12:00
136
نظر پدر معنوی فرقه وهابیت درباره قاتل امیرمومنان(ع)
 
 
 

پیشتر خالد انصاری کارشناس شبکه وهابی و تفرقه انگیز وصال فارسی در سخنانی عجیب، ابن ملجم، قاتل امیرالمومنین علی بن ابی طالب (علیه السلام) را مسلمان معرفی کرده و مدعی شده بود : «ما برای اثبات اسلام عبدالرحمن ابن ملجم نیازی نیست دلیل بیاوریم. ابن ملجم خودش مجتهد بوده و اجتهاد کرده...»


مجری این شبکه کوشید تا با اشاره به سخنی از ابن تیمیه (پیشوای وهابیت) این توهین سخیف را تعدیل کند، اما در حین صحبت به خاطر آورد که نظر ابن تیمیه نیز در مورد قاتل وصی رسول اکرم(ص) نیز همان سخن کارشناس برنامه است.


به همین جهت این مجری وهابی با تغییر دادن یک باره موضع خود و بریده بریده صحبت کردن مدعی شد: «ابن تیمیه می گوید که مسلمان بودن ابن ملجم از ...... یک قیاس می کند ...ولی مهم این است که ظالم است...ولی خب تکفیرش کردن...»


اما بد نیست بر یک نمونه از دشمنی های  پدر معنوی فرقه وهابیت با امیرالمومنین مروری داشته باشیم. از جمله اموری که دشمنی ابن تیمیه با امیرالمومنین علیه السلام را هویدا می کند برخورد دوگانه او با دشمنان و مبغضین ابی بکر و عثمان و دشمنان و مبغضین امیرالمومنین علیه السلام میباشد.


وی در مورد دشمنان ابی بکر چنین میگوید :

«و از این رو منافق ترین گروه ، دشمنان ابی بکر می باشند زیرا در میان صحابه هیچکس غیر از او محبوب تر در نزد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نبود و هیچکس نیز به اندازه ابی بکر ، محبت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله را در دل نداشت. برخی (از همین دشمنان ابی بکر ) از بزرگترین نشانه های نفاق بودند و برای همین است که در هیچ گروهی به اندازه نصیریه و اسماعیلیه، منافقان که دشمنی ابی بکر را دارند پیدا نمی شود.»

منهاج السنة النبوية ، ج 4 ص 300 ، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728 ، دار النشر : مؤسسة قرطبة - 1406 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. محمد رشاد سالم

بر این اساس، دشمنان ابی بکر همگی منافق اند و هیچ شکی در این امر وجود ندارد!

وی در مورد قاتل عمر میگوید :

« ابولولوه کافری بود که عمر را به قتل رساند همچنان که یک کافر، مومنی را به قتل میرساند و اینگونه شهادت بسیار بزرگتر از شهادتی می باشد که بوسیله یک مسلمان باشد . زیرا کشته شده بوسیله کافر دارای مقامی والاتر از کشته شده بوسیله کافر است.»

منهاج السنة النبوية ، ج 6 ص 31 ، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728 ، دار النشر : مؤسسة قرطبة - 1406 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. محمد رشاد سالم


و یا میگوید :

«کسی که عمر را کشت کافری بود که با اسلام و پیامبر و امت اسلامی دشمنی داشت و این عمل وی نیز از روی دشمنی با اینان بوده است.»

منهاج السنة النبوية ، ج 7 ص 153 ، اسم المؤلف:  أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728 ، دار النشر : مؤسسة قرطبة - 1406 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. محمد رشاد سالم


این مطلب نشان میدهد که قاتل عمر، کافر بوده و حرمتی نداشته و بلکه کفر او سبب بالا رفتن مقام شهادت عمر می باشد ! (البته در این زمینه گفتنی بسیار است.)

در جای دیگر در مورد قاتلان عثمان میگوید :

عثمان را نکشتند مگر گروهی اندک که سرکش و ظالم بودند  .... و کسانی که سعي در قتل عثمان داشته‌  اند همه خطاكار، بلكه ظالم و سركش و متجاوز بوده‌اند. (در حالی که قاتلان عثمان در تاریخ مشخص هستند)

منهاج السنة النبوية ، ج 6 ص 296 - 297 ، اسم المؤلف:  أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728 ، دار النشر : مؤسسة قرطبة - 1406 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. محمد رشاد سالم

حال که موقف ابن تیمیه در مقابل دشمنان ابی بکر و قتله عمر و عثمان مشخص شد ، بد نیست که نظرات او را در مورد دشمنان و قاتل امیرالمومنین علیه السلام ببینیم .

***  وی میگوید :

آن كسى كه على(علیه السلام) را كشت، اهل نماز و روزه بود و قرآن مى خواند و معتقد بود كه كشتن على(علیه السلام) مورد رضايت خدا و پبامبر است و اين كار را به خاطر به دست آوردن محبت خدا و پيامبر انجام داد، اگر چه در اين عقيده دچار گمراهى شده بود .

منهاج السنة النبوية ، ج 7 ص 153 ، اسم المؤلف:  أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728 ، دار النشر : مؤسسة قرطبة - 1406 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. محمد رشاد سالم

*** و در جای دیگر در مورد ابن ملجم ملعون میگوید :

و لذا - على بن ابى طالب علیه السلام - را يكى از خوارج به نام عبد الرحمن بن ملجم در حالى كه از عابدترين انسان ها بود به قتل رساند .

منهاج السنة النبوية ، ج 5 ص 47 ، اسم المؤلف:  أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728 ، دار النشر : مؤسسة قرطبة - 1406 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. محمد رشاد سالم


یعنی ابن ملجم مرادی خارجی ، با اینکه قاتل امیرالمومنین علیه السلام است ولی از عابدترین مردم و اهل نماز و روزه و قرآن بوده و نیت وی قربت الی الله بوده است !!

*** وی در جای دیگر ، این چنین سخن می گوید :


خداوند خبر داده است: «مسلّماً كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده ‏اند، خداوند رحمان محبّتى براى آنان در دلها قرار می دهد!» و روشن است كه خداوند محبت صحابه را در دل هر مسلمانى قرار داده است؛ به ويژه خلفا و به ويژه ابوبكر و عمر؛ چرا كه تمام صحابه و تابعين اين دو نفر را دوست داشتند و (آن زمان) بهترين قرن‌ها بود. اما در باره على اين چنين نبود؛ زيرا بسيارى از صحابه و تابعين بغض على را در دل داشتند، او را سب مى‌كردند و با او مى‌جنگيدند.

منهاج السنة النبوية ،ج 7 ص 137 - 138 ، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728 ، دار النشر : مؤسسة قرطبة - 1406 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. محمد رشاد سالم


پس دشمنی با امیرالمومنین علیه السلام نه تنها در میان تابعین وجود داشته بلکه در میان برخی اصحاب نیز دشمنی با امیرالمومنین علیه السلام بوده است .

*** وی در دفاع از کسانی که به همراه امیرالمومنین علیه السلام در جنگها شرکت نکرده (با اینکه ایشان ، اولی الامر بودند ) و در اثبات بهشتی بودن کسانی که با ایشان جنگیدند میگوید :

و کسانی که با علی (علیه السلام) جنگیدند از این حالات خارج نیستند: یا گناهکار بودند ، یا مجتهد خطا کار بودند و یا عملشان صحیح بود و در هر صورت، هیچ اشکالی بر ایمان آنها نبوده و این مطالب مانع بهشت رفتن آنها نمیشود!

پس هر کس که با علی (علیه السلام) جنگید، با اینکه ستمکار است ولی این امر سبب خروج وی از ایمان نمیگردد و (این مطلب ) سبب وجوب آتش جهنم بر او و نرفتن به بهشت نمی گردد زیرا اگر ظلم و ستم به دلیل تاویل باشد، مجری آن اجتهاد کرده است.

منهاج السنة النبوية ،ج 4 ص 393، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728 ، دار النشر : مؤسسة قرطبة - 1406 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. محمد رشاد سالم


حتی کسانی از دشمنان امیرالمومنین علیه السلام که خطا کار بوده و جنگیدنشان با امیرالمومنین علیه السلام نیز از بیخ و بن غلط بوده ، باز هم اشکالی بر ایمانشان نیست و مستقیماً وارد بهشت میشوند!

و چگونه است که قاتلان عثمان مستوجب هرگونه توهین و نفرین هستند ولی کسانی که با امیرالمومنین علیه السلام مقاتله کردند، مجتهدند و حتی اگر ستمکار باشند باز هم اجر می برند زیرا مجتهد خطا کارثواب می برد؟

پس تاکنون معلوم شد که رتبه کسانی که علیه امیرالمومنین علیه السلام هر کاری در ذم و ملامت و دشمنی و جنگ کرده اند از جمله افراد گمنام نبوده اند بلکه گروهی از صحابه و تابعین بوده اند!


دقت در این گفتار ابن تیمیه و همچنین در نظر داشتن پیش فرض اهل تسنن در بالا بودن رتبه صحابه و تابعین در نزد جمهور آنها ما را به این مطلب رهنمود میسازد که ابن تیمیه قصد القاء این سخن را دارد که : علی(علیه السلام) کسی بود که بزرگان اسلام با وی مشکل داشتند و دوران او دوران فتنه و جنگ بود و همان بزرگان صحابه، او را مورد نقد و خدشه قرار داده اند! ولی در مقابل، کسانی که علیه ابی بکر و عمر و عثمان سخن گفته اند مشتی منافق و کافر و باغی و ظالم بوده اند !

***  این ناصبی در دفاع از خوارج چنین میگوید :

پس خوارجی که علی (علیه السلام) را تکفیر کردند، اگر قرار باشد بیان شود: در مورد علی (علیه السلام) بخاطر شبهه او را دارای مقام الوهیت دانستند، پس می توان چنین گفت که کفر وی نیز از روی شبهه بوده و می توان چنین گفت که گناهانی از او صادر شد که اقتضای آن تکفیر وی توسط خوارج است (با اینکه ) خوارج ، بیشتر و عاقل تر و دیندارتر از کسانی هستند که ادعای الوهیت در مورد علی (علیه السلام) می کنند. پس اگر قرار باشد که به چنین مطلبی احتجاج کرده و ادعا را منقبتی برای او بدانیم، ادعای دشمنان علی (علیه السلام) و خوارج نیز همانند این ادعا بوده و بلکه قوی تر است ! پس مقام خوارج کجا و غالیان رافضی کجا ؟!
(زیرا) خوارج از همه مردم نمازخوان تر و روزه گیر تر و قرآن خوان تر بوده و صاحب سپاه و لشکر بوده و باطناً و ظاهراً متدیّن به دین اسلام بوده اند !

منهاج السنة النبوية ،ج 4 ص 37 - 38، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728 ، دار النشر : مؤسسة قرطبة - 1406 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. محمد رشاد سالم

این همه تعریف و تمجید از منحرفینی همچون خوارج چه الزامی دارد؟ آیا باید کسی که منحرف و خارج از دین است را به الفاظ حمیده ستود؟


حال چگونه است که ابن تیمیه به صراحت بیان می کند که خوارج، ظاهراً و باطناً متدیّن به اسلام بوده اند؟ پس چرا نامشان را خوارج می نامد؟ کسی که ظاهر و باطنش مسلمان باشد را خارجی می نامند؟

این سخنان ابن تیمیه عملاً فریادی بلند، مخفی در میان کلمات است که به همه مسلمانان ندا میدهد: چگونه به شما بفهمانم که من از علی متنفرم و با او دشمن هستم ؟!

 

منابع: جام نیوز / اسلام تکس

 

 


17:04
33
شبی برتر از هزار ماه/ اعمال شب های قدر/ بهترین دعا در این شب ها چیست؟

 

 
رسول اعظم (ص) فرمودند: «هر كس كه از فیض شب قدر محروم گردد، از تمام خیرات محروم شده است و محروم نمی‌‌ماند از خیرات شب قدر، مگر كسی كه (با اعمال خویش) خود را محروم نموده باشد.»
 
  
به حقیقت برو، بگو آمدم.
اگر گفتند: اینجا چرا آمدی؟ بگو به کجا روم و به کدام در رو کنم؟
این ره است و ره دوم ره نیست        این دراست و در دوم در نیست
 
اگر گفتند به اذن که آمدی؟ بگو شنیده ام:
به ضیافتخانه ی فیض نوالت منع نیست        در گشاده است و صلا در داده خوان انداخته
 
اگر گفتند: تا به حال کجا بودی؟ بگو ره گم کرده بودم.
 
اگر گفتند چه آوردی؟ بگو اولا دل شکسته که از شما نقل است:
در کوی ما شکسته دلی میخرند و بس        بازار خود فروشی از آن سوی دیگر است
 
و ثانیا:
جز نداری نبوده مایه ی دارایی من        طَمَع بخششم از درگه سلطان من است
و ثالثا: الهی! آفریدی رایگان، روزی دادی رایگان، بیامرز رایگان، تو خدایی نه بازرگان.
 
اگر گفتند: بیرونش کنید، بگو:
نمی روم ز دیار شما به کشور دیگر        برون کنیدم از این در، درآیم از در دیگر
اگر گفتند قابلیت استفاضه نداری، بگو: قابلیت را هم شما افاضه می فرمایید.
 
باز اگر به تو اعتراض نمودند بگو:
بــه والله بـــه بالله  بـــه تالله        بـــه حق آیه نصر من الله
که مو از دامن دست برندارم        اگر کشته شوم الحکم لله
 
اگر گفتند: مذنبی، بگو: اولا شنیده ام شما غفارید و ثانیا من مَلَک نیستم، آدمی زاده ام و ثالثا:
ناکرده گنه در این جهان کیست بگو؟        آنکس که گنه نکرده و زیسـت بـگو؟
من بــد کنـم و تو بد مکـافـات دهـی        پس فرق میان من و تو چیست بگو؟
 
اگر گفتند: این حرف ها را از کجا یاد گرفته ای؟ بگو:
بلبل از فیض گل آموخت سخن ور نبود        این همه قول و غزل تعبیه در منقارش
 
اگر گفتند: چه میخواهی؟ بگو:
جز تو ما را هوای دیگر نیست        جز لقای تو هیچ در سر نیست
 
حضرت آیت الله علامه حسن زاده آملی / جمع پراکنده، ص ۱۸۹
 
 
جایگاه و اهمیت شب قدر
چنان ‏كه درك شب قدر، كاری مشكل است، بیان جایگاه و «قدر» شب قدر نیز عملی است دشوار كه تنها راه ‏یافتگان به آن شب عزیز می‏توانند واقعیت و حقیقت آن را بیان دارند؛ چرا كه قرآن به پیامبر خدا فرمود: «و تو چه دانی شب قدر چیست؟»
در وصف آن همین بس كه «از هزار ماه برتر است» و مسائلی بر قدر و منزلت این شب افزوده است:

1- نزول قرآن
نزول جامع‏ترین، كامل‏ترین و ماندگارترین كتاب الهی بر عظمت و منزلت شب قدر افزوده است. قرآن خود می‏گوید: «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی اُنْزِلَ فیهِ الْقُرْانَ»(بقره/ 185)؛ «ماه [مبارك] رمضان ماهی است كه در آن قرآن نازل شده است.» اما در چه شبی از شب‌های آن ماه، قرآن نازل شده است؟ آیه دیگر بیان می‏كند كه «اِنّا اَنْزَلْناهُ فی لَیْلَةٍ مُبارَكَةٍ» (دخان/ 3)؛ «به راستی، آن [قرآن] را در شبی پر بركت نازل كردیم.» و این شب مبارك را در سوره قدر مشخص فرموده كه «اِنّا اَنْزَلْناهُ فی لَیْلَةِ الْقَدْرِ» (قدر/ 1)؛ «به حقیقت ما آن [قرآن] را در شب قدر فرود آوردیم.» پس باید گفت نزول قرآن در چنین شبی بر عظمت آن می‏افزاید. این نكته را هم اضافه كنیم كه این نزول، نزول دفعی است بر قلب رسول گرامی اسلام، نه نزول تدریجی كه آغاز آن با آغاز بعثت یعنی بیست و هفتم رجب همراه است.

2- تقدیر امور
در نام‏گذاری شب قدر بیان‌های مختلفی وارد شده است: برخی آن را به معنای شبی با عظمت و بزرگ «لَیْلَةُ الْعَظَمَة» (مجمع البیان، ج1، ص 518) گرفته‌‏اند؛ چرا كه قدر در قرآن به معنای منزلت و بزرگی خداوند آمده، در آیه‏ای می‏خوانیم: «ما قَدَرُوا اللهَ حَقَّ قَدْرِهِ»(حج/ 74) ؛ «قدر ندانستند (و نشناختند) خدا را آنگونه كه حقّ عظمت او بود.»
«قدر» به معنای تقدیر و اندازه‌‏گیری و تنظیم است. این معنی را هم لغت تأیید می‏كند و هم قرآن و روایات. راغب اصفهانی می‏گوید: «لَیْلَةُ الْقَدْرِ اَیْ لَیْلَةٌ قَیَّضَها لِأُمُورٍ مَخْصُوصَة » (المفردات فی غریب القرآن، ص 395)؛ شب قدر یعنی شبی كه (خداوند) برای [تنظیم و تعیین] امور مخصوصی آن را آماده [و مقرّر] نموده است.» و قرآن كریم می‏فرماید: در آن شب «یُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكیمٍ» (دخان/ 4) «هر كاری بر طبق حكمت [خداوند] جدا (و تعیین و تنظیم) می‏گردد.»
و امام صادق علیه‏ السلام فرمود: «التَّقْدیرُ فی لَیْلَةِ الْقَدْرِ تِسْعَةُ عَشْرٍ، وَالاِْبْرامُ فی لَیْلَةِ اِحْدی وَ عِشْرینَ وَالْاِمْضاءُ فی لَیْلَةِ ثَلاثَ وَ عِشْرینَ (وسائل الشیعه، ج 7، ص259)؛ « تقدیر امور و سرنوشت‌ها در شب قدر، یعنی شب نوزدهم، تحكیم آن در شب بیست و یكم، و امضا ‏آن در شب بیست و سوم صورت می‏گیرد.»
و امام رضا علیه ‏السلام فرمود: «... یُقَدَّرُ فیها ما یَكُونُ فی السَّنَةِ مِنْ خَیْرٍ اَوْ شَرٍّ اَوْ مَضَرَّةٍ اَوْ مَنْفَعَةٍ اَوْ رِزْقٍ اَوْ اَجَلٍ وَ لِذلِكَ سُمِّیَتْ لَیْلَةُ الْقَدْر (عیون اخبارالرضا، ج2، ص 116)؛ در آن شب (قدر) آنچه كه در سال واقع می‏شود، تقدیر و اندازه‌‏گیری می‏شود، از نیكی و بدی و سود و زیان و روزی و مرگ. به همین جهت نیز شب قدر شب اندازه‌گیری نامیده شده است.»
و طبق روایات فراوانی (بحار الانوار، ج94) سرنوشت افراد برای سال بعد، مانند: رزق و روزی، مرگ و میرها، خوشی و ناخوشی‌ها، حج رفتن و حوادث دیگر زندگی، بر اساس استعدادها و لیاقت‌ها، رقم می‏خورد، و این تقدیر حكیمانه هم، در انسان هیچ گونه «اجبار» و «سلب اختیاری» به وجود نمی‌‏آورد. می‏توان بین تمام اقوال این گونه جمع كرد كه در این شب با عظمت و بزرگ، با فرود ملائكه آسمانی، تقدیرات یك سال مشخص و بر قلب حجّت زمان علیه‏ السلام عرضه می‏ شود.
3- سند امامت
شب قدر بزرگ‏ترین سند امامت و تداوم آن در طول زمان است. در روایات فراوانی، وجود شب قدر را در هر زمان دلیل لزوم امامت و بقای آن دانسته ‏اند، لذا سوره قدر به منزله شناسنامه اهل‌بیت علیهم ‏السلام شمرده شده است كه به برخی روایات اشاره می‏شود:
از امام صادق علیه ‏السلام نقل شده است كه فرمود: علی علیه‏ السلام زیاد می‏فرمود: هیچ‏ گاه تیمی و عدوی (ابوبكر و عمر) خدمت پیامبر جمع نشدند مگر آن كه آن حضرت سوره «اِنّا اَنْزَلْناهُ ...» را با خشوع و گریه می‏خواند، سپس آن دو عرض می‏كردند چقدر رقّت شما نسبت به این سوره شدید است. پیامبر اكرم صلی ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله می‏فرمود: به جهت آنچه چشمم دیده و دلم فهمیده است و به جهت آنچه دل این شخص [یعنی علی علیه‏ السلام ] پس از من خواهد دید. آن دو می‏ گفتند: مگر شما چه دیده‌‏ای و او چه می‏ بیند؟
فرمود: پیامبر اكرم صلی ‏الله‏ علیه ‏و ‏آله برای آن دو نوشت «تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فیها بِاِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ اَمْرٍ» ؛ «ملائكه و روح در آن شب با اذن پروردگارشان برای (تقدیر) هر كاری نازل می‏شوند.» آن‏گاه می‏فرمود: آیا بعد از «كُلُّ اَمْرٍ؛ تمام امرها» كه خداوند می‏فرماید، چیزی باقی خواهد ماند؟ می‏ گفتند: نه. سپس حضرت می‏ فرمود: آیا می‏دانید آن كسی كه هر امری بر او نازل می‏شود كیست؟ می‏ گفتند: تو هستی ای رسول خدا! آن‏گاه می‏فرمود: بله ولی آیا شب قدر بعد از من هم ادامه دارد؟ می‏ گفتند: بله. می‏ فرمود: آیا [در شب‌های قدر] بعد از من هم آن امر نازل می‏شود؟ می ‏گفتند: بله. سپس می‏ فرمود: بر چه كسی؟ می‏ گفتند: نمی ‏دانیم. سپس آن حضرت از سر من (علی) می‏گرفت (و دست را روی سر من قرار می‏داد) و می‏فرمود: اگر نمی‏دانید بدانید، آن شخص پس از من این مرد است.
فرمود: پس آن گاه آن دو نفر همیشه این‏گونه بودند كه شب قدر را بعد از پیامبر اكرم صلی ‏الله‏ علیه ‏و ‏آله به سبب هراسی كه بر دل آن دو می‏افتاد، می‏شناختند.» (اصول كافی، ج1، ص 363 – 364)
و در جای دیگر علی علیه ‏السلام فرمود: «به حقیقت شب قدر در هر سال وجود دارد و امر سال در آن شب نازل می‏شود و به راستی برای آن امر صاحبان امری است. عرضه شد آنان چه كسانی هستند؟ فرمود: «اَنَا وَ اَحَدَ عَشَرَ مِنْ صُلْبی اَئِمَّةً مُحَدَّثُونَ» (بحارالانوار (همان)، ج 94، ص15)؛ من و یازده امام از نسل من كه همه امامانی محدَّث می‏باشند ( ملائكه را نمی‏بینند ولی صدای آنها را می‏شنوند).»
و در برخی روایات آمده كه خود ولایت علی علیه ‏السلام و ائمه علیهم‏ السلام جزء تقدیرات آن شب است (همان، ص18) و دستور داده‌‏اند كه با مخالفان برای اثبات امامت و بقای آن و زنده بودن مهدی علیه‏ السلام به شب قدر استدلال كنید.(اصول كافی، ج1، ص 353) آری، بقای شب قدر دلیل محكمی است بر بقای امامت و بقای امامت اقتضا می‏كند حیات و زنده بودن مهدی علیه ‏السلام را و حیات مهدی علیه ‏السلام نشانه حیات مذهب پیشتاز و همیشه در صحنه تشیّع است. لذا اسلام اصیل و قرآن تا ابد زنده است.
از اینجا روشن شد كه شب قدر، یعنی شب ولایت و امامت و معنای روایاتی كه شب قدر را به فاطمه زهرا علیها‏السلام تفسیر نموده (فرات كوفی، ص581) است، روشن شد كه حقیقت شب قدر امامت و ولایت است و حقیقت ولایت و امامت زهرای مرضیه علیها‏السلام است.

4- بخشش گناهان
یكی دیگر از ویژگی‌های شب قدر بخشش گناهان و عفو عاصیان و مجرمان است، لذا باید تلاش نمود تا این فیض عظمای الهی شامل حال انسان شود. وای به حال انسانی كه در شب قدر مورد غفران الهی قرار نگیرد؛ چنان كه پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله می‏فرمود: «كسی كه شب قدر را درك كند، پس بخشیده نشود پس خدا او را (از رحمت خویش) دور می‏سازد.» (بحار الانوار، ج94، ص80)
و در جای دیگر فرمود: «هر كس كه از فیض شب قدر محروم گردد، از تمام خیرات محروم شده است و محروم نمی‌‌ماند از خیرات شب قدر، مگر كسی كه (با اعمال خویش) خود را محروم نموده باشد.» (كنز العمّال، ج8، ص534)
لذا باید تلاش مضاعف نمود تا غفران الهی در این شبِ بخششِ گناهان شامل حال انسان گردد.
پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله می‏فرمود: «كسی كه در شب قدر به پاخیزد (و آن شب را)  از روی ایمان و محاسبه (و اخلاص ‏بیدار باشد) گناهان گذشته‌‏اش بخشوده می‏شود.» (وسائل الشیعه، ج10، ص 358)
در بحارالانوار در ذیل این روایت اضافه شده: «هر كس در شب‏ قدر، از روی ایمان و محاسبه (و اخلاص) نماز گزارد، خداوند گناهان گذشته او را می‏بخشد.» (بحار الانوار، ج93، ص 366)
 
 
 لیلة القدر و فاطمه (س)
در تفسیر" فرات " از امام صادق(ع) در ذیل آیه شریفه " انا انزلناه فی لیلةالقدر" نقل کرده است که فرمود:
اللیلة فاطمة، و القدرالله ، فمن عرف فاطمة (ع) حق معرفتها فقد أدرک لیلة القدر، و إنما سمیت فاطمة لأن الخلق فطموا عن معرفتها.
مراد از" لیلة" فاطمه (ع) و مقصود از" قدر " خداوند است، پس هر که فاطمه (ع) را آن طور که سزاوار است و حق معرفت او است بشناسد، شب قدر را درک کرده است. و همانا آن حضرت " فاطمه" نامیده شده است؛ زیرا مردم از شناخت او بریده شده و عاجزند.
شاید راز تشبیه فاطمه(ع) به " لیلة القدر" پنهانی و در پرده بودن معرفت و شناخت آن حضرت نسبت به مردم است مثل پنهان بودن شب قدر، و به خاطرهمین آنرا در آیه با دو حرف استفهام آورده و فرموده است:" و ما ادریک ما لیلة القدر" تا بزرگی شأن و قدر آن را بفهماند یا عاجز بودن شناخت آن را برای غیرمعصومین ثابت کند، زیرا شب قدر را غیر از معصومین (ع) نمی شناسند، و یا مقصود این است که هر کس فاطمه (ع) را آنگونه که سزاوار است بشناسد و به حقیقت معرفت او پی ببرد پرده ازمقابل چشمان او کنار می رود و جلالت و عظمت آن حضرت و فرود آمدن فرشتگان را به محضر او در آن شب می بیند، بطوری که به شب قدر بودن آن یقین پیدا می کند، و در حقیقت درک شب قدر همین است.
رابطه شب قدر با امام عصر ارواحنا فداه
خداوند متعال در چهارمین آیه سوره مباركه قدر می‌فرماید:
تنزّل الملائكة و الرّوح فیها بإذن ربهّم من كلّ أمرٍ؛ فرشتگان و روح، در آن شب به دستور پروردگارشان با هر فرمانی (برای تقدیر هر كاری) فرود آیند.
فعل مضارع «تنّزل» دلالت بر تكرار و بقاء «لیلةالقدر» دارد، و در آیات سوم و چهارم سوره دخان نیز:
فیها یفرَق كلّ أمرٍ حكیم((دخان / 4) ؛ در آن شب، هر فرمانی، بر حسب حكمت صادر می‌شود.
دلالت بر تجدد و دوام دارد. زیرا هیأت نحوی باب «تفعّل» دلالت بر پذیرش یا تكلف یا هر دو می‌نماید. ظاهر این فعل‌ها، خبر از تفریق و تنزل امر در لیلةالقدرهای آینده می‌دهد.
این امر كه در زمان رسول خدا به آن حضرت نازل می‌شده‌است، و در هر شب قدر دیگر، باید بر كسی نازل و تبیین و تحكیم یا كشف شود كه به افق نبوت نزدیك و پیوسته باشد.
قبول اصل وصایت رسول اكرم صلی الله علیه و آله و امامت، ناشی از این معنی و مبتنی بر همین اساس است.
كسی كه قرآن را به عنوان كلام خدا پذیرفت به این معنی است كه همه سوره‌ها و آیات آن را پذیرفته است و یك مسلمان واقعی هم كسی است كه تسلیم همه آیات قرآن باشد، پس هر مسلمانی الزاماً باید سوره قدر، و از آن سوره، شب قدر، و استمرار آن را تا قیامت بپذیرد و لازمه پذیرفتن آن، آیه (تنزّل الملائكة...) كه هر فرد با ایمانی ناگزیر از قبول آن است. باید بپذیرد كه در شب قدر فرشته‌ها و روح از جانب پروردگار با هر امری فرود می‌آیند و این امر یك متولی و ولیّ می‌خواهد كه متولی و ولیّ آن امر باشد. این كه خداوند در آیات سوم و چهارم سوره دخان می‌فرماید:
در آن شب هر فرمانی، بر حسب حكمت صادر می‌شود. فرمانی از جانب ما، و ما همواره فرستنده آن بوده‌ایم.
دلالت بر تكرار و تجدید و ارسال در آن شب دارد و به این معنا كه آن شب، فرشتگان و روح، در هر سال، دائماً نازل می‌شوند؛ پس باید به طور مدام شخصی به عنوان «ولیِّّ» این امر باشد كه به سوی او نازل و ارسال گردند كه او همان ولیّ جهان و جهانیان خواهد بود؛ و هم اوست كه اطاعتش بر همگان واجب است.
به همین سبب، هر كس ادعا كرد كه من ولیّ امر هستم، باید ثابت كند كه این امر توسط فرشتگان و رو ح بر او نازل شده و می‌شوند، و چون هیچ كس جز پیامبر و اوصیاء معصوم علیهم السلام نمی‌توانند مدعی این امر باشند و اساساً هم نیستند، باید از اوصیاء و پیامبر همواره كسی باشد كه در شب قدر توسط روح و فرشتگان از جانب یزدان هر امری بر او نازل شود.
 
آیه مورد بحث، یكی از مستدل‌ترین آیات قرآن كریم بر ضرورت وجود همیشگی یك ولی امر از جانب خداست كه امین بر حفظ و اجزاء و اداء امر الهی باشد، و آن همان امام معصوم است.
و هر كس نزول پیوسته فرشتگان و روح را در شب قدر بپذیرد كه اگر به قرآن ایمان دارد باید بپذیرد، ناگزیر باید ولی امر را هم بپذیرد وگرنه كافر به بعضی از آیات قرآن خواهد بود، كه در آن صورت چنین كسی بنابر بیان خود قرآن كریم كافر واقعی است.
چنان كه خداوند در آیات 150 و 151 سوره نساء می‌فرماید:
"إنّ الّذین یكفرون بالله و رسله و یریدون ان یفرّقوا بین الله و رسله و یقولون نؤمن ببعض و نكفر ببعض و یریدون أن یتّخذوا بین ذلك سبیلاً ٭ أولئك هم الكافرون حقّاً و أعتدنا للكافرین عذاباً مهینا؛ كسانی كه به خدا و پیامبران خدا كافر شده‌اند و می‌خواهند بین خدا و رسولانش جدایی اندازند و می‌گویند به برخی ایمان می‌آوریم و به بعضی كافر می‌شویم و می‌خواهند در این میان (بینابین) اتخاذ كنند، اینان حقا كافرند و ما برای كفركیشان عذاب خواركننده‌ای مهیا كرده‌ایم.
و می‌بینید كه خداوند، كسانی را كه پاره‌ای از آیات خدا را بپذیرند و برخی را نپذیرند، كافر حقیقی می‌داند.
بنابراین مؤمن حقیقی كسی است كه هم استمرار لیلةالقدر را تا قیامت پذیرا باشد و هم وجود حجت زمان و ولیّ امر، و امام معصومی كه امر الهی را دریافت می‌كند و امین بر آن در جهت پاسداری، به ‌كار بستن و اداء باشد، قبول كند؛ یعنی همان بزرگواری كه در زمان وجود مقدس بقیةالله الاعظم حضرت مهدی(عج) می‌باشد و به همین سبب پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله بنابر آنچه شیعه و سنی از آن حضرت نقل كرده‌اند، فرمودند:
"من أنكر المهدی فقد كفر؛ كسی كه وجود مهدی را انكار كند، رهسپار دیار كفر شده است." (بحار الأنوار، ج 51، ص 51)
 
 
و در كتب شیعه، از این قبیل احادیث فراوان است، و از آن جمله، از امام صادق علیه السلام و آن حضرت از پدر ارجمندشان و از آن طریق از جدّ عالیقدرشان و از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله نقل شده كه فرموده‌اند:
"القائم من ولدی اسمه إسمی و كنیته كنیتی و شمائله شمائلی و سنّته سنتی یقیم النّاس علی ملتّی و شریعتی و یدعوهم إلی كتاب الله عزّوجلّ، من أطاعة أطاعنی و من عصاه عصانی، و من أنكره فی غیبته فقد أنكرنی، و من كذبه فقد كذّبنی، و من صدّقه فقد صدّقنی، إلی الله اشكو المكذّبین لى فى أمره، و الجاهدین لقولی و المضلّین لأمتّی عن طریقته و سیعلم الذین ظلموا ایّ منقلبٍ ینقلبون. (بحارالانوار، ج 51، ص 73)
قائم از فرزندان من است اسم او اسم من «محمد» و كنیه او، كنیه من «ابوالقاسم» و سیمای او سیمای من و سنت او سنت من است، دین و آیین و ملت و شریعت مرا در بین مردم بر پا می‌دارد و آنان را به كتاب خدای عزوجل فرامی‌خواند. كسی كه او را طاعت كند، مرا پیروی ‌كرده و كسی كه او را نافرمانی كند، مرا نافرمانی كرده است و كسی كه او را در دوران غیبتش انكار كند، تحقیقاً مرا انكار كرده و كسی كه او را تكذیب كند هر آینه مرا تكذیب كرده و كسی كه او را تصدیق كند، هر آینه مرا تصدیق كرده است. از آنها كه مرا درباره او تكذیب كرده و گفتار مرا در شأن او انكار می‌كنند و امت مرا از راه او گمراه می‌سازند، به خدا شكایت می‌برم. به‌ زودی آنها كه ستم كردند و می‌دانند كه بازگشتشان به كجا است و سرنوشتشان چگونه است (و چگونه در دگرگونی‌ها، مجازات ستمگری‌های خود را در دنیا و آخرت خواهند دید."
در این حدیث شریف انكار و تكذیب امام عصر، اروحنا فداه، انكار و تكذیب پیامبر به حساب آمده است، و در نتیجه همه پیامبران را انكار كرده، كه همان رهسپاری به وادی كفر خواهد بود.
علی بن ابراهیم قمی در تفسیری درباره نزول فرشتگان و روح، در شب قدر می‌گوید:
فرشتگان و روح القدس، در شب قدر، بر امام زمان(عج) نازل می‌شوند و آنچه را از مقدرات سالانه بشر، نوشته‌اند، به او تقدیم می‌دارند.
و همین محدث مورد وثوق از حضرت امام باقر علیه السلام نقل كرده، كه وقتی از حضرتش پرسیدند: آیا شما می‌دانید كه لیلة القدر كدام شب است؟ حضرت فرمودند:
چگونه ندانیم، و حال آن‌كه در شب قدر فرشتگان بر گِرد ما طواف می‌كنند. (بحارالانوار، ج 97، ص 14)
حضرت امام سجاد علیه السلام، در این باره، می‌فرمایند:
همانا سال به سال در شب قدر تفسیر و بیان كارها، بر ولی امر (امام زمان) فرود می‌آید.
 
و نیز آن حضرت فرموده‌اند:
ای گروه شیعه، با سوره «انا انزلناه فی لیلة القدر» با مخالفین امامت ائمه معصومین علیهم السلام مخاصمه و مباحثه (و اتمام حجت) كنید تا كامیاب و پیروز شوید، به خدا كه آن سوره، پس از پیغمبر اكرم صلی الله علیه و آله حجت خدای تبارك و تعالی است بر مردم، و آن سوره آقای دین شماست و نهایت دانش و آگاهی ماست. ای گروه شیعه، با «حم و الكتاب المبین؛ انا انزلناه فی لیلة مباركة انا كنا منذرین» مخاصمه و مناظره كنید، زیرا این آیات مخصوص والیان امر امامت بعد از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله است.
همچنین از رسول اكرم صلی الله علیه و آله نقل شده است، كه به اصحابشان فرموده‌اند:
به شب قدر ایمان بیاورید، زیرا آن شب برای علی بن ابی‌طالب علیه السلام و یازده نفر از فرزندان او پس از من خواهد بود.
از آنچه كه نگارش یافت، استفاده می‌شود كه شب قدر تا قیامت باقی است و در هر شب قدر هم ولی امر و صاحب امری هست كه آن امر را دریافت دارد، كه در زمان ما صاحب آن امر صاحب بزرگوار ما حضرت حجة‌ بن الحسن المهدی، ارواحنا فداه است و برای آن‌ كه بهتر بدانیم كه لیلةالقدر بیانگر مقام شامخ ولایت اهل بیت علیهم السلام و امامت آنان تا روز رستاخیز می‌باشد؛ حدیثی را هم كه در بخش فضیلت‌های حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام است، ملاحظه می‌كنیم كه در آن به طور كنایه از آن بانوی عظیم القدر تعبیر به لیلةالقدر شده است و آن در تفسیر فرات بن ابراهیم از حضرت صادق علیه السلام نقل شده كه فرموده‌اند:
«ما قرآن را در شب قدر فرو فرستادیم»، «شب قدر» فاطمه و «قدر» خداست، پس كسی كه فاطمه(علیهاالسلام) را آنگونه كه باید، بشناسد، شب قدر را درك كرده است.
و این اشاره به مقام ولایت آن بانوی معصوم نیز دارد.
و از طرفی، همان‌گونه كه در شب قدر امر حق بر امام به حق فرود می‌آید، نزول‌گاه نور پاك امامان معصوم نیز وجود مقدس فاطمه زهرا علیهاالسلام است؛ كه حقیقتاً هر كس آن بانو را شناخت و به عظمت مقام فرزندان معصومش و همسر مظلوم و معصومش پی‌ برد، شب قدر را درك كرده است.
 
 
اعمال شبهای قدر
شب قدر،  شبی است که در تمام سال هیچ شبی به فضیلت آن نمی رسد و عمل در آن بهتراز عمل در هزار ماه است. در این شب برنامه های یک سال هر کس مقدر می گردد. در شب قدر ملائکه و روح که اعظم ملائکه است به اذن پروردگار، خدمت امام زمان علیه السلام مشرف می شوند و مقدرات هر کس را به امام عرضه می دارند.
 
اعمال شب‌های قدر بر دو نوع است:
اعمالی که در هر سه شب انجام می‌ شود و به اعمال مشترک معروف است و اعمالی که مخصوص هر یک از شب‌های مبارک نوزدهم، بیست و یکم و بیست ‌و سوم است.
 
اعمال مشترک شبهای قدر
1- غسل کردن که بهتر است مقارن غروب آفتاب غسل کرده و نماز عشا با غسل خوانده شود.
2- خواندن 2 رکعت نماز که در هر رکعت بعد از حمد، هفت مرتبه سوره‌ توحید را خوانده و بعد از نماز هفتاد مرتبه گفته شود: اَستَغفُرِاللهَ وَ اَتوبُ اِلَیهِ.
3- قرآن به سر گرفتن و خدا را به چهارده معصوم سوگند دادن .
4- زیارت امام حسین علیه السلام .
 
5- احیا داشتن (بیدار ماندن و عبادت کردن) در این شب‌ها. در روایات بسیاری از پیامبر(صلی الله علیه و آله) و معصومین(علیهم السلام) نقل شده است هر کس شب قدر را احیا کند، گناهان او آمرزیده شود.
6- فضیلت و پاداش بسیار دارد که صد رکعت نماز خوانده شود و بهتر است که در هر رکعت بعد از سوره‌ی مبارک حمد، ده مرتبه سوره‌ی توحید خوانده شود.
7- دعایی از امام زین العابدین علیه السلام که در مفاتیح الجنان آمده است . اللهم انی امسیت لک عبداً...
8- قرائت دعای جوشن کبیر.
9- طلب آمرزش از خدای متعال و درخواست از خدا جهت نیازهای دنیا و آخرت .
10- ذکر گفتن و صلوات بر محمد وآل محمد علیهم السلام.
 
در این شب‌های مبارک، اعمال زیر نیز سفارش شده است:
1) خواندن 2 رکعت نماز برای سلامتی امام زمان(عج) و تعجیل در ظهور آن حضرت
2) خواندن 2 رکعت نماز برای شادی روح همه‌ی درگذشتگان و اسیران خاک و 25 بار گفتن ذکر "اللهم اغفرلی لجمیع المومنین و المومنات و المسلمین و المسلمات"
3) خواندن 2 رکعت نماز تقدیم به اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) و خواندن دعای توسل
4) خواندن 2 رکعت نماز حضرت زهرا(سلام الله علیها): در رکعت اول بعد از حمد صد مرتبه سوره قدر و در رکعت دوم بعد از حمد صد مرتبه سوره توحید
5) خواندن سوره‌های مبارک دخان و قدر
 
اعمال مخصوص شب نوزدهم
1- صد بار ذکر " استغفرالله ربی واتوب الیه ".
2- صد بار ذکر " اللهم العن قتلة امیرالمومنین"
3- دعای اللهم اجعل فیما تقضی و تقدر من الامر المحتوم ...
 
اعمال مخصوص شب بیست و یکم
1- دعای اللهم صل علی محمد وال محمد و اقسم لی حلما یسد عنی باب الجهل ... .
2- لعن بر قاتل امیرالمومنین. صد بار ذکر "اللهم العن قتلة امیرالمومنین"
3- زیارت امام علی علیه السلام .
اعمال مخصوص شب بیست و سوم
1- تلاوت سوره های عنکبوت و روم که امام صادق علیه السلام فرمود: تلاوت کننده این دو سوره در این شب از اهل بهشت است.
2- قرائت سوره‌های مبارک عنکبوت، روم و دخان .
3- قرائت هزار مرتبه سوره قدر .
4- خواندن و تکرار دعای سلامتی امام زمان(عج) اللهم کن لولیک حجة ابن الحسن ... .
5- دعای اللهم امددلی فی عمری واوسع لی فی رزقی ... .
6- تلاوت قرآن کریم به هر مقدار که توانستی .
7- خواندن دعای "یا باطنا  فی ظهوره و یا ظاهراً فی بطونه ... .
 
 
بهترین دعاها در شب قدر
دعاهايى كه از ائمه رسيده است، بهترين دعاهاست. اولاً خواسته‌هايى در اين دعاها گنجانده شده است كه به ذهن امثال ماها اصلاً خطور نمى‌كند و انسان از زبان ائمه (عليهم‌السّلام) آنها را از خدا طلب مى‌كند. در دعاى ابوحمزه و دعاى افتتاح و دعاى عرفه بهترين مطالبات و خواسته‌ها براى انسان مطرح مى‌شود؛ كه اگر انسان اينها را از خدا بخواهد و بگيرد، مى‌تواند براى او سرمايه باشد. ثانياً در اين دعاها مايه‌هاى خشوع و تضرع وجود دارد. مطلب، با زبان و لحن و بيانى ادا شده است كه دل را خاشع و نرم مى‌كند. با عبارات فصيح و بليغ، عشق و شيفتگى و شوق در اين دعاها موج مى‌زند. انسان بايد اين دعاها را قدر بداند و از آنها استفاده كند.
بیانات رهبر انقلاب در خطبه‌‌هاى نماز جمعه‌ى تهران ‌‌۱۳۸۴/۰۷/۲۹
شب قدر و دعاهای حضرت علی(ع) در نهج البلاغه/ نوشتاری از آیت الله جوادی آملی
شب قدر که شب نزول قرآن است، هر سال از طرف خدا تکریم می شود. گرامیداشت شب قدر به این است که همان خاطرة نزول قرآن تکرار شود.
تقریباً هزار و چهارصد و بیست و شش سال از نزول قرآن کریم می گذرد. هر سال به فرمان خدائی که متکلّم این کلام است، سالگردی گرانقدر تشکیل می شود. لذا با همان جلال و شکوه فرشتگانی که بار اوّل قرآن را آورده بودند، در خدمت روح از آسمان غیب تنزّل می کنند و بر ولی عصر نازل می شوند.

هنگام نزول قرآن، احیای خاطرة هر سالة‌ او هم گوشزد شد. هم با ماضی و هم با مضارع یاد شد. فرمود: إنّا أنزَلناهُ فِی لَیلَهِ القَدر، یعنی این کتاب را ما در شب قدر نازل کرده ایم، و هم در تجلیل شب قدر اینچنین فرمود: وَ مَا اَدراکَ مَا لِیلَهُ القَدر. لِیلَهُ القَدرِ خِیرٌ مِنْ ألفِ شَهر. تَنَزَّلُ المَلائِکَهُ وَالرُّوحُ فِیها بِإذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ اَمرْ. سَلامٌ هِیَ حَتّی مَطلَعِ الفَجْر. یعنی این قرآن که در شب قدر نازل شد، با جلال و شکوه فرود آمد و به دستور خدا هر ساله آن جلال و شکوه تکرار می شود. اینچنین نیست که إنّا أنزَلناهُ فِی لِیلَهِ القَدر و پایان پذیرفته باشد! بلکه اینطور است: تَنَزَّلُ المَلائِکَهُ وَالرُّوحُ فِیهَا بِإذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلّ اَمرْ. هر ساله ملائکه در خدمت روح همة حقائق قرآن را أعم از تفسیر و تکوین پائین می آورند.
مرحوم کُلینی بابی در جامع کافی عقد کرد که بعضی از امامان ما (علیهم السَّلام) فرمودند: شما برای اثبات ادامة ولایت به سورة قدر استدلال کنید. تقریر استدلال هم به این بیان است ؛ فرمود: به مخالفین بگوئید آیا نبی اکرم رحلت کرد، شب قدر هم از بین رفت، یا شب قدر هست ؟ آنها ناچار می گویند: شب قدر هست. یعنی هر سال ماه مبارکی دارد، و در هر ماه مبارکی شب قدر هست. فرمود: از آنها بپرسید: این که خدا فرمود: در شب قدر فرشته ها امور را نازل می کنند، بر کی نازل می شوند ؟ اگر مقدّرات و حقائق را نازل کرده اند که به همراه ببرند و به کسی ندهد، پس چرا آوردند ؟ اگر بنا شد مقدّرات و معارف را بر کسی عرضه کنند، آن کس کیست ؟ آن کس که همة فرشتگان به اتّفاق روح، همة امور را نازل می کنند و بر او گزارش می دهند، کیست ؟ او ولی امر است. او امام آن زمان است.
در هر زمان ای ولی معصوم هست که مهبَط وحی است. منتها وحی تشریعی به پایان رسید، آن وحی های تصدیقی و تکوینی و تبیینی و تفسیری و تشریعی همچنان مستدام است. لذا در بَدئ پیدایش نزول قرآن، ذات أقدس إله دستور داد که هر ساله خاطرة گرانبار نزول قرآن را گرامی بدارند و امشب احتمالاً یکی از شب هائی است که لیلة قدر است. لذا فرشتگان در خدمت روح همة امور را با سلامت به وجود مبارک ولی عصر عرضه می کنند. بعد به اذن ولی عصر به مجالس مؤمنین سری می زنند و به آنها سلام می کنند. و فیض ای که به ولی عصر رسید، به دستور آن حضرت به افراد مستعد می رسانند. کسانی که ارتباط شان با ولی عصر برقرار است، نشانه های شب قدر را هم درک می کنند.
از ائمه (علیهم السَّلام) سئوال کردند که علامت شب قدر چیست ؟ فرمود: آن نسیم ملایم که به شما بوزد، معلوم می شود شب قدر را درک کرده اید. اگر زمستان باشد، احساس سرما نمی کنید  و اگر تابستان گرم باشد، احساس گرما نمی کنید. اگر یک همچنین حالی در شما پیدا شد، این نسیم قدر است. علامت دیگر اینکه: اگر بُوی خوبی به مشام شما رسید، این نشانة قدر است.
گاهی یعقوب ای می خواهد که بوی یوسف را از فاصلة هشتاد فرسخ استشمام کند، بگوید: إنّی لَأجِدُ رِیحِ یُوسُفَ لُولا أنْ تُفَنِّدُونْ (یوسف / آیة 94). آن کس که پیرهن یوسف را در دست دارد، بوی یوسف را استشمام نمی کند! ولی یعقوب از فاصلة هشتاد فرسخی بُوی یوسف استشمام می کند. فَلَمّا فَصَلَتِ العِیرْ (یوسف / آیة 94)، همین که قافله از مرز مصر حرکت کرد، یعقوب فرمود: من بُوی یوسف می شنوم! استشمام نمی کنی. ولایت بُوئی دارد، نبوّت بُوئی دارد، یوسف هر عصر بُوئی دارد، شب قدر بُوئی دارد. اگر کسی شامّة جان اش باز شد، این بُو را می شنود. و اگر آن لامسة جان اش باز باشد،‌ این نسیم خنک را حسّ می کند. جریان چشم و گوش در قرآن آمده، جریان شامّة معنوی هم در قرآن آمده. خدا بعضی را بصیر و بعضی را کُور می داند. می گوید: برخی کُور اند،‌ امّا نه چشم سرشان، بلکه چشم دلشان کُور است. إنَّهَا لا تَعمَی الأبصارْ وَ لکِنْ تَعمَی القُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُور (حج / آیة 46). معلوم می شود بعضی ها قلب شان بیناست، بعضی دلشان کُور است. آن دلی که چشم دارد، شامّه هم دارد، ذائقه هم دارد، لامسه هم دارد. 
منتظر
10:21
45
چگونه به استقبال ماه رمضان برویم

جام کشکول؛

رمضان مهمان بسیار عزیزی است؛ هر سال چند روز به نزد ما می‌آید و آن در بین ماه‌ها همانند یوسف در میان برادرانش می‌باشد. پس باید قدرش را بدانیم و آن‌چنان که شایسته‌ی آن است برایش آماده‌گردیم. خداوند متعال می‌فرماید: «وَلَوْ أَرَادُوا الْخُرُوجَ لأَعَدُّوا لَهُ عُدَّةً» [توبة: ۴۶]؛ اگر می‌خواستند بیرون روند، توشه و ساز و برگ آن را آماده می‌کردند.

این‌ها جرقه‌های نورانی‌ای جهت آماده‌گیری برای ماه مبارک رمضان هستند:

شوق رمضان:

در دل محبوب‌ترین فردت را تصور کن که یازده ماه از تو دور بوده است و به تو خبر رسیده که بعد از چند روز می‌آید، چه قدر مشتاق دیدارش هستی؟!

اظهار شادمانی:

خداوند متعال می‌فرماید: «قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِکَ فَلْیَفْرَحُوا هُوَ خَیْرٌ مِمَّا یَجْمَعُونَ» [یونس:۵۸]؛ بگو : به فضل و رحمت خدا (به همین نه چیز دیگر) باید مردمان شادمان شوند؛ این بهتر از چیزهائی است که گرد می آورند.

پس خوشحالی نسبت به طاعات و موسم‌های خیرات، فرعی از محبت خداوند متعال است؛ مردم نیک به فضل خدا نسبت به خود که عمرشان را طولانی کرد و آنان را به روزه‌ی رمضان و شب‌زنده‌داری‌هایش رساند، خوشحال هستند.

دعا:

سلف صالح با دعا به استقبال ماه مبارک رمضان می‌رفتند و چنین دعا می‌کردند: اللهم بلغنا رمضان، اللهم سلمنا رمضان وسلم رمضان لنا و تسلمه منا متقبلاً؛ خدایا ما را به رمضان برسان و ما را تا ماه رمضان سالم نگه‌دار و رمضان را به سلامت به ما برسان و آن را از ما قبول شده بپذیر.

قلب‌ها در میان امید و یأس نسبت به وصول رمضان هستند:

همگی مسافریم؛ بعضی در میان راه از سفر باز می‌مانند و بعضی به مقصد می‌رسند. آیا ما به ماه مبارک رمضان می‌رسیم یا عمرمان کوتاه می‌شود همان‌طوری که نسبت به برادران و خواهرانی که سال گذشته با ما روزه گرفتند و طناب عمرشان پاره شد و هرگز نمی‌توانند سال جاری را روزه بگیرند؟ 

عزم راستین:

رمضان یک فرصت است و فرصت اگر از دست برود، گاهی موقع دوباره بر نمی‌گردد؛ پس عزمت را چنان راسخ کن که روزه‌ات با روزه‌های قبلی فرق داشته باشد و با خود بگو: اگر خدا در ماه رمضان به من فرصتی دوباره بخشید، روزه‌ی خداحافظی‌ام را خواهم گرفت. و به نفست بگو: خداوند ماه‌های رمضان زیادی را به من فرصت داد، اما از من خیر زیادی فوت شد، اگر سال جاری به من فرصت دهد، می‌بیند که من چه کار خواهم کرد. و به نفست بگو: امسال تو را به بارگاه پروردگارم عرضه خواهم کرد، آیا تو را قبول می‌کند و یا رد خواهی شد.

صداقت، در عزم راستین است؛ خداوند متعال می‌فرماید: «مِنْ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلاً» [الأحزاب:۲۳]؛ در میان مؤمنان مردانی هستند که با خدا در پیمانی که با او بسته‌اند، راست بوده‌اند. برخی پیمان خود را بسر برده‌اند و برخی نیز در انتظاراند. آنان هیچ گونه تغییر و تبدیلی در عهد و پیمان خود نداده‌اند.

توبه:

چگونه در زمین شوره‌زار کشت می‌کنی، باید خاک دلت را قبل از فصل کاشت پاک کنی و آن را با آب توبه و تگرگ انابت و ژاله‌ی استغفار شستشو بدهی. اللهم اغسلنی بالماء والثلج والبرد؛ بار الها! مرا با آب و برف و ژاله بشوی.

قلب‌ها محل نظر پروردگار نسبت به بنده هستند؛ آیا دوست داری که خدا به قلبت بنگرد و در آن آلودگی شرک، چرک گناه، پلیدی کینه، حسد، فریب و دیگر گناهان مهلک را ببیند؟!

الله تعالى می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً عَسَى رَبُّکُمْ أَنْ یُکَفِّرَ عَنْکُمْ سَیِّئَاتِکُمْ وَیُدْخِلَکُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الأَنْهَارُ یَوْمَ لا یُخْزِی اللَّهُ النَّبِیَّ وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ یَسْعَى بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَبِأَیْمَانِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَاغْفِرْ لَنَا إِنَّکَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ» [التحریم:۸]؛ ای مؤمنان! به درگاه خدا برگردید و توبه‌ی خالصانه‌ای بکنید‌، شاید پروردگارتان گناهانتان را محو نماید و بزداید و شما را به باغ‌های بهشتی داخل گرداند که از زیر آن رودبارها روان است. این کار در روزی خواهد بود که خداوند پیغمبر و کسانی را که با او ایمان آورده اند، خوار و سبک نمی دارد. نور ایشان پیشاپیش و سوی راستشان در حرکت است؛ می گویند : پروردگارا ! نور ما را کامل گردان و ما را ببخشای، چرا که تو بر هر چیزی بس توانائی.

علم قبل از عمل:

چه‌قدر نیکی‌هایی بودند که از دست رفتند و چه‌قدر اعمالی بودند که به سبب نادانی برباد شدند! پس باید بنشینیم و قبل از روزه گرفتن، چیزی از فضایل، احکام و آداب روزه را فرا گیریم. رسول خدا صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: «طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِیضَةٌ عَلَى کُلِّ مُسْلِمٍ» (رواه ابن ماجه)؛ یاد گرفتن علم بر هر مسلمان فرض است.

بالا بردن سطح آمادگی:

کسی وارد معرکه می‌شود که امید پیروزی را دارد و کسی که برای آزمونی می‌رود که آرزوی موفقیت را در آن دارد، آن‌چنان آمادگی‌ای می‌گیرد که آرزوی پیروزی و قبولی را می‌کرد.

ما به استقبال ماهی می‌رویم که در آن درجات بالا می‌روند و به ثواب نیکی‌ها افزوده و بدی‌ها زدوده می‌شوند و انسان‌ها از آتش جهنم رهایی می‌یابند. پس بر ما لازم است که آمادگی خود را نسبت به پایبندی بر نمازهای جماعت و پشت سر آن خواندن نمازهای سنت و نوافل، شب‌زنده‌داری، یاد خدا و دیگر طاعات بالا ببریم.

رام کردن حواس:

- زبانت مثل درنده است، اگر آن را رها کنی، تو را می‌درد؛ پس آن را با ذکر، استغفار و تلاوت قرآن رام کن و آن را از لغویات، غیبت، سخن‌چینی، مسخره و شوخی ناجایز باز دار.

- چشمت را اگر حفاظت نکنی، خیانت می‌کند، پس نگاهت را پایین بگیر و از نگاه حرام به فیلم، تلویزیون، مجلات و در راه‌ها پرهیز کن.

- شکمت را از حرام حفاظت کن و در خورد و نوشت به دنبال رزق حلال باش.

- پاهایت را به رفتار متواضعانه عادت ده و در زمین با تکبر و غرور راه نرو و حذر کن از این‌که به محل‌های فساد بروی. بیش‌ترین گام‌هایت را به سوی مساجد و دروس علمی سوق بده.

- سر را و آن‌چه در سر است و شکم و محتویاتش را حفاظت کن و مرگ و پوسیدگی را یاد کن.

مشغله‌ات را کمتر کن:

انسان در ماه رمضان کارهایی دارد که از آن‌ها بی‌نیاز نیست؛ مانند خرید احتیاجات منزل از آب، غذا و پوشاک، و این‌ها فرصت زیادی را از ما در ماه رمضان می‌گیرد و وقت گران‌بها و بی‌بدیل را ضایع می‌کنند. چه خوب است که هر یک از ما احتیاجات منزلی‌اش را ـ اگر می‌تواند ـ قبل از رمضان به وفور تهیه نماید تا در رمضان با فراغت قلب به عبادت بپردازد.

چنین نباشد که یکی در حال نماز و دیگری مشغول به برنج و روغن باشد!

دیگری نماز تراویح را به خاطر خرید لباس فرزندانش ترک کند!

و دیگری ساعاتی را در صف‌ها بگذراند! و این چنین وقت‌های گران‌بها به هدر برود که انسان در این معامله دچار چه ورشکستگی فاحشی می‌شود!

اهدافت را تعیین و خط مشیت را مشخص کن:

- در ماه رمضان چه اهدافی داری؟

“بخشش گناهانم ـ آزادی از آتش جهنم ـ دخول بهشت از دروازه‌ی ریان ـ …”

- برای رسیدن به این اهداف، چه وسیله‌ای داری؟

برای تحقق هر هدف بزرگی، وسایلی لازم است؛ وسایل تو جهت تحقق اهدافت چیست؟

- آیا این اهداف و این وسایل را نوشته‌ای؟

- آیا خط مشی‌ای برای ماه رمضان وضع کرده‌ای؟

برای رمضانت ذخیره‌ای داشته باش:

بعضی از مردم پول زیادی را جهت خرید غذاهای گران‌قیمت برای ماه رمضان ذخیره می‌کنند تا این‌که ماه رمضان را ماه خورد و نوش و برآوردن خواهش‌های نفسانی بگردانند و آن را ماه تبذیر و اسراف قرار دهند!!

تو چنین مباش؛ ولی پولت را ذخیره کن تا آن را در ماه رمضان صدقه بدهی. «کَانَ رَسُولُ اللهِ -صلى الله علیه وسلم- أَجْوَدَ النَّاسِ، وَکَانَ أَجْوَدُ مَا یَکُونُ فِی رَمَضَانَ» (متفق علیه)؛ پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم سخی‌ترین مردم بود و بیش‌ترین سخاوتش در ماه رمضان بود.


13:12
4
نامه ای از سوی خدا...
 
 
 
می دانم هر از گاهی دلت تنگ می شود. همان دل های بزرگی که جای من در آن است، آن قدر تنگ می شود که حتی یادت می رود من آنجایم.

دلتنگی هایت را از خودت بپرس و نگران هیچ چیز نباش!
هنوز من هستم.


هنوز خدایت همان خداست!

هنوز روحت از جنس من است!

اما من نمی خواهم تو همان باشی!

تو باید در هر زمان بهترین باشی.

نگران شکستن دلت نباش!

می دانی؟ شیشه برای این شیشه است چون قرار است بشکند.

و جنسش عوض نمی شود ...

و می دانی که من شکست ناپذیر هستم ...

و تو مرا داری ...برای همیشه!

چون هر وقت گریه می کنی دستان مهربانم چشمانت را می نوازد ...

چون هر گاه تنها شدی، تازه مرا یافته ای ...

چون هرگاه بغضت نگذاشت صدای لرزان و استوارت را بشنوم،

صدای خرد شدن دیوار بین خودم و تو را شنیده ام!

درست است مرا فراموش کردی، اما من حتی سر انگشتانت را از یاد نبردم!

دلم نمی خواهد غمت را ببینم ...

می خواهم شاد باشی ...

این را من می خواهم ...

تو هم می توانی این را بخواهی. خشنودی مرا.

من گفتم : وجعلنا نومکم سباتا (ما خواب را مایه آرامش شما قرار دادیم)

و من هر شب که می خوابی روحت را نگاه می دارم تا تازه شود ...

نگران نباش! دستان مهربانم قلبت را می فشارد.

شب ها که خوابت نمی برد فکر می کنی تنهایی ؟

اما، نه من هم دل به دلت بیدارم!

فقط کافیست خوب گوش بسپاری!

و بشنوی ندایی که تو را فرا می خواند به زیستن!

پروردگارت ...
با عشق !


15:50
138
اخوان الشیاطین و شیخ شهید

جام دینیَ: شهادت دردناک ودلخراش عالم مجاهد روشنگر معاصر علامه شیخ حسن شحاته بدست خوارج زمان، برادران شیطان، جاهلان دوران، منحرفان زمان، کوردلان احمق سلفی وهابی دل همه را به درد آورد وسوزاند، در دوره ای که آزادی اندیشه وحقوق بشر وحقوق حیوان بوق وکرنای جهان را درنوردیده است اجتماع تنی چند از شیعیان بمناسبت میلاد امام زمان (عج) - که پروانه وار گرد شمع وجود این دانشمند فرزانه در خانه ای در یک روستا  بودند - را برنتافتند، وآنچنان وحشیانه عمل کردند که روی چنگیز ومغول وشارون را سفید کردند، حدود سه هزار نفر خانه ای را که محل اجتماع حدود سی نفر بود محاصره کردند وحریم شخصی را شکستند وخانه را آتش زدند وشیعیان را به قصد کشت ددمنشانه مورد ضرب وشتم قرار دادند، وشیخ را به همراه دو برادر ویک همراه فجیعانه کشتند وبدنش را حدود دو ساعت بر زمین کشاندند !! مگر جرم شیخ چه بود؟ اصلا خود شیخ که بود؟ او عالمی بود که در الازهر مصر درس خوانده بود، وسالیانی خطیب وامام مسجد بود، عنایت الهی وتوجه نبوی دل صاف او را منور ساخت وپس از مطالعه عمیق ومستمر مذهب حق را یافت واز مذهب حنفی دست کشید وشیعه گردید، از این جریان حدود 18 سال می گذرد، ولی جریان به این ختم نمی شود، او سمبل یک حرکت روشنگرانه شد، وسبب هدایت بسیاری از حقیقت جویان گردید، واین مطلبی است که مخالفانش که تاب مقاومت در برابر قوت استدلال وصلابت برهان او را نداشتند نمی توانستند تحمل کنند،  وسرانجام او را مظلومانه وغریبانه ومعصومانه به شهادت رساندند وعزای مسلم وصحنه کربلای کوچک را در غربتکده عالم آفریدند..

ولی بی شک که خون پاک این شهید حقایق پنهان را بیشتر روشن خواهد ساخت، ابر تیره کنار خواهد رفت وخورشید هدایت در مصر ودیگر کشورهای عربی واسلامی خود را نشان خواهد داد، امروز این سؤال برای همه مردم در سطح جهانی مطرح است که شیعه کیست؟ حرف وسخن او چیست؟ چرا 1400 سال است که خون شیعه بر زمین ریخته می شود و روز بروز توجه همگانی را بیش از پیش بخود جلب می کند؟ چرا اولین سری که  از بدن جدا گردید سر حجر بن عدی صحابی ویکی از شیعیان علی بن ابی طالب بود؟ چرا ابن برخورد خشن در طول تاریخ ادامه یافت تا آنکه ابو الفرج اصفهانی مقاتل الطالبیین وعلامه امینی شهداء الفضیله نگاشت؟ ریشه را در استواری منطق ابن مذهب که تجلی اسلام ناب محمدی است باید یافت که با معرفی آن دیگر جایی برای اسلام اموی باقی نخواهد ماند، واین حقیقتی است که شهید شحاته آن را بخوبی دریافت.. صدها سخنرانی روشنگر او در دست است که می تواند راه را برای رهپویان نشان دهد، وجا  دارد که در قالب کتاب و جزوه وسی دی در اختیار عموم قرار گیرد، ترجمه فارسی آن مباحث نیز برای فرهیختگان بسیار سودمند خواهد بود، حضور فعال و پرنشاط او در شبکه های ماهواره ای شیعی وسایتهای اجتماعی اینترنتی مثل پالتاک و.. بسیار پرفایده بود.. او شهید ماه شعبان و قربانی امام زمان شد.. وخون شهید از جوشش نمی افتد.. او حسن بود وحسن زیست وحسن پرکشید.. عاش سعیدا ومات شهیدا.

حجت الاسلام شیخ محمد امین پور امینی
 


20:27
13
پیامک تبریک نیمه شعبان
 
 
 
 

در انتظار ديدنت همه دلها بيقرارند ..... اي تک ستاره بهشت حسرت به دلمان نزار


... 

به اميد روزي که متن تمام اس ام اس ها يک جمله باشد و آن : مهدي آمد

... 

سر راهت در انتظارم ..... برده هجرت صبر و قرارم ...... جز ظهورت اي گل زهرا ..... به خدا حاجتي ندارم
کجايى اى هميشه پيدا از پس ابرهاى غيبت
... 

دامن علقمه را عطر گل ياس يکي است

قمر بني هاشميان در همه ناس يکي است

سير کردم عدد ابجد و ديدم به حساب

نام زيباي اباصالح و عباس يکي است


...


شعبان شد و پيک عشق از راه آمد

عطر نفس بقيه الله آمد

با جلوه سجاد و ابوالفضل و حسين

يک ماه و سه خورشيد در اين ماه آمد


...

 

شعبان بهانه اي است براي دوستي با خدا ، لحظه هايت سرشار از اين دوستي باد.


...

 

خدايا !

تو آنچناني که من دوست دارم...

پس مرا آنچنان کن که تو دوست داري

اللهم عجل لوليک الفرج و العافيه و النصر و اجعلنا من خير اعوانه و انصاره و المستشهدين بين يديه امين


...

 

کاش مي شد اشک را تهديد کرد مدت لبخند را تمديد کرد


کاش مي شد در ميان لحظه ها لحظه ي ديدار را نزديک کرد


ميلاد نور پيشاپيش مبارک


...

 

 آن که بي باده کند جان مرا مست کجاست ؟ آن که بيرون کنداز جان و دلم دست کجاست؟


...

 

آن که سوگند خورم جز به سر او نخورم آن که سوگند من و توبه ام اشگست کجاست


...

 

کجايى اى هميشه پيدا از پس ابرهاى غيبت؟

...

 

در کودکي خوانده بوديم" آن مرد درباران آمد"؛ غافل ازاينکه تاآن مردنيايد، باران نمي بارد


...

 

 هنوزم انتظارو انتظار است هنوزم دل به "ســيــنـــه" بي قرار است


هنوزم خواب ميبينم به شبها همان مردي که بر اسبي سوار است


همان مردي که جمعه آيد روزي ... و اين پايان خوب انتظار است


...

 

بر چهره پر ز نور مهدي صلوات بر جان و دل صبور مهدي صلوات


تا امر فرج شود مهيا بفرست بهر فرج و ظهور مهدي صلوات


...

 

عزيز ديدنت را بهانه بسيار داريم اما بها نه

کلاس اول خوانديم " آن مرد در باران آمد " ...

اکنون مي فهميم تا آن مرد نيايد باران نخواهد آمد ...

اللهم عجل لوليک الفرج


...

 

خدايا !

آنچنان زمين گيرم نکن که هنگام ظهور مولا توان برخاستن نداشته باشم ...

اللهم عجل لوليک الفرج


...

 

مهدي جان !

روا بود که گريبان ز حجر تو پاره کنم ...

دلم هواي تو کرده بگو چه چاره کنم ...

اللهم عجل لوليک الفرج

تا کسي رخ ننمايد ز کسي دل نبرد

دلبر ما دل ما برد و ز ما رخ ننمود

اللهم عجل لوليک الفرج


...

 

چه جمعه ها که يک به يک غروب شد نيامدي

چه بغضها که در گلو رسوب شد نيامدي


...

 

بر چهره پر ز نور مهدي صلوات

بر جان و دل صبور مهدي صلوات

تا امر فرج شود مهيا بفرست

بهر فرج و ظهور مهدي صلوات

اللهم عجل لوليک الفرج


...


بي تو اي صاحب زمان

بي قرارم هر زمان

از غم هجر تو من دلخسته ام

همچو مرغي بال و پر بشکسته ام

اللهم عجل لوليک الفرج


...

 

ما معتقديم که عشق سر خواهد زد

بر پشت ستم کسي تير خواهد زد

سوگند به هر چهارده آيه نور

سوگند به زخم هاي سرشار غرور

آخر شب سرد ما سحر مي گردد

مهدي به ميان شيعه برمي گردد

اللهم عجل لوليک الفرج


...

 

اگر تو نيايي سيلي ظالمان هميشه بر گونه مظلومان مي خورد و صداي ظالم همه جا به گوش مي رسد ...


...

 

اللهم عجل لوليک الفرج

کامل بتاب و رخ بنما ...

اگر تو ياري کني جسمم آرام مي گيرد...

پس فکري براي دل بي تابم کن ...

اللهم عجل لوليک الفرج


...


فقط توئي که مي تواني داد عدالت سر دهي ... چون تو زاييده حقي ...

اللهم عجل لوليک الفرج

                                                   ....

گفتم که روی خوبت،از من چرا نهان است؟
گفتا تو خود حجابی ، ورنه رخم عیان است
گفتم که از که پرسم ، جانا نشان کویت؟
گفتا نشان چه پرسی،آن کوی بی نشان است
گفتم مرا غم تو ، خوشتر ز شادمانی
گفتا که در ره ما ، غم نیز شادمان است
گفتم که سوخت جانم، از آتش نهانم
گفتا آن که سوخت او را، کی ناله یا فغان است
گفتم فراغ تا کی؟گفتا که تا تو هستی
گفتم نفس همین است ، گفتاسخن همان است
گفتم که حاجتی هست ، گفتا بخواه از ما
گفتم غمم بیفزا ، گفتا که رایگان است
گفتم ازم بپذیر ، این نیم جان که دارم
گفتا نگاه دارش ،غمخانه ی تو جان است
******

 


به انتظار تو نشستن ، اشتباه ماست ، به انتظار تو باید ایستاد
میلاد امام زمان ( عج ) مبارک
******

 


امشب ز کرَم حق گُهرى داد به نرجس
وز برج ولایت قمرى داد به نرجس
خوش باش که حق بال و پرى داد به نرجس
برخیز که زیبا پسرى داد به نرجس
******

 


بر منتظرین مژده بده منتظر آمد
از مهد بقا مهدى ثانى عشر آمد
ای منتظران گنج نهان می آید
آرامش جان عاشقان می آید
بر بام سحر طلایه داران ظهور
گفتند که صاحب الزمان می آید
******

 


ما غایبیم ، او منتظر آمدن ماست
میلاد مبارک
******

 


هر روزی که می گذرد
یک روز به ظهور امام زمان نزدیک تر می شویم
اما به خود امام زمان چطور  ؟
******

 


یا مهدی ای نقطه شروع شفق، ای مجری حق
میلاد تو قصیده بی انتهاییست که تنها خدا بیت آخرش را می داند
بیا و حسن ختام زمان باش
******

 


خدایا با نور امام مهدی، همه‌ی تاریکی‌ها را روشن کن
میلاد نور مبارک
******

 


خداوندا رسان از ما سلامش
به گوش ما رسان یارب کلامش
بسوز سینه ى مجروح زهرا
نما تعجیل در امر قیامش
عید شما مبارک
******

 


آمدنت چون رستاخیز، عدل گستر است و چون سپیده صبح
نوید آغازی دوباره برای همه خوبی هاست
میلاد مهدی موعود مبارک باد
******

 


مهدی جان!
به روسیاهی‌مان نگاه نکن و به دستهایمان که خالی و گنه کارند
قلبمان را ببین که هر روز، صبح و شام تو را می‌خوانند . . .
******

 


میلاد با سعادت منجی عالم بشریت
برپاکننده قسط و عدل منتقم خون حسین (ع)
حضرت ولیعصر ، امام زمان ، مهدی موعود (عج)  بر عموم شیعیان جهان مبارک باد
******

 


ای منتظر ، غمگین مباش قدری تحمل بیشتر
گردی به پا شد از افق گویا سواری می‌رسد
******

 


امام کاظم (ع) :
جسم او از دیدگان غایب ولی یاد او در دل های مؤمنین زنده خواهد بود
******

 


پیامبر اکرم (ص) :
در دولت او مردم آنچنان در رفاه و آسایشی به سر می برند
که هرگز نظیر آن دیده نشده است
******

 


جلوه گل عندلیبان را غزلخوان می کند
نام مهدی صد هزاران درد درمان می کند
مدعی گوید که با یک گل نمی آید بهار
من گلی دارم که دنیا را گلستان می کند
******

 


میلاد دوازدهمین
گل بوستان امامت و ولایت امام عصر و الزمان مبارک


20:10
12
تصاویر ویژه نیمه شعبان

کارت پستال ویژه نیمه شعبان , کارت پستال تولد امام زمان

 

کارت پستال ویژه نیمه شعبان , کارت پستال تولد امام زمان

 

کارت پستال ویژه نیمه شعبان , کارت پستال تولد امام زمان

 

کارت پستال ویژه نیمه شعبان , کارت پستال تولد امام زمان

 

کارت پستال ویژه نیمه شعبان , کارت پستال تولد امام زمان

 

کارت پستال ویژه نیمه شعبان , کارت پستال تولد امام زمان

 

کارت پستال ویژه نیمه شعبان , کارت پستال تولد امام زمان

 

کارت پستال ویژه نیمه شعبان , کارت پستال تولد امام زمان

 

کارت پستال ویژه نیمه شعبان , کارت پستال تولد امام زمان

 

کارت پستال ویژه نیمه شعبان , کارت پستال تولد امام زمان


 
کارت پستال های نیمه شعبان

 

کارت پستال های نیمه شعبان

 

کارت پستال های نیمه شعبان

 

کارت پستال های نیمه شعبان

 

کارت پستال های نیمه شعبان

 

کارت پستال های نیمه شعبان

 

کارت پستال های نیمه شعبان

 

کارت پستال های نیمه شعبان

 

کارت پستال های نیمه شعبان

 

 کارت پستال های نیمه شعبان


  کارت پستال های نیمه شعبان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
پوستر به مناسبت نیمه شعبان



پوستر به مناسبت نیمه شعبان


پوستر به مناسبت نیمه شعبان



پوستر به مناسبت نیمه شعبان



پوستر به مناسبت نیمه شعبان



پوستر به مناسبت نیمه شعبان



پوستر به مناسبت نیمه شعبان



پوستر به مناسبت نیمه شعبان



پوستر به مناسبت نیمه شعبان



پوستر به مناسبت نیمه شعبان

19:59
50
نایب خاص ایرانی امام زمان(عج)
 
 
 
در میان نایبان چهارگانه امام زمان(عج) که نیابت خاص ان حضرت در زمان غیبت صغری را داشتند، نام یک ایرانی هم به چشم می خورد.
«ما او  را مي‌شناسيم، خداوند تمام خوبي‌ها و خوشنودي‌هاي خويش را به وي بشناساند و او را با عنايت خود خرسند گرداند، از نامه او آگاه شديم و در مسؤوليت محوله به وي اطمينان داريم، او در نزد ما داراي مقامي است که موجب شادي وي خواهد شد، خداوند احسان خود را نسبت به وي زياد گرداند...» این، متن نامه ای است که امام زمان(عج)در تایید نیابت خاص سومین نایب شان نوشته اند. نایب خاصی که ملیتی ایرانی داشت:«ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی».

نایب خاص قمی امام زمان

حسين بن روح از خاندان ايراني نژاد، به نام «آل نوبخت» بود.  جد بزرگ این خانواده یعنی «نوبخت» از بزرگترین ستاره شناسان زمان خود بود. او که از آئین زرتشت پیروی می کرد در زمان خلافت منصور خليفه دوّم عباسي (158 ـ 136 ق.) مسلمان شد و سپس با ورود به دربار بنی عباس، در گسترش علوم و تمدّن اسلامي خدمات چشمگيري از خود نشان داد. فرزندان و نوادگان نوبخت در عصرهاي مختلف به ترتيب از مترجمان چيره دست زبان فارسي به عربي و از ستاره شناسان، راويان، متکلّمان، فيلسوفان، فقيهان و شعراي سرشناس بوده اند و حتّي برخي از آنان به مسؤوليتهاي مهم حکومتي نيز دست يافته اند.

گرچه خود نوبخت پس از مسلمان شدن در مذهب خلفاي بغداد، یعنی مذهب اهل سنت بود. اما بعدها همه نوبختيان شیعه شدند و از جمله جزو شيفتگان و یاران خاص اهل بيت(عليهم السلام) شدند. 

«ابوالقاسم حسین بن روح» هم از جمله نوبختی ها بود. می گویند او به لهجهٔ اهالی آبه (از روستاهای شهرستان ساوه) صحبت می کرد . طوری که در بعضی منابع از حسین بن روح نوبختی را با لقب آوی (آوه یا آبه) هم یاد شده است. شیخ صدوق هم او را از اهالی آوه می دانست.

او از نزدیکان مورد اعتماد محمد بن عثمان (دوّمین نایب خاص) بود و رابط بین او، عثمان بن سعید و شیعیان بود که در سال 305 هجری قمری، با وصیت دومین نائب خاص امام زمان (محمد به عثمان) و با رحلت وی، به عنوان سومین نایب ویژه امام زمان(عج) منصوب شد و دستخط مبارک امام زمان(عج) در تایید این انتصاب را دریافت کرد. 

نماینده ای ویژه، مورد اعتماد همه

شخصيت جامع حسين بن روح چنان بود که انتصاب وي براي نيابت امام زمان(عج) بي درنگ مورد توجه و استقبال دست اندرکاران دستکاه نيابت و علماي سرشناس و صاحب نفوذ در مناطق مختلف قرار گرفت و در نهايت اين فقيه فرزانه توانست دوران حساس و بحراني اين مقطع را به خوبي پشت سر بگذارد.حتّي فقهاي بزرگ شهر قم که در آن ايام از قدرت و منزلت خاصي برخوردار بودند، با اين حال در نهايت بردباري و اشتياق، از دستورات وي پيروي کردند؛ از جمله  علي بن بابويه، پدر شيخ صدوق (از فقهاي پر نفوذ شهر قم) در اين هنگام جهت ديدار با نايب سوّم، به شهر بغداد سفر مي کند، چند روزي در محضر حسين بن روح مانده، مسائلي را عنوان کرده و پاسخش را گرفت و سپس به شهر  قم بازگشت.

به گفتهٔ شیخ طوسی شروع نیابت نوبختی به سال ۳۰۶ هجری/ ۹۱۷ میلادی بود. او توقیعاتی را منتسب به امام زمان ارائه می‌کرد و به پرسش‌های علمای قم پاسخ می‌داد. چنین به نظر می‌رسد که حسین بن روح نوبختی بیش از نواب پیشین نزد شیعیان هم عصرش شناخته شده بود. حسین بن روح توانست به عنوان تنها نائب زمان خود توسط شیعیان پذیرفته شود و خاندان نوبختی تأثیر غالبی بر جامعه شیعیان و علما داشتند. حسین بن روح همچنین کوشید تا غیبت را علاوه بر توجیه براساس حدیث با رویکردی عقلی نیز توجیه نماید. حسین بن روح علاوه بر آنکه در میان شیعیان بغداد از موقعیت اجتماعی خوبی بهره مند بود، در میان دستگاه خلافت عباسی بخصوص آل فرات نیز از نفوذ و احترام قابل ملاحظه‌ای برخوردار بود.

«حسين‌بن روح» داراي برتري‌هاي فراواني بود، مهم‌ترین صفت وي رازداری بود؛ به طوری که «ابوسهل نوبختی» درباره او گفته است: «ابوالقاسم، اگر امام را زیر دامن خود پنهان داشته باشد و بدنش را با قیچی قطعه قطعه کنند تا او را نشان دهد، هرگز چنین نخواهد کرد.»


او همچنين با وجود این که خلفا را غاصب حکومتی می‌دانست که صاحبان اصلی آن، یعنی ائمه (ع) را با زهر یا شمشیر کشته بودند، سیاست تقیه را دنبال می‌کرد، وی حتی در جلسه مناظره، با پیش گرفتن تقیه در مقابل اهل سنت، توانست خود را از معرض ظن نجات دهد، در اين جلسه مناظره يكي از دوستانش با جواب او، خنده‌اش گرفته بود، پنهانی سرزنش كرد، دوستش در جواب گفت: «شنیدن این سخن از نماینده امام تعجب‌آور است و موجب خنده می‌شود»، حسین بن روح او را تهدید کرد که اگر بار دیگر این سخن را بگوید با او قطع رابطه خواهد کرد.

21 سال نیابت خاص

حسین بن روح سرانجام در 18 شعبان سال326 هجری قمری، پس از 21 سال نیابت خاص امام زمان از دنیا رفت. اما از آنجا که هنوز سه سال از دوران غيبت صغري باقي مانده بود، ضرورت داشت براي ادامه رياست و تکميل اين دوره سرنوشت ساز، يک فقيه و شخصيت توانمند ديگر به جاي او منصوب شود. از اين رو، حسين بن روح چند روز قبل از رحلت، به دستور امام عصر(عج)، مسؤوليت دستگاه نيابت را به نايب چهارم، علي بن محمد سَمري سپرد. شیعیان عراق، پس از تشییع باشکوه پیکر وی، او را در محله نوبختيه، جنب راست ضلع شرقي بازار «عطاران» به خاک سپردند. اجایی که الان به نام محله «رصّافه» در شرق بغداد و در منطقه مرکزي و در ميان بازار قرار دارد و به «مقام حسين بن روح» مشهور است.

خاندان نوبختی از جمله خاندان های عالم و نامدار عصر خود بودند و شاعران، دانشمندان و اصحاب خاص معصومان(ع) از میان انان بوده است. از جمله :

ابوسهل بن نوبخت، ستاره شناس.

ابوسهل فضل بن نوبخت، فيلسوف و متکلّم.

ابواسحاق بن اسحاق بن ابي سهل، متکلّم و صاحب کتاب «الياقوت».

ابوسهل اسماعيل بن علي، از اصحاب امام هادي و امام عسکري(عليهما السلام)

ابومحمد حسن بن موسي نوبختي، رجال شناس وصاحب کتاب «فرق الشيعه».

حسن بن سهل نوبختي، منجم مشهور.

ابو عبدالله احمد بن عبدالله نوبختي، شاعر.
 


19:17
96
زیباترین آرامش دنیا

ازدی می گوید:
« من مشغول طواف خانه خدا بودم. شش دور رفتم و قصد داشتم دور هفتم را شروع کنم که ناگاه چشمم به حلقه ای از مردم افتاد که در طرف راست کعبه بودند! جوانی خوشرو و خوشبو با مهابت تمام نزد ایشان ایستاده و صحبت می فرمود؛ به طوری که بهتر از سخن او و دلنشین تر از گفتارش نشنیده بودم.
نزدیک رفتم که با او صحبت کنم؛ اما ازدحام جمعیت مانع از نزدیک شدن به او گردید.
از مردی پرسیدم: این جوان کیست؟
گفت: پسر رسول خدا صلی الله علیه و آله است، که سالی یک بار برای دوستان خصوصی خود ظاهر می شود و برای آنها حدیث می فرماید.

وقتی این مطلب را شنیدم، خود را به او رسانده و عرض کردم: مولا جان، من برای هدایت به خدمت شما آمده ام و می خواهم مرا راهنمایی کنید.

تا این گفته را شنیدند، دست بردند و از سنگریزه های مسجد برداشتند و به من دادند. وقتی به آن نگاه کردم، دیدم تکه طلایی است. بعد از آن که این موضوع عجیب را مشاهده کردم، به راه افتادم. ناگاه دیدم آن بزرگوار پشت سر من آمدند و به من فرمودند:
« حجت بر تو ثابت شد و حق برایت ظاهر گردید و کوری از چشم تو رفت. آیا مر ا نشناختی؟ »
عرض کردم: نه، نشناختم.
فرمودند:
« منم مهدی. منم قائم زمان. منم آن که زمین را پر از عدل و داد می کنم، همان طوری که از ظلم و ستم پر شده باشد؛ به راستی که زمین از حجت خالی نخواهد بود و خدای تعالی مردم را در حیرت و سرگردانی رها نمی کند.

بعد هم فرمودند: آنچه را که دیدی نزد تو امانت است؛ آن را برای برادران مؤمنت نقل کن. »

 

آقا نگاهت جای آهو هاست، می دانم

دستان پاکت مثل من تنهاست، می دانم

آقا دلت در هیچ ظرفی جا نمی گیرد

جای دل تو وسعت دریاست ، می دانم

می آیی و با دستهایت پاک خواهی کرد

اشکی که روی گونه مان پیداست ، می دانم

برگشتنت در قلب های مرده مردم

همرنگ طوفانی ترین دریاست ، می دانم

جای سرانگشتان پر نورت در این ظلمت

مانند رد باد بر شنهاست ، می دانم

در باور کوتاه این مردم نمی گنجد

وقتی بیایی اول دعواست ، می دانم

ای کاش برگردی که بعد از این همه دوری

یک بار حس بودنت زیباست ، می دانم

آقا اگر تو برنمی گردی دلیل آن

در چشمهای پر گناه ماست ، می دانم

کی باز میگردی ، برایم بودن با تو

زیباترین آرامش دنیاست ، می دانم

تو باز می گردی اگر امروز نه ، فردا

از آتشی که در دلم پیداست ، می دانم


14:58
110
پیامک تبریک ولادت حضرت ابوالفضل و روز جانباز
 
                                                        هر گل خوشبو که گل یاس نیست

هر چه تلألو کند الماس نیست

ماه زیاد است و برادر بسی

هیچ یکی حضرت عبـاس نیست

*** 

کریم باوفا، آقا ابوالفضل

خداوند سخا، آقا ابوالفضل

دلی دارم که نذر مرقد توست

ببر تا کربلا، آقا ابوالفضل!

*** 

چهارم شعبان ، روز شکفتن گل معطر ابالفضل (ع) بر شاخسار اهل‏بیت (ع) مبارک باد

***

عباس(ع) آمد تا برادری را معنا کند، وفا را شرح دهد، ایثار را الگو باشد، شجاعت را

تفسیر کند و دلاوری را مصداقی والا گردد. میلادش مبارک.

***

میلاد اباالفضل(ع)، ماهتاب شب های غریبی حسین(ع) و اسوه باشکوه جانبازی مبارک باد.

*** 

مبارک باد نورانیت خانه هایی که در سایه شمع وجود جانبازان، ذرّه ذرّه به آسمان نزدیک تر می شوند.

ولادت حضرت ابوالفضل(ع) و روز جانباز مبارک باد.

***

جانباز، آلبوم تماشایی خاطرات سرخی است که از دلاورمردی های

عباس گونه های وطن، به جا مانده است.

ولادت حضرت ابوالفضل(ع) و روز جانباز مبارک باد.

*** 

کوله بار زخمتان، در روز میلاد اباالفضل(ع)، سرشار از نسیم شفاعت و عنایت باد.

ولادت حضرت ابوالفضل(ع) و روز جانباز مبارک باد.

*** 

ای جانباز! فراتِ جان تو، سقّای خیمه های تشنگان وطن بود تا امروز، در سایه امن ایمان،

عبّاس(ع) را در آیینه چهره تو ببینیم.

ولادت حضرت ابوالفضل(ع) و روز جانباز مبارک باد.

*** 

جانبازان، تمثال وفاداری و ایثار، شکوه زخم و زیبایی و تصویرگر ایمانند.

ولادت حضرت ابوالفضل(ع) و روز جانباز مبارک باد.

***

جانباز یعنی قلّه وارستگی در اوج شکستگی و زیستن بدون دل‌بستگی.

ولادت حضرت ابوالفضل(ع) و روز جانباز مبارک باد.

*** 

روز جانباز، یادآور سال های آتش به جانی شقایق ها، گرامی باد.

*** 

جانباز، با لبخند زخم خویش، خاطرات خفته عباس(ع) را در کربلا بیدار می کند.

ولادت حضرت ابوالفضل(ع) و روز جانباز مبارک باد.

*** 

جانباز، شعله ای از جان اباالفضل(ع) است که شمع ایمان را در زمانه خود روشن نگه می دارد.

ولادت حضرت ابوالفضل(ع) و روز جانباز مبارک باد.

*** 

ای جانباز! زخم تنت ستاره دنباله داری است که یادآور نادیده های آسمان کربلاست.

ولادت حضرت ابوالفضل(ع) و روز جانباز مبارک باد.

*** 

جانبازان، یادگاران روزهای عشق و حماسه اند؛ خاطرات مجسّم سال هایی که درهای آسمان

به روی عاشقان باز بود و فرشتگان در آسمانِ زمین گرم گلچینی بودند.

ولادت حضرت ابوالفضل(ع) و روز جانباز مبارک باد.

*** 

سلام بر تو ای جانباز که زیباترین فرصت پرواز را در بال های شکسته ات می توان یافت.

ولادت حضرت ابوالفضل(ع) و روز جانباز مبارک باد.

*** 

جانباز، زخمی ترین غزل دیوان عشق است که در فضای ایثار منتشر می شود.

ولادت حضرت ابوالفضل(ع) و روز جانباز مبارک باد.

*** 

مرا از بچگی احساس دادند / مرا عادت به بوی یاس دادند 

کلید قفل هایم را از اول / به دست حضرت عباس دادند 

ولادت حضرت ابالفضل العباس مبارک

*** 

شعبان شد و پیک عشق از راه آمد 

عطر نفس بقیت الله آمد 

با جلوه ی سجاد و اباالفضل و حسین 

یک ماه و سه خورشید در این ماه آمد

*** 

ای عاشقان ای عاشقان عالم سراپا ناز شد

سیمرغ قاف عشق را هنگامه پرواز شد

زاسرار خلقت بهر ما افشا هزاران راز شد 

کلک جهان آرای حق آماده اعجاز شد

ولادت با سعادت حضرت عباس(ع) بر شما مبارک


صفحه قبل1...1314151617...23صفحه بعد
آذر 1393 آبان 1393 مهر 1393 شهریور 1393 مرداد 1393 تیر 1393 خرداد 1393 اردیبهشت 1393 اسفند 1392 بهمن 1392 دی 1392 آذر 1392 آبان 1392 مهر 1392 شهریور 1392 مرداد 1392 تیر 1392 خرداد 1392 اردیبهشت 1392 فروردین 1392 اسفند 1391 بهمن 1391 آبان 1391 مرداد 1391 تیر 1391 خرداد 1391 اردیبهشت 1391 فروردین 1391

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران