا تازه از باغ چيدهاند و آن وقت چلّة زمستان و سرماي شديدي بود و من به اين معنا منتقل نشدم كه اين آقا اين خيار تازة سبز را در اين فصل زمستان از كجا آورده است؟ طبق دستور آقا شام خوردم. سپس فرمود:« بلند شو تا به مسجد سهله برويم.» داخل مسجد شديم. آقا مشغول اعمال وارده در مقامات شد و من هم به متابعت آن حضرت انجام وظيفه ميكردم و بدون اختيار نماز مغرب و عشا را به آقا اقتدا كردم و متوجّه نبودم كه اين آقا كيست. بعد از آنكه اعمال تمام شد، آن بزرگوار فرمود: «اي سيّد ! آيا مثل ديگران بعد از اعمال مسجد سهله به مسجد كوفه ميروي يا در همين جا ميماني؟» گفتم: «ميمانم». در وسط مسجد در مقام صادق«عليه السلام» نشستم و به سيّد گفتم: «چاي يا قهوه يا دخانيات ميل داريد تا آماده كنم؟» در جواب، كلام جامعي را فرمود: « اين امور از فضول زندگي است و ما از اين فضولات دوريم!» اين كلام در اعماق وجودم اثر گذاشت به گونهاي كه هرگاه يادم ميآيد، اركان وجودم ميلرزد. به هر حال؛ مجلس نزديك به دو ساعت طول كشيد و در اين مدّت ، مطالبي ردّ و بدل شد كه به بعضي آنها اشاره ميكنم. 1 – دربارة «استخاره » سخن به ميان آمد ، سيّد عرب فرمود: «اي سيّد با تسبيح به چه نحو استخاره مي كني؟» گفتم: سه مرتبه صلوات ميفرستم و سه مرتبه ميگويم:« اَسْتَخيرُ اللهَ بِرَحْمَتِهِ خِيَرةً في عافِيةٍ » پس قبضهاي از تسبيح را ميگيرم و دو تا، دو تا ميشمارم، اگر دو تا ماند، بد است. اگر يكي ماند، خوب است . فرمود: «براي اين استخاره، باقي ماندهاي است كه به شما نرسيده و آن اين است كه هرگاه يكي باقي ماند فوراً حكم به خوبي استخاره نكنيد؛ بلكه توقف كنيد و دوباره براي ترك عمل استخاره كنيد، اگر زوج آمد، كشف ميشود كه استخارة اوّل خوب است امّا اگر يكي آمد، كشف مي شود كه استخارة اوّل ميانه است.» به حسب قواعد علميه ميبايست دليل بخواهم و آقا جواب دهد، به جاي دقيق و باريكي رسيده بوديم، اما به مجرّد اين قول، تسليم و منقاد شدم؛ با آنكه متوجه نيستم كه اين آقا كيست. 2 – از جمله مطالب اين جلسه، تأكيد سيّد عرب بر تلاوت و قرائت اين سورهها بعد از نمازهاي واجب بود: بعد از نماز صبح سوره يس، بعد از نماز ظهر سوره عمّ، بعد از نماز عصر سورة نوح ، بعد از مغرب سورة الواقعه و بعد از نماز عشاء سوره ملك. 3 – ديگر اينكه تأكيد فرمودند بر دو ركعت نماز بين مغرب و عشاء كه در ركعت اوّل بعد از حمد، هر سورهاي خواستي ميخواني و در ركعت دوّم بعد از حمد«سوره واقعه» را ميخواني و فرمود: كفايت ميكند اين از خواندن سوره واقعه بعد از نماز مغرب، چنان كه گذشت. 4 – تأكيد فرمود كه بعد از نمازهاي پنجگانه اين دعا را بخوان: اللهُمَّ سَرِّحْني عَنِ الْهُمُومِ وَ الْغُمُومِ وَ وَحْشَتِ الصَّدرِ وَ وَسْوَسَةِ الشَيْطانِ بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ. 5 – و ديگر تأكيد داشتند بر خواندن اين دعا بعد از ذكر ركوع در نمازهاي يوميه خصوصاً ركعت آخر: اَللّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ تَرَحَّمْ عَلي عَجْزِنا وَ أًَغِثْنا بِحَقِّهِمْ. 6 – در تعريف و تمجيد از «شرايع الاسلام» مرحوم محقّق حلّي فرمود: تمام آن مطابق با واقع است مگركمي از مسائل آن. 7 – تأكيد فرمودند بر خواندن قرآن و هديه كردن ثواب آن، براي شيعياني كه وارثي ندارند يا دارند و لكن يادي از آنها نميكنند. 8 – تأكيد كردند بر تحت الحنك را زير حنك دور دادن و سر آن را در عمامه قرار دادن، چنان كه علماي عرب به همين نحو عمل ميكنند و فرمود: در شرع، چنين رسيده است. 9- تأكيد بر زيارت سيّد الشهداء«عليه السلام» 10- پرسيدم:« نميدانم آيا عاقبت كارم خير است و آيا من نزد صاحب شرع مقدس رو سفيدم؟! » فرمود: عاقبت تو خير و سعيت مشكور است و رو سفيد هستي . گفتم: نميدانم آيا پدر و مادر و اساتيد و ذوي الحقوق از من راضي هستند يانه؟ فرمود: «تمام آنها از تو راضياند و دربارهات دعا ميكنند». استدعاي دعا كردم براي خودم كه موفق باشم براي تأليف و تصنيف ، و آن بزرگوار دعا فرمودند. در اينجا مطالب ديگري است كه مجال تفصيل و بيان آن نيست. پس خواستم به خاطر حاجتي از مسجد بيرون روم، آمدم نزد حوضي كه در وسط راه، قبل از خارج شدن از مسجد قرار دارد. به ذهنم رسيد چه شبي بود و اين سيّد عرب كيست كه اين همه با فضيلت است؟! شايد همان مقصود و معشوقم باشد! تا اين مطلب به ذهنم خطور كرد، مضطربانه برگشتم و آن آقا را نديدم و كسي هم در مسجد نبود. يقين پيدا كردم كه آقا را زيارت كردم و غافل بود. مشغول گريه شدم و همچون ديوانه اطراف مسجد گردش ميكردم تا صبح شد، چون عاشقي كه بعد از وصال، مبتلا به هجران شده باشد. اين بود اجمالي از تفصيل كه هر وقت آن شب به يادم ميآيد، بهت زده مي شوم.[1]
اگر قرار بود که ما، شما و دیگران بدانیم که ایشان در کجا زندگی میکنند؟ نشانی دقیق منزلشان چیست؟ روزانه چه کارهایی را انجام میدهند و یا همسر و فرزندانشان کدامند؟ که دیگر «غیبت» نبود. اما به طور کلی راجع به چگونگی غیبت و نحوهی زندگی ایشان در این دوره باید توجه داشت که: «یمشی فیالارض» - روی زمین زندگی مینماید؛ یعنی در آسمانها، پشت کوه قاف، داخل چاه و یا ... زندگی نمیکنند. بلکه روی همین زمینی که دیگر انسانها زندگی میکنند هستند. «کاحدٍ من الناس» - مانند سایر انسانها؛ یعنی اگر سؤال شد که چگونه زندگی میکنند؟ پاسخ این است که مثل سایر انسانها. پیامبر (ص) و ائمه اطهار (ع) در زمان خود چگونه زندگی میکردند؟ امام زمان (عج) نیز همان گونه زندگی مینمایند. اگر آنها نیز مانند سایر انسانها غذا میخوردند، میخوابیدند، بیمار میشدند، بهبود مییافتند، در صحنههای جهادی حاضر میشدند و ...، ایشان هم همین طور هستند. «یرونه و لا یعرفونه» - میبینیدش، ولی نمیشناسیدش. یعنی این طور نیست که هیچ کس ایشان را نبیند، بلکه میبینند، ولی نمیشناسند. مانند هزاران نفر که در روز میبینیم، اما چون نمیشناسیم، گمانمان بر آن است که اصلاً چنین کسی را ندیدهایم. حال که معلوم شد زندگی ایشان مانند زندگی سایر آحاد بشر است، معلوم است که ازدواج هم میکنند و اولاد هم دارند. ازدواج یکی از احکام کلّی شریعت اسلام ناب محمدی (ص) و سنّت پیامبر اکرم (ص) است و تا آنجا بر آن تأکید شده است که پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «هر کس سنت مرا نفی کند، از من نیست». بدیهی است که شخص امام معصوم (ع) که انسان کامل، مؤمن تمام و میزان اعمال امت و سایر انسانها هستند، نه تنها بیش از هر کس دیگری، بلکه تماماً و عیناً به احکام الهی و سنت رسول (ص) عمل مینمایند. مرحوم میرزای نوری در کتاب مشهور «النجم الثاقب» در این باره مینویسد: «چگونه ترک خواهد فرمود چنین سنّت عظیمه جدّ بزرگوار خود را با آن همه ترغیب و تحریص که در فعل (انجام) آن و تهدید و تخویف که در ترکش آمده است. سزاوارترین امّت در اخذ به سنت پیامبر (ص)، امام هر عصر است. تا کنون کسی ترک آن (ازدواج) را از خصایل آن جناب نشمرده است» سید بن طاووس نیز در جمال الاسبوع – ص 512، به این مطلب اشاره نموده و مینویسد: «روایتی با سندهای متصل یافتم که حضرت ولی عصر (عج) را اولاد بسیاری هست که در شهرهای کرانهی دریا حاکم و والی هستند و در نیکی و بزرگواری در رأس نیکان روزگار و در قلّهی صفات ابرار و اخیار هستند». هم چنین در کتاب «النجم الثاقب – ص 225» از امام صادق علیهالسلام روایت ذیل نقل شده است: «گویا میبینم نزول قآئم (عج) را در مسجد سهله با اهل و عیالش. و البته امام صادق (ع) تصریح نمودهاند که «در غیبت کبری حتی فرزندانش از جایگاه او آگاه نخواهند بود، جز آنان که متصدی خدمتگزاری او هستند». (کتاب غیبت – شیخ طوسی، ص 103) ![]() ![]() بازهم آمده ام
ای امامم یا علی موسی الرضا(ع)
چند سالیست که بر نام تو مستی کردم برگرفته از سایت ثامن تم روزی مردی خواب عجيبی ديد او ديد که پيش فرشته هاست و به کارهای آن ها نگاه می کند. هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را ديد که سخت مشغول کارند و تند تند نامه هايی را که توسط پيک ها از زمين می رسند، باز مي کنند و آن ها را داخل جعبه می گذارند. مرد از فرشته ای پرسيد، شما چه کار می کنيد؟ فرشته در حالی که داشت نامه ای را باز می کرد، گفت: اين جا بخش دريافت است و دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحويل می گيريم. مرد کمی جلوتر رفت، باز تعدادی از فرشتگان را ديد که کاغذهايی را داخل پاکت می گذارند و آن ها را توسط پيک ها يی به زمين می فرستند. مرد پرسيد: شماها چکار می کنيد؟ يکی از فرشتگان با عجله گفت: اين جا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت های خداوندی را برای بندگان می فرستيم. مرد کمی جلوتر رفت و ديد يک فرشته بيکار نشسته است. مرد با تعجب از فرشته پرسيد: شما چرا بيکاريد؟ فرشته جواب داد: اين جا بخش تصديق جواب است. مردمی که دعاهايشان مستجاب شده، بايد جواب بفرستند ولی عده بسيار کمی جواب می دهند. مرد از فرشته پرسيد: مردم چگونه مي توانند جواب بفرستند؟ فرشته پاسخ داد: بسيار ساده، فقط کافی است بگويند: خدايا شکر!شما قبلا به این مطلب رای داده اید1ـ دعا برای شناخت امام زمان (علیه السلام)معرفت و شناخت امام زمان، امری حتمی و ضروری است، چرا که طبق حدیث نبوی مرگ کسی که نسبت به امام زمانش آگاهی ندارد، مرگ جاهلیت است. بنابراین یکی از وظایف یک مسلمان این است که امام زمانش را بشناسد و در این راه از هیچ کوششی دریغ نورزد. از جمله کوششها دعا برای شناخت امام از حضرت حق تعالی است که از خدا استعانت بجوید و بخواهد که معرفت امام را برای او میسر و مقدور نماید. در این مورد دعای معروفی است که مرحوم کلینی در کتاب اصول کافی نقل کرده است. در این دعا پس از درخواست معرفت خدا و معرفت رسول خدا. معرفت امام مسئلت می شده و دستور مواظبت آن به مۆمنان و منتظران ظهور حضرت داده شده است: اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی نَفْسَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی نَفْسَکَ لَمْ أَعْرِفْ رَسُولَکَ؛ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی رَسُولَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی رَسُولَکَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَکَ؛ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی حُجَّتَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی. اى خدا تو مرا به خود شناسا کن که اگر تو شناسایم به خویش نفرمایى رسولت را نخواهم شناخت؛ اى خدا تو رسولت را به من بشناسان و گرنه حجتت را نخواهم شناخت؛ خدایا تو حجتت را به من بشناسان و گرنه از دین خود گمراه خواهم شد. کسی که شیفته واقعی امام زمان (علیه السلام) است در دعا برای ظهور مولایش اسیر الفاظ و گرفتار عبارت پردازی نیست، بلکه از عمق جان دعا می کند و با تمام وجود گمشده اش را می طلبد، تنها زبانش سخن نمیگوید، بلکه قلبش در هجران یار می سوزد، دلش در فراق محبوب مضطرب است و دیدگانش در انتظار دیدار اشکبار است بزرگان دین به دوستان و مۆمنان و عاشقان حضرت مهدی دستور مواظبت این دعا را برای همیشه دادهاند، بنابراین میتوان آن را یکی از وظایف شمرد. 2ـ دعا برای سلامتی امام زمان (علیه السلام) یکی از وظایف دوستان امام این است که برای سلامت و صیانت حضرت از خطرات و بلایایی که جان امام را تهدید می کند، با هر زبانی که بدان مسلطاند، دعا کناند و بهتر آن است که دعاهای مأثور را بخواناند (مانند: دعای اللهم کن لولیک...) و ادعیه دیگر که در مفاتیح الجنان آمده است.
3ـ دعا برای تعجیل در ظهور امام زمان (علیه السلام)یکی از وظایف مسلم شیعیان در زمان غیبت امام زمان، دعا برای قرب ظهور و درخواست تعجیل در قیام آن حضرت است. شیعه راستین و دلباخته امام زمان کسی است که در هر صبح و شام و با هر نماز و نیاز دست حاجت به پیشگاه خدای رۆوف دراز کرده و از او ظهور مولایش را بطلبد. عاشق دلباخته صبح و شام نمیشناسد و در تمام ساعات منتظر ظهور یار و مشتاق دیدار جمال محبوب است. امام صادق (علیه السلام) فرمودند: فَتَوَقَّعُوا الْفَرَجَ صَبَاحاً وَ مَسَاءً باید در هر صبح و شام در انتظار ظهور صاحب خود باشی. و در حدیث دیگر فرمودند: وَ تَوَقَّعْ اَمْرَ صَاحِبِکَ لَیْلَکَ وَ نَهارَکَ؛ باید شب و روز منتظر فرار رسیدن ظهور صاحب خود باشی. بنابراین بر همه شیفتگان آن حضرت لازم است دائم به یاد آن امام همام بوده و برای تعجیل در ظهورش دعا کناند و از خدا ظهور او را هر چه سریع تر بخواهند، چرا که با آمدن او تمام ملل نجات می یابند و شیعه به اوج عزت وعظمت خود می رسد. یقیناً در دولت اهل بیت پیامبر شیعیانشان به اوج عزت خواهند رسید و دشمنانشان به حضیض ذلت، چنانکه حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه) فرمودند: أکْثِرُو الدُّعاءَ بِتَعْجیلِ الْفَرَجِ فَإِنَّ ذلِکَ فَرَجُکُمْ؛ برای فرج ما بسیار دعا کنید چرا که فرج شما در آن است. هشتم شوال یاد آور سالروز یورش وحشیانه عمال کورباطن وهابی به قبرستان بقیع، مدفن 4 ستاره درخشان آسمان امامت و ولایت است. در هشتم شوال 1343 هجری قمری یعنی حدود 90 سال پیش وهابیون با تسلط بر مدینه از آنجا که استمرار رابطه شیعیان شیفته اهل بیت از طریق تجمع و عرض ارادت به امامان معصوم را خطری عظیم برای تفکرات دشمنان اسلام به ویژه استعمارگران دین ستیز که در قالب مکتب بی پایه و اساس وهابیت به میدان آمده بود می دانستند، برآن شدند تا با حمله به قبرستان بقیع و تخریب صحن و سرای پیشوایان نور و رحمت به زعم باطل خود مانع نفوذ و گسترش اسلام ناب محمدی (ص) که در تعالیم شیعه متجلی بوده شوند.لذا با بغض و کینه علاوه بر تخریب و یکسان کردن گنبدهای قبور امام حسن مجتبی (ع) ، امام زین العابدین (ع) ، امام محمد باقر(ع) و امام جعفر صادق (ع) با خاک آثار منقوش بر روی سنگ قبرها را نیز از بین برده و باعث شدند در طول 9 دهه، شیعیان جهان هر بار که به زیارت بقیع می روند با قلوبی شکسته و چشمانی اشکبار لعن و نفرین خود را نثار حکام ددمنش وهابی کرده و نابودی آنان را آرزو می کنند.حال که به لطف خدا و بیداری جهان اسلام و سقوط عمال وابسته به استکبار جهانی و شروع شمارش معکوس برای نابودی مابقی رژیمهای سر سپرده فراهم گردیده، بی صبرانه منتظر یم تا با پاک شدن سرزمین وحی از حضور وهابیت به لطف خدا و کمک عاشقان و شیفتگان اهل بیت عصمت و طهارت به بازسازی قبور مطهر امامان پرداخته و در کوتاهترین زمان با بازسازی صحن و سرای ائمه هدی گل لبخند را بر لبان همه علاقمندان به خاندان رسالت بنشاند.الهی، خروج از ماه مبارک رمضان را برای ما مقارن با خروج از تمامی گناهان قرار ده و هرآنچه از عیدی بر بندگان برگزیده ات به پاس بندگی خالصانه عطا خواهی فرمود، به ما هم عنایت فرما.
ندايي در گوشم گفت: مسافر رمضان! به آخر رسيدي...
ايستگاه آخر است بايد پياده شوم ندايي در گوشم گفت: مسافر رمضان! به آخر رسيدي... حرف رفتن است ... نگراني از فاصله است هراس دور شدن دوباره است
حرف از رفتن رمضان را با كدامين زبان و كدامين كلمات جفت و جور كنم كه شرمندگي ام داخلش نباشد!؟ حق را ادا کرده باشم و دين بر گردن حقيرم نگذارم از دعاي وداع آغاز مي کنم از نگراني ام و از التماس هايم به خدا خدايا از تو مي خواهم به ذات بزرگوار و كاملت كه اگر گناهى به گردن من باقى مانده است كه آنرا نيامرزيده اى يا مى خواهى مرا به جرم آن عذاب كنى يا بدان مرا بسنجى ، ببخشي و از اعماق وجودم مى خواهم كه سپيده دم طلوع نكند تا تو آنها را بر من نبخشيدي از تو ممنونم که مرا به ضيافت رمضان، ماه رحمت و بخششت راه دادي و مرا در زير بار نعمتهاى بيکرانت جاي دادي از تو ممنونم که مرا بر روزه اين ماه و نماز و عبادتش به آخرين شب رساندي و هزاران بار از تو ممنونم که مرا يارى كردى بر انجام فرائض اين ماه
خدايا بر من منت گذار و از من بپذير اعمالي را که در ضيافت تو به انجام رساندم خدايا از تو مي خواهم بهترين گذشت و عفو و چشم پوشى و آمرزش را بر من داشته باشي خدايا از تو مي خواهم هر خير و خوبي و مطلوبي را به رسم لطف و کرامتت بر من عطا کني به حق بزرگترين و بهترين ماهي که بر من گذشت، نگهدارى دين و رهايى از دوزخ را نصيبم کن وداعى كه من از اين ماه مى كنم وداع فنا و مرگ گناههانم قرار ده و در عوض توفيق سال آينده را نيز بر من عطا کن و جز اين چه بخواهم از تو سفرههاي ضيافت نور در آخرين روزها يک به يک برچيده مي شود آخرين دعاها، سورهها، نيايش ها، التماس ها، اشک ها يا رب يا رب ها خوانده ميشود و اشک بي قراري سر ريز مي شود مرا آفريدي و به من نام هاي زيباي خودت را ياد دادي تا در قدر رمضان يا بهتر بگويم در قلب رمضان تو را به هزار و يک اسم بخوانم آنچه در اين ماه بر من گذشت سراسر خير و برکت بود واينک به پايان رسيدم نگرانم از قول و زنجيري که پاي شيطان را باز مي کند و مرا از تو دور مي کند ميخواهم به برکت اين ماه از تو بخواهم که کمکم کني آنگونه که در اين روزها دور بودن از شيطان را ياد گرفتم در تمام سال آن را اجرا کنم بگذشت مه روزه، عیــد آمد و عیــد آمد
وَاَهْلَ الْجُودِ وَالْجَبَرُوتِ وَ اَهْــــــــــلَ الْعَفْوِوَالرَّحْمَةِ وَاَهْـــلَ التَّقْوى وَالْمَغْفِرَةِ اَسْئَلُکَ بِحَقِّ هذَا الْیَومِ الَّذى جَعَلْتَهُ لِلْمُسْلِمینَ عیداً وَلِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ ذُخْراً [وَشَرَفاً] وَمَزِیْداً اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تُدْخِلَنى فى کُلِّ خَیْرٍ اَدْخَلْتَ فیهِ مُحَمَّداً وَ الَ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تُخْرِجَنى مِنْ کُلِّ سُوَّءٍ اَخْرَجْتَ مِنْهُ مُحَمَّداً وَ الَ مُحَمَّدٍ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلَیْهِمْ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ خَیْرَ ما سَئَلَکَ مِنْهُ عِبادُکَ الصّالِحُونَ وَاَعُوذُ بِکَ مِمَّا اسْتَعاذَ مِنْه ُعِبادُکَ الْصّالِحُونَ
و در آخر رمضان ماهی است كه هر انساني تا فرصت دارد باید از آن استفاده كرده و به سوي نيكبختي حركت كند و با كوشش آمرزش الهي را كسب نمايد تا مشمول سخن پيامبر (ص) نگردد كه فرمود همانا بدبخت كسي است كه در اين ماه بزرگ، ازآمرزش خدا محروم بماند.
شكي نيست در اينكه بدبختي و خوشبختي در اختيار خود ماست، آدمي مي تواند از راه معصيت و سركشي و طغيان و ظلم و ستم به جايي برسد كه او را اشقي الاولين گويند، چنانكه پيامبر اكرم(ص) در باره ابن ملجم مرادي چنين تعبيري فرموده و امثال نمرود و فرعون و كساني كه راه آنها را رفته و طريق آنها را پيموده اند نیز از مصاديق آدم مي باشند. همچنین انسان مي تواند از راه بندگي و اطاعت به جاي رسد كه از اولياي خدا گردد و همچون سلمان فارسي شود كه رسول خدا(ص) در حقش چنين بفرمايد "سلمانُِ منّا اهل البيت" و يا آنكه خداوند،پيامبرخود را مامور كند كه آنها را دوست بدارد، همان طوري كه روايت شده كه آن حضرت فرمود: خداوند مرا فرمان داده به دوستي چهار نفر، از او پرسيدند آنها چه کسانی هستند. حضرت فرمود: علي، سلمان، ابوذر و مقداد. ماه مبارك رمضان ماهي است كه هر انساني بايد ازآن بهره مند گردد و تا فرصت دارد از وقت استفاده كرده و تنبلي و بي تفاوتي را كنار گذارده، به سوي نيكبختي خود حركت كند و از بدبختي بگريزد و با كوشش هر چه تمام تر، آمرزش الهي را كسب نمايد تا مشمول سخن پيامبر (ص) نگردد كه فرمود: همانا بدبخت كسي است كه در اين ماه بزرگ، ازآمرزش خدا محروم بماند. نقل شده كه آن حضرت روزي بر منبر رفت، چون از پله اول بالا رفت، گفت: آمين! آنگاه به پله دوم قدم نهاد و گفت: آمين! به پله سوم پا گذارد، گفت: آمين! بعد روي منبر نشست. اصحاب پرسيدند براي چه آمين گفتي؟ فرمود: جبرئيل نزد من آمد و گفت: بيني كسي بر خاك ماليده شود كه در نزد او نام تو برده شود، پس بر تو صلوات نفرستد، من گفتم: آمين! آنگاه گفت: بيني كسي بر خاك ماليده شود كه پدر و مادر را درك كند، پس داخل بهشت نگردد، من گفتم: آمين! سپس گفت: بيني آن كسي بر خاك ماليده شود كه ماه رمضان را درك كند وآمرزيده نشود.من گفتم،آمين!. "بيني به خاك ماليدن" كنايه از بدبختي و ذلت و خواري و مردن و روي زمين كشيده شدن است و لفظ "آمين" كه در دعاها ديده مي شود به معني"خدايا به جا آور" است، چنانكه از امام صادق(ع) نقل شده كه آمين به معني "ربّ افعل" است و يا اسمي است از نام هاي خدا. ممكن است كسي سوال كند مگر امكان دارد كه شخصي در اين ماه بزرگ كه ماه رحمت و بركت و مغفرت است آمرزيده نشود؟ پاسخ مي دهيم آري زيرا اين نعمت و اين فضيلت، ازآن كساني است كه قدر اين ماه را بداند و براستي به سوي خدا بروند. اما كساني كه اين ماه را ماه سورچراني و قمار و شراب و خوشگذراني و عيش و نوش و توطئه عليه مسلمانان قرار مي دهند، مسلما بدبخت و دور از رحمت خواهند بود و به عنوان مثال بايد گفت آبي كه حيات بخش و سرچشمه حيات است، همان آب براي عده اي سبب قطع حيات خواهد شد. يكي از وظايف روزه دار، يادآوري روز قيامت است و اينكه بداند همچنانكه در اينجا به سبب روزه، گرسنه و تشنه خواهد شد، همچنين روزي در پيش رو خواهد داشت كه گرسنگي و تشنگي آن بسيارشديد است و لذا بايد خود را براي چنان روزي، بسازد. موضوع ذكر و تذكر در قرآن و روايات بسيار ديده مي شود و جدا قابل توجه بوده و سفارش فراوان نسبت به آن گرديده و اتفاقا در بسياري از موضوعات به كار برده شده است. -در خداشناسي و عظمت پروردگار چنانكه در آيات بسياري دارد که پروردگار خود را به يادآور. (آيه ۴۵ سوره انفال) - در نعمتهاي الهي، چنانكه دارد نعمت هاي خدا را ياد كنيد. (آيه ۲۳۱ سوره بقره) -درباره آفرينش خود انسان. (آيه ۶۷ سوره مريم) - درباره يادآوري بندگان خالص، پيامبران و.. (آيه ۱۶ سوره مريم) -درباره آنچه در كتاب هاي آسماي است،چنانكه فرموده؛بياد آوريد آنچه را كه در تورت است. (آيه ۲۴ سوره ص) -درباره خلقت موجودات،از طريق زوجيت و طريق ديگر فرود آمدن باران ازآسمان. (آيه ۴۹ سوره الذاريات) - درموضوع تقوا، زنده كردن مردگان، بهشت و جهنم، و اصل مردن و صدها موضوع ديگر. (آيه ۸۰ سوره انعام) امام عسكري(ع) فرموده است: احتضار خود را در نزد زن و بچه ات به يادآور كه نه طبیبی هست كه ترا از مرگ باز دارد و نه دوستي كه ترا نفع دهد. همچنين حضرت علي(ع) فرموده است: هر كه دوري سفرآخرت را به ياد آوردآماده گردد، يعني به واجبات پرداخته و از محرمات دوري نمايد و به طور خلاصه براي آخرت خود توشه بر گيرد. منبع : جام نیوز
صفحه قبل1...1213141516...23صفحه بعد
|
آذر 1393 آبان 1393 مهر 1393 شهریور 1393 مرداد 1393 تیر 1393 خرداد 1393 اردیبهشت 1393 اسفند 1392 بهمن 1392 دی 1392 آذر 1392 آبان 1392 مهر 1392 شهریور 1392 مرداد 1392 تیر 1392 خرداد 1392 اردیبهشت 1392 فروردین 1392 اسفند 1391 بهمن 1391 آبان 1391 مرداد 1391 تیر 1391 خرداد 1391 اردیبهشت 1391 فروردین 1391 |









